از انقلاب حسینى علیه‏السلام تا انقلاب خمینى قدس‏سره -قسمت چهارم
توسط : حامد...
 

از انقلاب حسینى علیه‏السلام تا انقلاب خمینى قدس‏سره  -قسمت چهارم

 

بدعت زدایى: اسلامِ امامِ كربلا و اسلامِ امامِ پانزده خرداد، با بدعت‏گذارى دینى به مخالفت برخاسته‏اند. امام حسین علیه‏السلام در نامه‏اى به بزرگان بصره نوشت: «شما را به كتاب خدا و سنت پیامبرش دعوت مى‏كنم؛ همانا سنت مرده و بدعت زنده شده است». امام خمینى قدس‏سره نیز در این‏باره فرمود: «ما باید سعى كنیم تا حصارهاى جهل و خرافه را شكسته، تا به سرچشمه زلال اسلام ناب محمدى برسیم و امروز غریب‏ترین چیزها در دنیا همین اسلام است و نجات آن قربانى مى‏خواهد و دعا كنید من نیز یكى از قربانى‏هاى آن گردم.»

 

شهادت‏خواهى: اسلام حسینى علیه‏السلام و اسلام خمینى قدس‏سره ، بر عنصر شهادت‏طلبى استوارند. در یكى از نیایش‏هاى امام حسین علیه‏السلام در روز عاشورا چنین مى‏خوانیم: «خدایا! دوست دارم كه كشته شوم و زنده گردم، هفتاد هزار بار در راه اطاعت و محبت تو، به خصوص اگر در كشته شدنم نصرت دین تو و زنده شدن فرمانت و حفظ ناموس شریعت تو نهفته باشد.» امام قدس‏سره نیز به تأسى از قیام عاشورا گفت: «مرگ سرخ، به مراتب بهتر از زندگى سیاه است و ما امروز به انتظار شهادت نشسته‏ایم تا فردا فرزندانمان در مقابل كفر جهانى با سرافرازى بایستند».

 

عدالت‏طلبى: حركت امام حسین علیه‏السلام و قیام امام خمینى قدس‏سره بر پایه عدالت قرار داشتند. در زیارت اباعبدالله الحسین علیه‏السلام مى‏خوانیم: «شهادت مى‏دهم كه تو به قسط و عدالت دستور دادى و به این دعوت كردى.» مسلم هم پس از دستگیرى، خطاب به ابن زیاد فرمود: «ما آمده‏ایم تا به عدالت فرمان دهیم و به حكم قرآن فرا بخوانیم.» امام خمینى قدس‏سره سخنى مشابه به این سخنان دارد: «مگر خون ما رنگین‏تر از خون سیدالشهداست. ما چرا بترسیم از این‏كه خون بدهیم یا این كه جان مى‏دهیم؟ آن هم در ماجراى دفع سلطان جائرى كه مى‏گفت مسلمانم. مسلمانى یزید هم مثل مسلمانى شاه بود. اگر بدتر نبود، بهتر نبود.»(

ادامه دارد ....

يکشنبه 23/10/1386 - 9:8
پسندیدم 0
UserName