آیا واقعا یونان ،مهد پیدایش تمدن بود؟
توسط : m273gradc

در اینجا به دانش و ریاضیات و نجوم و هندسه در یونان باستان می پردازیم،و برای آنکه به اندازه ی دانش یونان در آن زمان از دیدگاه اروپاییان پی ببریم در ابتدا نکته ی زیر را مورد توجه قرار می دهیم:

"در دورانهای قدیم پیشرفت های علمی محدود بود.تنها علومی که پیشرفت کرده بود نجوم ،ریاضیات،

جغرافی،نقشه کشی و کشتی رانی می بوده.حال ببینیم که یونانیان در این رشته ها چه پیشرفتهایی

کرده بودند که ملل دیگر از آنها اقتباس کردند"

اما اگر براستی یونانیان چنین پیشرفتی داشتند پس چگونه است که:

بنابر فقره ی دوم از کتاب نخست هردوت یونانیان طول سال قمری و خورشیدی را که دو موضوع مقدماتی برای نجوم است نمی دانستند و این در حالی ست که ایرانیان حتی سالهایشان را کبیسه می کردند.

همچنین یونانیان برای انواع و اقسام ماهها و سالهای قمری و خورشیدی که در نجوم و احکام نجوم به آنها احتیاج ضروری است اسم واصطلاح نداشتند و این در حالی بود که ایرانیان حتی برای تک تک روز های سال نامی بخصوص داشتند .

اگر براستی یونان آغازگر علم مثلثات بود پس جای تعجب است که اساسی ترین اصطلاحات مقدماتی نجوم (sinus-cosinus-tangent-hora-zenith-tropical) از زبان یونانی نیست!

در نجوم و احکام آن به دو قسم عدد نویسی و چندید علامت قراردادی احتیاج دادیم ،باری یونانیان هیچ یک از این دو قسم عددنویسی و علامتهای قراردادی برای نوشتن تقویمهای رقومی نداشتند و نیز بسی جای تعجب است که اعداد بزرگتر از ده هزار در یونانی نام ندارند(بیژن شهیدی،چهارسو و نگرشی کوتاه بر تاریخ)

همچنین بزرگترین شاهکارهای علم ریاضیات که گفته اند از یونان است همانا جدول ضرب که به فیثاغورث حکیم نسبت می دهند ولی اخیرا می گویند که این جدول قرنها پیش از آن حکیم وجود داشته است(قصه ی اسکندر و دارا،ص 26 و 27)

چرا که از لوح های ارزنده ای که به تازگی در شوش بدست آمده پس از مطالعه ی آنها معلوم شده که ایرانیان در اوایل هزاره ی دوم یعنی در حدود 4000 سال پیش آگاهی های جالبی در باره ی معادله ی دو مجهولی به شکل ax+bx=c داشتند و بنابراین  از جدول ضرب اطلاع داشتند چرا که حل این معادله بدون آگاهی از جدول ضرب غیرممکن است.

همچنین قضیه ی هندسی معروف فیثاغورث (c(2)=a(2)+b(2))  را می شناختند و از آن در حل مسائل خو کمک می گرفتند و قدرت ان را داشته اند که مثلثی را در دایره ی کاملی رسم کنند و یک 5 ضلعی و یک 7 ضلعی منظم محاط در دایره را ترسیم کنند-و قطعه حجاری شده ای به همین شکل در شوش سند گویای این مدعاست(سهم ایران در تمدن جهان،عبدالحمید نیرنوری،ص 275)

همچنین باید گفت که "ارقام هندسی یا دیوانی که در سراسر جهان به کار می روند حرف اول اعداد ایرانی از یک تا نه می باشد.صفر از واژه ی اوستایی" زفر" به معنی حلقه می باشد"(دبیره ،ص 54)

درباره ی پزشکی نیز مانند ریاضی اندیشه ی مردم را جوری تربیت کرده اند که همه می پندارنر که دانش پزشکی از یونان باستان سرچشمه گرفته!

اما با نگاهی گذرا به تاریخ پزشکی در ایران باستان خواهیم دید که پزشکی یونان نیز مانند بسیاری دیگر از دانش ها وام دار ایران است.چرا که در خود تاریخ پزشکی آمده که:

"از اطلاعات بدست آمده معلوم می شود که در ایران قدیم وضعیت پزشکی بسیار پیشرفته تر از آشور بوده و حتی به جرات می توان پا را فراتر نهاده و گفت آنچه که طب یونانی نامیده می شود ایرانیان به یونانیان آموختند.چرا که در سال 700 پیش از میلاد هیچ اثری از علم و فرهنگ بر یونان مشهود نبود با این حال 900 سال بعد یعنی سال 200 میلادی یونانیان چنان در علم پیشرفت کرده که بقراط توانست رساله هایی در دانش پزشکی به رشته ی تحریر درآورد(در تاریخ طبری ج 2 ص 493 آمده:"اسکندر کتب و علوم و نجوم و حکمت از پارسیان گرفت که به سریانی و سپس به رومی بازگردانیده شد"همچنین در ص 17 کتاب تاریخ پیامبران و شاهان آمده:"اسکندر بزرگان سرزمین ایران را بکشت و شهرها و قلعه ها را ویران نمود و سرزمین آنها را به ملوک الطوایف قسمت کرد و دانشهای نجوم و پزشکی و فلسفه و کشاورزی را پس از آنکه به زبانهای یونانی و قبطی برگردانید و به مغرب برد")

درباره ی فلسفه نیز باید گفت که مانند ریاضیات و پزشکی یونان را یکی از سرآمدان و بنیانگزاران آن معرفی کرده اند اما بخلاف آنچه که بر سر زبان هاست ،آشکار شده تاثیرگذاری سترگ اندیشه ی ایرانی و فرهنگ ایرانی بر یونان و جهان بیش از آنچه که به تصور می اید ژرف و بنیادین است و چیزی نیست که بتوان از ان براحتی گذشت.

یکی از دانشمندان بنام "آدولف برودک" در کتاب خود با نام زرتشت بگونه ای بسیار دقیق و ژرف ،به تاثیر اندیشه ی زرتشت بر فلسفه ی یونانی و بر دین مسیحی پرداخته است.در بخشی از این نامه آمده است که:

"افلاطون پرشگفت شالوده گذار در آموزه ی "فروهرها"نیست،او یک تاراجگر است.و این نه از آن روی است که وی تعالیم زرتشت را بازنگاری نموده،بلکه از آنجاست که این مطلب را مکتوم و پنهان گذاشته است.افلاطون تعالیم زرتشت را پذیرفته ولی از یادآوری اینکه چگونه و از کجا تعالیمش را فرا گرفته بصراحت و چشم پوشی می کند"(تاثیر فرهنگ و جهانبینی ایرانی بر افلاطون،ص 26)

همچنین یکی از پرمایه ترین نبشته هایی که می تواند در این باره ما را یاری کند،نبشته ای است از "آلبرت گوتزه"که در کتاب تاثیر فرهنگ و جهان بینی ایرنی بر افلاطون از آن یاد شده است.در این نبشته تحت عنوان حکمت ایرانی در لباس یونانی انتشار داده است،نخست مفهوم کهجهان(عالم کوچک) را در بافت تاریخی آن مورد بررسی قرار داده و گوتزه سرنخ کتب خود را از کتاب "بندهش" بدست می آورد.چرا که در بخش 28 بندهش تقابل یکایک اندامها و اجزای بدن انسان را با کائنات در جهان تشبیه و مقایسه می کند.

گوتزه می نویسد:

همه چیز دلالت بر این میکند که جهانبینی ایرانی در کتاب درباره ی هفتگانهای بقراط نهفته است،بعبارت دیگر در این کتاب حکمت ایرانی است در لباس ایرانی.

نکته ی بسیار مهمی که بایسته است از آن چشم نپوشید این است که:

در هیچ نبشته ای که مربوط به روزگاران کهن است سخنی از کتابخانه های یونانی به میان نیامده است و حتی اشاره نشده که چنین کتابخانه هایی وجود داشته و بعد مثلا در زمان حمله ی ایرانیان به یونان از بین رفته باشد.بنابراین باید پرسید که مردمانی که دارای آنهمه پیشینه ی درخشان در زمینه های گوناگون دانش و هنر و ادب می باشند  کتابخانه ای را در خور این ادعاها و گنده گویی ها باشد ،نداشته اند.(بیژن شهیدی،همان کتاب،150)

****

 در پایان باید بگویم در طی یکی دو سده ی گذشته،کوشش شده تا تاریخ فرهنگ ایران را بنابر خواستهای سیاسی و زمان فرمانروایی "مادها"یعنی سده ی هفتم پیش از میلاد آغاز نمایند زیرا بقول دکتر جنیدی مورخان آنها از این دوران نوشته اند و در این کار نیز متاسفانه پیروز بوده اندو متاسفانه درس خوانده ها هم باورشان شده که گفته و نوشته های آنها جز از راستی نیست.هرگاه در این نبشته سخن به دوران قبل از مادها می رسد ایرانیان را بیابانگرد و وحشی و بی فرهنگ می دانند و به گفته هایی دست می یازند که در نبشته های یونانی و بدنبال آن بنشته هی فرنگی آمده است.و بایسته است که بنابر گفتار آقای دکتر فریدون جنیدی در کتاب زندگی و مهاجرت  آریاییان" بر پایه ی گفتارهای ایرانی" خود جوانان ایران زمین نیز در این زمینه تحقیقات بیشتری کنند چرا که بعضی از این نوشتارها همراه با اغراض در جهت کوچک شمردن ایران می باشد.و متاسفانه هم اکنون نیز تمدن و تاثیر فرهنگ ایرانی بر جهان در کتاب های درسی اروپاییان جایی ندارد و آنها در این باره موضع سکوت را برگزیده اند و دردآورتر نیز این است که مسئولان کشور ما در این سکوت آنها شریک هستند.و افرادی چون" امانوئل کوک"نویسنده انگلیسی در این راه چنان پیش رفته اند که حتی استوانه ی کورش را تبلیغ  وی دانسته اند!! و صد البته پورپیرار در این راه برای برهم زدن نام، گل سرسبد حمله به تاریخ و تمدن ایران است.

جمعه 21/10/1386 - 23:17
پسندیدم 0
UserName