رضای حق نبود جز که در رضای علی
توسط : بر ز خ
 

 

سلام

ز عهدهء که برآید بجز خدای علی .

که گوید آنچه بود در خور ثنای علی

نگر به چشم بصیرت که جمله موجودات .

 نشسته اند سر سفره عطای علی

نبود لطف و صفایی به بوستان وجود 

 نگشته بود اگر جلوه گر صفای علی

چو بلبلان چمن نغمه سر دهند به باغ 

 رسد به گوش زهر پرده ای نوای علی

به نحوه ای که سزاوار طاعت است خدا 

 نکرده است کسی طاعتش سوای علی

هر آنچه داشت علی داد از برای خدا 

 هر آنچه هست خدا را بود برای علی

سزد که سایه به خورشید محشر اندازد .

. به هر سری که فتد سایه هوای علی

اگر رضای خدا را طلب کنی هشدار 

 رضای حق نبود جز که در رضای علی

رسانده ای به یقین دست خود به حبل الله 

 به چنگ آری اگر دامن ولای علی

برای گفتن مدحش زیان گویایی 

 همیشه می طلبد بنده از خدای علی

 

سه شنبه 4/10/1386 - 8:58
پسندیدم 0
UserName