سپیده‏دم
توسط : حامد...
 

سپیده‏دم

 

مشفق كاشانى

 

شبى كه از خم وحدت شراب برمى‏داشت

ستاره ریخته بود، آفتاب برمى‏داشت

 

ریاض فیض حضورم ز خویشتن مى‏برد

ز چشمخانه دل تا حجاب برمى‏داشت

 

چمن به مقدم او شاخه شاخه گل مى‏ریخت

صبا به تهنیت او گلاب برمى‏داشت

 

به كام تشنه لبان از كرانه‏هاى سراب

سحر ز چشمه خورشید آب بر مى‏داشت

 

جهان به غلغله از قمریان باران بود

اگر دریچه ز باغ سحاب برمى‏داشت

 

خیال بال گشا، تا حریم او مى‏رفت

هماى پرده‏نشین سر زخواب برمى‏داشت

 

به جام شب‏زدگان مهر مردمى مى‏داد

ز شام سوختگان اضطراب برمى‏داشت

 

به خشم تا سر اهریمن افكند از پاى

به نام ایزد، تیغ شهاب برمى‏داشت

 

ز برق نعل سمندش شراره مى‏زد باد

عنان صبر اگر از ركاب برمى‏داشت

 

به رستخیز فلق مردى از سلاله نور

سپیده دم علم انقلاب برمى‏داشت

جمعه 21/10/1386 - 10:30
پسندیدم 0
UserName