جریان سفره نذری

جریان سفره نذری

 

هر وقت برای آزاده ها مشكلی پیش می آمد به حضرت ابوالفضل العباس(ع) متوسل می شدند. اگر بچه ها متوجه می شدند كه برای كشورشان هم مشكلی پیش آمده، آن آقا را به  كمك می طلبیدند.

دوستان ما آنقدر به  حضرت علاقه داشتند كه اسم ساختمان خود را به نام« قاطع حضرت ابوالفضل العباس(ع)» نامگذاری كرده بودند.

اعتقاد بچه ها به نذر و سفره های نذری خیلی محكم بود و كارساز.

یكی از دوستان، برای دوستش تعریف كرده بود كه خواهری دارد كه از كودكی لال است. آن دوست به او پیشنهاد و اصرار كرد كه برای خواهرش سفره نذری پهن كند.

من نمی دانم كه آن سفره مقدس با خواهر محترم آن برادر چه كرد؛ فقط همین قدر می دانم كه دو ماه بعد افراد صلیب سرخ آمدند و برای ما نامه آوردند.

یكی از نامه ها برای همان برادر بود. در آن نوشته شده بود:

... خواهرت به شكر خدا زبان باز كرده است!

 

یادداشتهای اسارت

شنبه 22/10/1386 - 14:33
پسندیدم 0
UserName