داستان کوتاه
توسط : mojtaba1422
 

فرشته رانده شده

فرشته کنجکاو مثل هر روز آمده بود روی زمین گشتی بزند که ناگهان از پرواز ایستاده و مات و مبهوت به خانه ای خیره شد. حس و حال عجیبی داشت. وقتی به خود آمد سریعاً به سمت آسمان پرواز کرد و با التماس از خداوند درخواست زمینی شدن کرد. در ابتدا خداوند با خواسته او مخالفت کرد اما سرانجام به خاطر پافشاری های او قبول کرد و فرشته شادان به سمت خانه معشوق زمینی رهسپار شد. اما در آن جا با دیدن فرشته مرگ درجا میخکوب شد و اشک از چشمانش سرازیر شد. به این اندیشید که دیگر راه برگشتی ندارد.
حالا او  از بهشت رانده و روانه زمین شده بود.

شنبه 22/10/1386 - 0:55
پسندیدم 0
UserName