عرفات
توسط : aftab

 

عرفات سرزمین راز و نیاز

حضرت ابراهیم (علیه السلام) همراه همسرش هاجر و با فرزندنش اسماعیل به راه می افتد و در روز نهم ماه ذی الحجه (عرفه) به سرزمین مكه می رسد. اینك هاجر و اسماعیل در این سرزمین تنها هستند و هاجر برای رفع عطش هفت بار مسیر را در جستجوی آب طی می كند تا اینكه به لطف الهی چشمه ای از زمین می جوشد و اسماعیل را سیراب می كند. ما دل سپردگان به ساحت دین حنیف اسماعیلی اینك در دلدادگی به مادرش هاجر در كوی عشاقی به نام صفا و مروه هفت مرتبه عشق بازی می كنیم و سه نوبت در مكانی متفاوت شیطان را پشت سر می گذاریم و 21 مرتبه اعلام برائت از شیطان را زمزمه می كنیم.

 

و اینك دوباره خورشید طلوع را تجربه می كند و روز پدیدار می شود. روزی كه شیطان در آن خوار و حقیر و خشمناكترین اوقات خود را سپری می كند.

 

زیارت امام حسین (علیه السلام) در این روز مقابل هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد بلكه بالاتر است و اگر كسی توفیق یابد كه در این روز تحت قبر مقدسه آن حضرت باشد ثوابش كمتر از كسی كه در عرفات باشد نیست بلكه زیاد و مقدم است. حالا اكر حسین بن علی(علیه السلام) همراه با خانواده اش روز عرفه در اعتراض به ظلم و جور حاكم زمانه خویش سرزمین عرفات را طی كند و به سمت عراق برود باید با او همراه شد.

 

مگر می شود قربانی نكرده به سمت قربانگاه رفت و در حالی كه زیر لب زمزمه می كند:

انت الذی اویت

تویی كه پناه دادی بندگانت را

 

به سمت قربانگاه رفتن در حالی كه لب از دعا و نیایش برنداری و تشنه لب این مسیر را طی كنی چگونه می شود؟

 

چرا این روز را روز نیایش نامیده اند؟ وجه تسمیه این روز برای چیست؟

 

امام حسین (علیه السلام) با آن همه عظمت و جایگاهی كه نزد خدا دارد این روز را برای درد دل انتخاب كرده اند و حرف هایی كه به درگاه الهی زده اند كه من بنده از جایگاه خویش اگر آگاه باشم خجل می شوم و سر تسلیم فرود می آورم.

 

چرا همان روزی كه ایشان مكه را ترك كردند و گویی دنیا را نیز پشت سر گذاشتند، این گونه با خدا خلوت كردند، مگر چه رازی در این روز نهفته است كه اینقدر غریبانه می گذرد؟

انا الذی اسات/ انا الذی اخطات/ انا الذی هممت

كه من آن بنده ام كه بد كردم/ من همانم كه خطا كردم/ من همانم كه اهتمام به عصیان كردم.

 

به ژرفای سخنان امام كه می اندیشیم در می یابیم كه ایشان این نجواها را برای من آدمی بیان كرده اند كه در این روز به كوتاهی خود اعتراف كنم و مقام خود را بالا ببرم.

 

كسب درجه و مقام بالاتر مستلزم پشت به دنیا كردن و به سوی معبود پركشیدن است:

سبحانك انی كنت من المهللین: منزهی تو و من به یكتایی ات مقر و معترفم.

... پاكی و من به طهارت تو ایمان دارم و مطمئن هستم. تنها تویی پروردگارم.

 

حسین بن علی(علیه السلام) كه به درجه امامت و عصمت رسیده بودند. اینگونه معترف و مقر به درگاه احدی هستند و خدا را به یگانگی می پرستند و منزه و پاك می دانند:

اللهم انك تجیب المضطر

ای خدا تو دعای بندگان مضطرت را اجابت می كنی

 

این فراز از دعا تكانی عجیب به تن من بنده اندازد. آیا می شود من نیز در جمله آنانی باشم كه در صحرای عرفات حضور دارند و هرچه بخواهند به اجابت می رسد و مورد قبول واقع می شود؟

 

آیا می شود كه در پرتو نگاه آن زیبای عالم امكان، آن عماد و ستون گسترده زمین و آن خورشید تابناك هستی اولین دعایمان كه تعجیل دیدن آن قامت رعناست به اجابت رسد و دل آن نازنین نیز از نگرانی درآید و با خیالی آسوده زمین را عدل گیرد.

 

اللهم اجعلنا فی هذا الوقت ممن سئلك فأعطیه

ای خدا ما را در آن هنگام از آنان قرار ده كه از تو درخواست كردند و تو به آنها عطا فرمودی.

 

می شود كه در گروه بندگانی باشیم كه خدا به آنان نگاه كرامتش ارزانی داشتند و اینان هر دو از یكدیگر راضی هستند و بنده به مقام قرب الهی رسیده است. امام حسین (علیه السلام) از آن دسته بندگانی است كه در جهت كسب رضایت الهی تلاش خود را كرده است و به مقام جلب رضایت پروردگار دست یافته است.

 

امید است كه همه بندگان با تأسی به مقام بی مثال مولای خویش حسین بن علی(علیه السلام) به این رتبه دست پیدا كنند و لذت كسب این مقام را بچشند

پنج شنبه 29/9/1386 - 22:10
پسندیدم 0
UserName