حکایت
توسط : mohsen_yahoo

رسول خدا(ص)با عده ای از بیابان عبور می کردند.در اثنای راه به شتر چرانی رسیدند. حضرت کسی را فرستاد تا مقداری شیر از او بگیرد.

شتر چران گفت:شیری که در پستان شتران است برای صبحانه قبیله است و آنچه در ظرف دوشیده ام برای شام انهاست.

با این بهانه به حضرت شیر نداد آن حضرت او را دعا کرد و گفت:خدایا مال و فرزندان او را زیاد کن!

سپس از محل گذشتند تا به گوسفند چرانی رسیدند.

باز کسی را فرستادند تا شیر بیاورد.چوپان گوسفند ها را دوشید همه شیر را در ظرف ریخت و یک گوسفند را نیز برای پیامبر فرستاد و عرض کرد:فعلا همین مقدار آماده است اگر اجازه دهید بیش از این تهیه و تقدیم کنم.

رسول خدا(ص)درباره او نیز دعا کرده و فرمودند:خدایا به اندازه نیاز او روزی عنایت فرما!یکی از اصحاب عرض کرد:یا رسول الله آن کس که به شما شیر نداد دعایی برای او کردید که همه ما آن را دوست داریم و اما این شخص که به ما شیر داد دعایی فرمودید که ما آن را دوست نداریم.

رسول خدا (ص) فرمودند:مال کم نیاز زندگی را برطرف می کند بهتر است از ثروت زیادی که آدمی را غافل می نماید.

سپس این دعا را فرمود:خدایا به محمد و اولاد او به اندازه کافی روزی لطف فرما!

شنبه 1/10/1386 - 0:10
پسندیدم 0
UserName