اعتدال علی علیه السلام
توسط : mahdi68am

شما وقتی به‏ امام علی علیه السلام (ع) از یك نظر نگاه كنید، می‏بینید یك عابد و اول‏ عابد دنیاست بطوریكه عبادت علی ضرب المثل می‏شود میان همه، آن هم نه عبادتی كه فقط خم و راست بشود، بلكه عبادتی كه سراسر جذبه است، سراسر شور است، سراسر عشق است، سراسر گریه و اشك است. بعد از اینكه علی از دنیا رفته است مردی بنام ضرار با معاویه روبرو می‏شود. معاویه می‏داند كه او از اصحاب علی است، می‏گوید می‏خواهم علی را كه با او بودی برای من توصیف كنی. خود معاویه از هر كس دیگر علی‏ شناستر بود ولی در عین حال این را دوست داشت، چون در ته دلش به علی‏ ارادت داشت و حال آنكه به روی او شمشیر می‏كشید. بشر یك چنین موجودی‏ است، به علی اعتقاد داشت، همانطوری كه شیطان به آدم اعتقاد داشت ولی‏ در عین حال از هیچ جنایتی درباره او كوتاهی نمی‏كرد.

ضرار، یكی از مشاهدی كه علی را دیده بود برای معاویه نقل كرد، گفت در یك شبی من علی‏ را در محراب عبادتش دیدم: «یتململ تململ السلیم و یبكی بكاء الحزین». مثل آدمی كه مار او را زده باشد در محراب عبادت از خوف خدا بخود می‏پیچید و مثل یك آدم غرق در حزن و اندوه می‏گریست و اشك می‏ریخت، هی‏ می‏گفت آه، آه از آتش جهنم. معاویه گریه‏اش گرفت و گریست. همچنین‏ معاویه در برخوردی كه با عدی بن حاتم پیدا كرد، می‏خواست عدی را علیه‏ علی (ع) كه از دنیا رفته بود تحرك بكند، به عدی گفت: این الطرفات‏؟ طریف و طرفه و طارف چطور شدند؟ (عدی سه پسر داشت بنامهای طریف، طرفه و طارف كه هر سه در ركاب علی (ع) شهید شدند. معاویه می‏خواست‏ فتنه انگیزی كند، داغ جوانهایش را بیادش بیاورد، بلكه بتواند از او یك كلمه علیه علی (ع) اقرار بگیرد.) عدی گفت: همه‏شان در صفین در ركاب علی كشته شدند. گفت علی درباره تو انصاف نداد، بی انصافی كرد، بچه‏های خودش امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام را كنار كشید و بچه‏های تو را جلو انداخت و به كشتن داد.

عدی گفت من درباره علی انصاف‏ ندادم، اگر من انصاف می‏دادم نباید الان علی زیر خاك باشد و من زنده‏ باشم. معاویه كه دید تیرش به سنگ خورده است گفت ای عدی! دلم‏ می‏خواهد حقیقت را برایم درباره علی بگوئی. عدی، علی (ع) را بسیار مفصل توصیف كرد. خود او می‏گوید آخر كار كه شد یك وقت دیدم اشكهای‏ نجس معاویه روی ریشش جاری شده است، بسیار اشك ریخت. بعد با آستین‏ خود اشكهایش را پاك كرد و گفت: هیهات زمان و روزگار عقیم است كه‏ مثل علی مردی را بیاورد. ببینید حقیقت چگونه جلوه دارد؟! این‏ از عبادت علی اما آیا علی فقط اهل محراب بود و در غیر محراب جای دیگری‏ پیدایش نمی‏شد؟

باز علی را می‏بینیم كه از هر نظر اجتماعی‏ترین فرد است، آگاه‏ترین فرد به اوضاع و احوال مستمندها، بیچاره‏ها، مساكین و شاكیهاست. در حالی كه‏ خلیفه بود، روزها دره خودش یعنی شلاقش را روی دوشش می‏انداخت و شخصا در میان مردم گردش می‏كرد و به كارهای آنها رسیدگی می‏نمود. به تجار كه‏ می‏رسید فریاد می‏كرد: «الفقه ثم المتجر» اول بروید مسائل تجارت‏ را یاد بگیریند، احكام شرعیش را یاد بگیرید بعد بیائید تجارت بكنید، معامله حرام نكنید، معامله ربوی نكنید. اگر كسی می‏خواست دیر بدنبال‏ كسبش برود، علی می‏گفت زود پاشو برو، «اغدوا الی عزكم». این‏ مرد عابد اینچنین بود. اول بار من این حدیث را از مرحوم آیت الله العظمی بروجردی شنیدم. یك وقت مرد فقیری، متكدی ای آمده بود به ایشان چسبیده بود و چیزی‏ می‏خواست. ایشان به قیافه‏اش نگاه كرد، دید مردی است كه می‏تواند كار و كاسبی بكند، گدائی برایش حرفه شده است، نصیحتش كرد. از جمله همین‏ جمله علی (ع) را فرمود، گفت امیرالمؤمنین به مردم فریاد می‏كرد: اغدوا الی عزكم صبح زود بدنبال عزت و شرف خودتان بروید یعنی بروید دنبال كارتان، كسبتان، روزیتان. انسان وقتی كه از خود در آمد داشته‏ باشد و زندگیش را خود اداره بكند، عزیز است. كار و كسب عزت است، شرافت است. این را می‏گویند نمونه یك مسلمان واقعی. در عبادت اول‏ عابد است، در مسند قضا كه می‏نشیند، یك قاضی عادل است كه یك سر مو از عدالت منحرف نمی‏شود. میدان جنگ می‏رود، یك سرباز و یك فرمانده‏ شجاع است، یك فرمانده درجه اول كه خودش فرمود من از اول جوانی جنگیده‏ام‏ و در جنگ تجربه دارم. روی كرسی خطابه می‏نشیند، اول خطیب است. روی‏ كرسی تدریس می‏نشیند، اول معلم و مدرس است. و در هر فضیلتی همینطور است. این نمونه كامل اسلام است.

شنبه 1/10/1386 - 14:21
پسندیدم 0
UserName