صدای پای عزارائیل
توسط : mahlashamloo

سلام به شما خوبان

چند روز است که کتاب صدای پای عزرائیل رو دارم می خونم این کتاب در سال 1357نوشته شده ولی این قدر مشکلاتی رو که نوشته شبیه به حالا است که آدم باورش نمی شه این کتاب 30 سال پیش نوشته شده است سعی می کنم از امروز هر روز برا شما هم یکی از این مطالب رو براتون بذارم اگه خوشتون اومد برام پیام بذارید تا بیشتر بذارم

بچه بخواب یک سر و دو گوش آمده

ما همیشه در آغاز سال نو کتبی و شفایی  و تلگرافی برای هم سالی پر خیر و برکت آرزو می کنیم ولی وقتی سال به پایان می رسد و به عقب بر می گردیم می بینیم باز کاسه همان کاسه بود و آش همان آش . این سال هم اگر بدتر از سالهای گذشته نبود بهتر هم نبود ومیزان خبر های ناگوار اگهر بالاتر نرفته باشد پایینتر هم نرفته

آخرین حادثه جگر خراشی که در سال گذشته روی داددزدیدن و کشتن بپه بیگناهی بود بدست مردی بی وجدان که وجدانی نام داشت برعکس نهند نام زنگی کافور!

درین خاک پاک کار کثیفی مثل بچه دزدی سابقه نداشت فقط برخی از گداها و دله دزدها وقتی در کوچه چشمشان به پسر بچه یا دختر بچه ای می افتاد که گوشواره یا زیور قیمتی دیگری داشت او را گول می زدند و به جای خلوتی می بردند و پس از ربودن زیور اورا ول می کردن روی این اصل پدر و مادر گاهی فرزند خود را می ترساندند و به او می گفتند :توی کوچه نرو وگرنه علی موجود تورا خواهد خورد .

علی موجود اسم عام بود برای درویشان یا کسانی که در لباس درویشی به در خانه ها می رفتند و گدایی می کردند .

بعضی از پدر و مادر ها هم به بچه خود می گفتند :اگر بروی دم در لولو می بردت .

اما کسانی که شاید نمی خواستند بچه های خود را به این گونه موهومات معتقد کنند و ضمنا آنها را بترسانند به جای دیو و غول و لولو واژه "یک سر و دوگوش "را اختراع کرده بودند و به بچه می گفتند:مواظب باش یک سر و دوگوش نبردت.

شعری هم در آورده بودندکه بر گردانش این بود :بچه بخواب یک سر دو گوش آمده

با استعمال واژه یک سر و دوگوش می خواستند هم به بچه دروغ نگفته باشند و هم او را ترسانده باشند تا همیشه شعر سعدی را به کار بندند که گفت :ای بسا ابلیس آدم رو که هست     پس به هر دستی نباید داد دست

حالا می بینیم یک سر و دو گوش واقعا مصداق پیدا کرده و. جانوری شده که باطنا دیو پلید و ابلیس لعین است اما ظاهرا مثل آدم یک سر و دوگوش دارد .

باید به این بابا گفت :آخر چرا این کار را کردی ؟ ........تو چند سال در اروپا می پلکیدی و مشق نا درستی می کردی ولابد شنیده بودی که اغلب اشخاص که از قماش تو هستند ...کاری غربی ها را برای شرقی ها سوغات می آورند و تو هم خواستی درسهایی را که از آنجا گرفته بودی اینجا پس بدهی. ولی کور خواندی .این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست . موضوع قتل یک بچه ثروتمند در میان است فورا حسابت را می رسند و حقت را کف دستت می گذارند. این بچه فقیر و بیچاره نیست که محاکمه اش سه سال طول بکشد و تو در این مدت گوشه زندان مفت بخوری و بخوابی .

اگر عقل و شعور داشتی می دانستی که هیچ چیز دنیا ارزش آدم کشی را ندارد و سعدی بی خود نگفت :

به مردی که ملک سراسر زمین                   نیرزد که خونی چکد بر زمین

پنج شنبه 20/10/1386 - 14:35
پسندیدم 0
UserName