«دل شكسته‏»
توسط : حامد...
 

«دل شكسته‏»

 

اى حسین جان مى‏روم تا با همه دنیا بگویم

از ستم‏هایى كه شد بر مادرت زهرا بگویم

 

از جفاى امت‏بى دین به بابایت على

رازها بگشایم و اسرار ناپیدا بگویم

 

مى‏روم تا از تن مظلوم آقایم حسن

سرگذشت تیرباران تن رعنا بگویم

 

مى‏روم تا داستان رزم بى مانندتان را

در بر خیل یزید و لشكر اعدا بگویم

 

از شهیدى كه كنار علقمه بى دست و پا

جان سپرده تشنه لب اینك رشادت‏ها بگویم

 

از على اكبر و از قاسم و دیگر جوانان

قصه پیكارشان را اندر آن صحرا بگویم

 

داستان آن ستم‏هایى كه شد بر خاندانت

زآتش آن خیمه‏ها در عصر عاشورا بگویم

 

از عزیزان حرم طفلان تنها و یتیم‏ات

از اسیرى على و زینب كبرى بگویم

 

مى‏روم تا در خرابه از غم مرگ رقیه

از تحمل‏هاى فرزندان بى بابا بگویم

 

مى‏روم تا از تن مظلوم و بر خاك حسین‏ات

زان سر ببریده و بر نیزه‏ها بالا بگویم

 

در میان دشت غم بر قبر تنها و غریبت

از دل بشكسته جابر در آن صحرا بگویم

 

لحظه‏اى در ضجه و داغ زنان هاشمى

در دم دیدار اهل بیت‏بى آقا بگویم

 

مى‏روم تا از دل بشكسته ام‏البنین‏ات

و ز دل زار رباب و همسرت لیلا بگویم

 

زاده زهرا مرا طاقت نباشد بیش از این

كانچه را بشنیده "لاله" در غم مولا بگویم

شنبه 22/10/1386 - 9:29
پسندیدم 0
UserName