کاش
توسط : asal_flower

کاش بودی. کاش بودی تا تقسیم می کردم تمام تکه خرده های وجودم را .کاش بودی تا می دیدی چشمان قرمز بارانیم را .کاش بودی. ولی کی؟ کاش که بود؟ خودم هم نمی دانم. پیاده و خسته به دنبال که می گردم؟ خسته ام از این دنیا از ادم های از جنس سنگش .از عشق های کذایی. از بد بختی مردم. از اشک فقیران. از خودم خستم. اززندگی . به دنبال چه می گردم?از بدبختی مردم دلم گرفته از بی کسی فقیرا دلم گرفته از غریبی خدا دلم گرفته دلم برای  گنجشک های گرسنه گرفته که ادم ها حتی از دادن چیزی به اونا دریغ می کنند و به فکر گرسنگی اونا توی این زمستون نیستند دلم به حال گربه  خونمون که نا امید از همه جا با ناله جلوی در خونمون می شینه تا شاید دستی چیزی براش بیاره می سوزه .شاید به حرفام بخندی ولی تو عمق خنده هات به اینم فکر می کنی که الان کی گرسنس؟ فکر می کنی که کی سردشه ؟یا خودتو تو چار دیواری دلت حبس کردی .هیچ می دونستی به خاطر سیر بودن خودم از خودم متنفر شدم .اری زندگی این است سنگی بودن. مردن. بی عاطفه بودن .  و من از زندگی  سنگی متنفرم  می دانی اری تو ای عابر بی صدای در خود فرو رفته تو می دانی تویی که حرفهایم را می فهمی پس برایم دعا کن ...... کاش اسمان مال من بود......دلم شکسته بود اگر خرده شیشه هایش دلتان را زخمی کرد ببخشید.

جمعه 21/10/1386 - 2:17
پسندیدم 0
UserName