توسط : loopetoo

گفتمش :

فانوس ماه ، می دهد از چشم بیداری  نشان

گفت : اما در شبی این گونه گنگ ،

هیچ آوایی نمی آید به گوش

گفتمش : اما دل من می تپد ، گوش کن اینک صدای پای اوست !

گفت : ای افسوس ، در این دام مرگ ، باز صید تازه ای را می برند

این صدای پای اوست ...!

گریه ای افتاد در من بی امان

در میان اشک ها پرسیدمش :

خوش ترین لبخند چیست؟

شعله ای در چشم تاریکش شکفت ،

جوش خون در گونه اش آتش فشاند

گفت :

لبخندی که عشق سر بلند

وقت مردن بر لب مردان نشاند

من زجا بر خاستم

جمعه 21/10/1386 - 9:41
پسندیدم 0
UserName