رابطه تلویزیون با واقعیت
توسط : javadrazmi

بسم الله الرحمن الرحیم
پخش شدن مجموعه تلویزیونی « ساعت شنی » از تلویزیون سئوالها و اعتراض ها و درعین حال تحسین هائی را برانگیخته است . معترضین میگویند چرا مسئولان رسانه ملی فكر می كنند كه می توانند از خطوط قرمز عبور كنند  و ناهنجاری های اجتماعی را به تصویر بكشند تحسین كنندگان در مقابل می گویند چیزهائی كه عده ای خطوط قرمز می پندارند در واقع خطوط قرمز نیستند بلكه پندارهائی هستند كه به جامعه به عنوان خطوط قرمز تحمیل شده اند و كاری كه اكنون تلویزیون انجام میدهد تصحیح این پندارهای غلط است . اما كسانی كه سئوال دارند سئوالشان اینست كه رابطه تلویزیون با واقعیت چیست
همین یك سئوال را برای آنكه به درستی فهم شود باید به چند سئوال تجزیه كرد. اول آنكه اصولا آیا كار تلویزیون اینست كه واقعیت ها را نشان بدهد دوم آنكه آیا آنچه تلویزیون در قالب مجموعه ها پخش می كند واقعیت است وسوم آنكه آیا تلویزیون هر واقعیتی را باید پخش كند
درباره جواب سئوالهای اول و دوم مطالب زیادی می توان مطرح كرد لكن اگر فرض كنیم جواب این دو سئوال مثبت است سئوال سوم با برجستگی تمام مطرح می شود و ذهن های كنجكاو را اینگونه به خود مشغول می كند كه واقعیت ها یكسان نیستند. بعضی واقعیت ها را قطعا و حتما باید گفت و باید از تلویزیون هم پخش كرد اما واقعیت های دیگری هم هستند كه علنی ساختن آنها حتی در محیط های كوچك با معیارهای عقلی و شرعی و اخلاقی سازگاری ندارد چه رسد به اینكه از تلویزیون پخش شوند.
طرفداران و تشویق كنندگان این قبیل مجموعه ها با بكار بردن ابزاری تعبیر چند پهلوی « جسورانه » برای عبور از همه خط قرمزهای اخلاقی و دینی و فرهنگی و درهم شكستن هنجارها و سنت های اجتماعی مجوز صادر می كنند بدون آنكه مسئولیتی در قبال عوارض ویرانگر این باصطلاح « جسارت » برعهده بگیرند. چگونه می شود از یكطرف خود تلویزیون توصیه كند این مجموعه را افراد پائین تر از 16 سال نبینند و از طرف دیگر مدعی باشد كه پخش چنین مجموعه هائی ناهنجاری های اخلاقی جامعه را تصحیح می كند هرچند دست اندركاران تلویزیون را از نیت های سو منزه میدانیم ولی آنها خود میدانند كه در عالم فیلم و سینما توصیه هائی از قبیل اینكه فلان فیلم را افراد پائین تر از فلان سن تماشا نكنند شگردی برای تحریص مردم به دیدن آن فیلم است . حتی اگر چنین چیزی هم نباشد پدران و مادران چگونه می توانند به فرزندان مجرد خود اجازه بدهند صحنه هائی را از تلویزیون تماشا كنند كه خشونت بی حیائی روابط سست خانوادگی و مسائل ریز مربوط به رحم اجاره ای را بی پرده مطرح می كند اگر گفته شود اینها را همین بچه ها می توانند در جای دیگر ببینند یا بشنوند جواب اینست كه تلویزیون را نمی توان با « جای دیگر » مقایسه كرد آنهم تلویزیون نظام جمهوری اسلامی كه همه نوع مجوزی را با خود دارد و حتی نزد مردم از جایگاه الگوسازی برخوردار است .
از رسانه ای با این جایگاه چگونه می توان انتظار داشت صحنه هائی پخش شود كه نگاه دریده به زنان بی حیائی زنان بی حرمتی همسایگان بی مسئولیتی مردم اینكه زنی برای فرار از باران سوار ماشین گران قیمت می شود تا مردی را تیغ بزند راننده تاكسی با هرزگی با دخترك حرف بزند مرد صاحبخانه با زن بیگانه با نگاه شهوت آلود حرف بزند و حتی دوست شوهر یك زن با دادن هدیه و نگاه دریده  آن زن را بدرقه كند همه اینها بسیار عادی جلوه كند و توجیه این باشد كه اینها واقعیت های جامعه ما هستند و مسئولان تلویزیون نیز تحسین شوند كه چقدر جسورند و شهامت عبور از خط قرمزهای ساختگی را دارند
قطعا نمی توان منكر وجود چنین صحنه هائی در یك جامعه 70 میلیونی شد اما سئوال اساسی اینست كه چنین صحنه هائی مربوط به چند درصد از این ملت است سئوال مهمتر اینكه آیا كار رسانه ملی و فراگیر و تاثیرگذار اینست كه مسائل منفی مربوط به یك اقلیت ناچیز را به تصویر بكشد آیا این به معنای ارائه تصویری مخدوش از جامعه ای كه قطعا اكثریت قاطع مردم آن چنین وضعیتی ندارند نیست وقتی رسانه ملی ما چنین تصویر مخدوشی از این جامعه ارائه می كند غربی ها كه درصدد هستند علیه مردم ما و انقلاب و نظام ما از كاه كوه بسازند آیا با استناد همین مجموعه تلویزیونی سیاه ترین چهره را از ملت ایران ترسیم و ارائه نخواهند كرد
در جواب كسانی كه معتقدند یا میگویند با مطرح ساختن همین موارد منفی حتی اگر مربوط به اقلیتی از جامعه باشد باید درصدد اصلاح جامعه برآمد مسئولان رسانه ملی خوبست در این نكته دقت كنند كه راه اصلاح فقط تلویزیونی كردن مسائل منفی نیست . در كشور امكانات زیادی وجود دارد كه می توان با استفاده از آنها بسیاری از مفاسد را برطرف كرد بدون آنكه عوارض منفی داشته باشند. مبادا تعارفات و رودربایستی ها و سایر عواملی كه موجب كوتاه آمدن در برابر بعضی فیلمنامه نویسان تهیه كنندگان و كارگردانان می شوند مسئولان رسانه ملی را وادار به پذیرش طرح هائی نماید كه پخش آنها از تلویزیون این كشور سیمای نظام مقدس جمهوری اسلامی را مخدوش می كند. به این استدلال مخدوش هم اعتنا نكنید كه اگر ما این صحنه ها را پخش نكنیم مردم جذب ماهواره ها می شوند و تن دادن ما به این قبیل امور از روی ناچاری و با هدف دور نگهداشتن مردم از رسانه های بیگانه است . مطمئن باشید كسانی كه اهل ماهواره هستند با این قبیل مجموعه ها كه شما پخش می كنید قانع نخواهند شد كه هیچ حتی اگر جلوتر هم بروید باز هم مثل جهنم « هل من مزید » خواهند گفت و شما را به كارهائی وادار خواهند كرد كه دیگر فرقی بین سیمای جمهوری اسلامی و همان ماهواره ها نباشد.
متاسفانه در عملكرد تلویزیون یك دوگانگی شدید كاملا مشهود است كه تا این دوگانگی ادامه داشته باشد قدرت فرهنگ سازی متناسب با انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را نخواهد داشت . از یكطرف افراط در اموری كه نامش را برنامه های مذهبی میگذارند و از هیچ خرافه ای نمیگذرند و از طرف دیگر عبور از خط قرمزهائی كه مقتضای ارزشهای دینی فرهنگ و سنت ملی و آرمانهای انقلابی این ملت است . به نظر می رسد مشكل اصلی در سیاستگذاری هاست كه تا حل نشود این افراط و تفریط ها ادامه خواهد داشت و در این میان تكلیف رابطه تلویزیون با واقعیت نیز مشخص نخواهد شد.
يکشنبه 2/10/1386 - 9:30
پسندیدم 0
UserName