افشای نقش ماهرانه معاویه در قتل عثمان
توسط : mahdi68am

علی(ع) در نامه‏های خود به معاویه می‏گوید تو دیگر چه می‏گوئی ؟ دست نامرئی‏ تو تا مرفق در خونعثمان آلوده است ، باز دم از خون عثمان می‏زنی ؟ این قسمت فوق العاده جالب است ، علی پرده از رازی بر می‏دارد که چشم‏ تیز بین تاریخ کمتر توانسته است آنرا کشف کند ، تنها در عصر جدید است‏ که محققان به دستیاری و رهنمائی اصول روانشناسی و جامعه شناسی از زوایای‏ تاریخ این نکته را بیرون آورده‏اند اگر نه اکثر مردم دوره‏های پیشین باور نمی‏کردند که معاویه در قتل عثمان دست داشته باشد و یا حداقل در دفاع از او کوتاهی کرده باشد .

معاویه و
عثمان هر دو اموی بودند و پیوند قبیله‏ای داشتند ، امویان‏ بالخصوص چنان پیوند محکم براساس هدفهای حساب شده و روشهای مشخص شده‏ داشتند که مورخین امروز پیوند آنها را از نوع پیوندهای حزبی در دنیای‏ امروز می‏دانند . یعنی تنها احساسات نژادی و قبیله‏ای آنها را به یکدیگر نمی‏پیوست ، پیوند قبیله‏ای زمینه‏ای بود که آنها را گرد هم جمع می‏کند و در راه هدفهای‏ مادی متشکل و هماهنگ نماید . معاویه شخصا نیز از عثمان محبتها و حمایتها دیده بود و متظاهر به دوستی و حمایت او بود ، لذا کسی باور نمی‏کرد که‏ معاویه باطنا در این کار دست داشته باشد .

معاویه که تنها یک هدف داشت و هر وسیله‏ای را برای آن هدف مباح می‏دانست و در منطق او و امثال او نه عواطف انسانی نقشی‏ دارد و نه اصول ، آنروزی که تشخیص داد از مرده
عثمان بهتر می‏تواند بهره‏ برداری کند تا از زنده او و خون زمین ریخته عثمان بیشتر به او نیرو می‏دهد تا خونی که در رگهای عثمان حرکت می‏کند ، برای قتل او زمینه چینی کرد و در لحظاتی که کاملا قادر بود کمکهای موثری به او بدهد و جلو قتل او را بگیرد ، او را در چنگال حوادث تنها گذاشت .

ولی چشم تیزبین علی دست نامرئی
معاویه را می‏دید و جریانات پشت پرده‏ را می‏دانست ، اینست که رسما خود معاویه را مقصر و مسئول در قتل عثمان‏ معرفی می‏کند . در نهج البلاغه نامه مفصلی است که امام در جواب نامه معاویه نوشته‏ است . معاویه در نامه خود امام را متهم می‏کند به شرکت در قتل عثمان و امام علیه السلام به او اینطور پاسخ می‏گوید :

" « ثم ذکرت ما کان من امری و امر
عثمان فلک ان تجاب عن هذه لرحمک‏
منه ، فاینا کان اعدی له و اهدی الی مقاتله ا من بذل له نصرته فاستقعده و استکفه ؟ ام من استنصره فتراخی عنه و بث المنون الیه حتی اتی قدره ؟ . . . و ما کنت لاعتذر من انی کنت انقم علیه احداثا فان کان الذنب الیه‏ ارشادی و هدایتی له فرب ملوم لا ذنب له و قد یستفید الظنه المتنصح و ما اردت الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت » " (نهج البلاغه ، نامه . 28 ) .

یعنی اما آنچه درباره کار مربوط به من و
عثمان یاد کردی ، این حق برای‏ تو محفوظ است که پاسخ آنرا بشنوی ، زیرا خویشاوند او هستی . کدامیک از من و تو بیشتر با او دشمنی کردیم و راههایی را که‏ به قتل او منتهی می‏شد بیشتر نشان دادیم ؟ آنکس که بیدریغ در صدد یاری او بر آمد اما عثمانبه موجب یک سوء ظن بیجا خود طالب سکوت او شد و کناره‏گیری او را خواست یا آنکس که عثماناز او یاری خواست و او به دفع‏ الوقت گذراند و موجبات مرگ او را برانگیخت تا مرگش فرا رسید ؟

البته‏ من هرگز از اینکه خیر خواهانه در بسیاری از بدعتها و انحرافات بر عثمان‏ انتقاد می‏کردم پوزش نمی‏خواهم و پشیمان نیستم . اگر گناه من این بوده‏ است که او را ارشاد و هدایت کرده‏ام آنرا می‏پذیرم ، چه بسیارند افراد بیگناهی که مورد ملامت واقع می‏شوند ، آری گاهی ناصح و خیرخواه نتیجه‏ای که‏ از کار خود می‏گیرد بدگمانی طرف است . من جز اصلاح تا حدی که در قدرت‏ دارم قصدی ندارم جز از خدا توفیقی نمی‏خواهم و بر او توکل می‏کنم .

در یک نامه دیگر خطاب به
معاویه چنین می‏نویسد : « فاما اکثارک الحجاج فی عثمان و قتلته فانک انما نصرت عثمان حیث‏ کان النصر لک ، و خذلته حیث کان النصر له » (نهج البلاغه ، نامه . 37 ) . اما اینکه تو فراوان مساله عثمان و کشندگان او را طرح می‏کنی ، تو آنجا که یاری عثمان به سودت بود او را یاری کردی و آنجا که یاری او به سود خود او بود او را واگذاشتی .

شنبه 1/10/1386 - 10:13
پسندیدم 0
UserName