دوست
 

غروب اندوهگین می کند ای دوست غروب سرد و بارانی

و من

در کومه ای خاموش و غمناکم

به مرگ آفتاب گل هزارن نوحه می خوانم

کسی دیگر سراغ از ما نمی گیرد

و دل این مرغ زندانی

درون خلوت تنهاییش یک روز میمیرد.

 

شنبه 1/10/1386 - 9:35
پسندیدم 0
UserName