ضرب المثل
توسط : meloudi

یارغار

یار غار به كسی گویند كه رفیق گرمابه و گلستان باشد، غم دوست او را متالم و شادیش او را مسرور و مبتهج كند. خلاصه آن چنان یار وفادار و ایثار گر باشد كه عقلا و مبتفكران در مقام مقایسه با برادر دچار تامل گردند.
بعضیها عقیده داشتند كه باید محمد (ص) را به زندان انداخت و بدین وسیله از فعالیتش در راه ترویج دین جدید جلوگیری كرد. برخی می گفتند باید او را نفی بلد و یا به اصطلاح امروزه تبعید كرد ولی اكثریت مخالفان به قتل و كشتن پیغمبر (ص) رای دادند منتها چون قتل او از طرف افراد یك قبیله خالی از اشكال نبود سرانجام قرار بر این گذاشته شد كه هر قبیله یك یا چند جوان نیرومند و شمشیرزن از میان خود انتخاب كنند و این جوانان با شمشیر آخته یكباره بر محمد (ص) هجوم برده هر كدام ضربتی بر او بزنند و خونش را بریزند تا بدین طریق خون او در میان قبایل مختلف لوث شود و بنی عبد مناف نتوانند در مقام معارضه و انتقام برآیند.
رسول اكرم (ص) به حضرت علی بن ابی طالب (ع) دستور داد كه در آن شب از فاطمه زهرا (ع) مراقبت كند و بردیمانی او را پوشیده در رختخوابش بخوابد و خود با ابوبكر در نیمه های شب مخفیانه از در كوچكی كه پشت خانه ابوبكر بود بیرون رفتند و با دو شتر جماز كه قبلا آماده شده بود راه جنوب را در پیش گرفتند و در غار ثور پنهان شدند.
یكی از مردان قریش همین كه به در غار رسید دید كه تارهای عنكبوتی مدخل غار را مسدود كرده و دو كبوتر نیز در دهانه غار نشسته اند كه با دیدن وی پرواز كردند. چون این بدید عطف عنان كرد و به جوانان دیگر گفت:« راجع به این غار مطمئن باشید كه سالهاست احدی به درونش پای نگذاشته است زیرا در ورودی غار را عنكبوتان قبل از تولد محمد (ص) تنیده اند! عقل سلیم حكم نمی كند كسی وارد غار شده باشد بدون آنكه تارهای عنكبوت را پاره ًكند.»
این بود ماجرای غار ثور كه ابوبكر از آن تاریخ به بعد به یارغار موسوم گردید و مجازاً در رابطه با دوستان یكدل و وفادار مورد استشهاد و تمثیل قرار می گیرد.

يکشنبه 2/10/1386 - 11:39
پسندیدم 0
UserName