ورود امام به مكه
توسط : mmmmmmmm
 

بسم الله الرحمن الرحیم

ورود امام به مكه
روز سوم شعبان سال ‪ ۶۰قمری (‪ ۱۷اردیبهشت سال ‪ ۵۹شمسی و ‪ ۴مه سال ‪۶۸۰ میلادی) امام حسین (ع) با كاروان خود وارد مكه مكرمه شدند.
مكه در آن روزگاران مركز ثقل قلمروی اسلام بود و به همین دلیل تمام تحولات آن به دقت توسط مسلمانان دنبال می‌شد.
مردم كوفه نیز از حركت امام و ورود ایشان به مكه آگاه بودند. نامه‌های بسیاری را برای آن حضرت نوشتند و آن حضرت را به كوفه دعوت كردند.
امام با یاران و خاندان خود بیش از یك ماه در مكه ماندند و در آنجا علیه دستگاه حكومتی یزید سخنان زیادی را عنوان كردند.
جاسوسان هر روز گزارش مكه را به یزید می‌رساندند و از این قصد امام آگاه بودند، هرچند امام قبل‌از آغاز مناسك حج تصمیم به عزیمت كوفه داشتند، اما بنا به دلایلی این قصد را در مناسك حج آشكار ساختند.
پیش از سفربه كوفه بسیاری از نزدیكان وی از رفتن ایشان به كوفه ابراز نگرانی می‌كردند و به همین دلیل امام را از رفتن به كوفه برحذر می‌داشتند.
از جمله این افراد "محمد حنفیه" برادر ایشان بود كه امام را از سفر به كوفه منع می‌كرد.
"سید بن طاووس (ره)" از امام صادق (ع) نقل می‌كند: در آن شبی كه حسین (ع) می‌خواست صبح آن از مكه خارج شود، محمد حنفیه نزدش آمد و عرض كرد، ای برادر تو اهل كوفه را می‌شناسی كه با پدرت و برادرت بی‌وفایی كردند و من می ترسم با تو همان طور رفتار كنند، اگر تصمیم بگیری در مكه بمانی تو در حرم خدا عزیزترین و محفوظترین افراد هستی."(لهوف سید طاووس، ص
۵۵)
امام فرمود: درباره آنچه گفتی فكر می‌كنم.
سحر گاه هشتم ذی الحجه بود كه امام بعد از آنكه در صحرای عرفات بالای جبل الرحمه(تپه‌ای در نزدیكی صحرای عرفات) اهل بیت خود را دور خود جمع كرد و آنها را از تصمیم خود آگاه كرد، به سمت مسجد خیف ( مسجدی در همان ناحیه كه امروزه به رغم نوسازی در بیشتر ایام سال به دلایل نامعلوم بسته است ) رفت و در آنجا خطبه‌ای معروف را علیه یزید خواند.
خبر به محمد خنفیه رسید و او خود را به امام رساند و مهار شتر امام را گرفت و گفت : " یابن رسول الله ! مگر شما وعده ندادید كه درباره آنچه من گفتم، فكر كنید؟" و امام فرمود:آری، ولی بعد از آنكه تو رفتی رسول خدا نزد من آمد و فرمود; "برو كه خدا خواسته تا تو را كشته ببیند." محمد حنفیه عرض كرد: حال تو با این وضع بیرون می‌روی ، همراه بردن این زنان و كودكان چه معنایی دارد؟ و امام در جواب گفت كه "مشیت خدا بر آن تعلق گرفته كه آنان را اسیر ببیند."
آنگاه با محمد حنفیه خداحافظی كرد و به‌سوی كوفه روانه شد.(همان مدرك)

 

برگرفته از سایت استاد حسین انصاریان (بخش مقالات استاد) به نشانی Erfan.ir

شنبه 22/10/1386 - 21:14
پسندیدم 0
UserName