شب فر اق
توسط : mohajer
بنام حضرت دوست

امشب را هر كجای دنیا باشم از یاد نمی برم. امشب سالگرد شبی است كه در سال 65  با چشم خود دیدم كه جانم می رود.  درون  كانال برای خداحافظی و طلب حلیت ایستاده بودم . زیر نور ماه چهره یك یك بچه ها را می دیدم كه با  نم نم اشك طراوت خاصی گرفته بود. و ... كمی آن طرفتر غلامرضا شیشه عطر بدست بچه ها را معطر می كرد و می گفت : اگه شهید شدید شفاعت یادتون نره.  و من غافل از اینكه ساعتی بعد غلامرضا را در سجده خون نظاره خواهم كرد. روزگار غریبی است  آنهایی آن شب سبكبار تر بودند  زودتر پریدند. و ...
شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم.      ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

خدا كند فراموشمان نكنند. البته دعا كنند ما نیز فراموششان نكن
یم.
چهارشنبه 19/10/1386 - 23:59
پسندیدم 0
UserName