سالها پنجره وا بود و نمی دانستیم
توسط : mohsenpour
سالها پنجره وا بود و نمی دانستیم
دوست همسایه ما بود و نمی دانستیم
دل ما، این دل مجنون دل صحرایی مست
ساکن کوی شما بود و نمی دانستیم
ما ز پرپر شدن غنچه گل فهمیدیم
که ستم نیز روا بود و نمی دانستیم
گریه کردیم و سبکتر شده ایم از پر کاه
گریه هم عقده گشا بود و نمی دانستیم
گفته بودند که یک مرد فرو ریخته است
نام آن مرد رها بود و نمی دانستیم
شنبه 1/10/1386 - 9:18
پسندیدم 0
UserName