روز عرفه:
توسط : حامد...
 

بسم الله الرحمن الرحیم

روز عرفه:

روز عرفه، روز شناخت است و هرچند نام عید بر آن نهاده نشده ولى یكى از اعیادبزرگ اسلام به شمار مى‏رود. امروز روزى است كه خداى سبحان بندگان خود را به عبادت‏و اطاعت‏خویش فرا مى‏خواند و خوان كرم و احسان و لطف خود را براى آنان مى‏گسترد ودرهاى مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روى آنان مى‏گشاید.

 

امروز روز دعا و به خاك افتادن در برابر خدا و نیایش و توجه به معبود است. هركس به اندازه معرفت و شناختش باید دست راز و نیاز را به سوى حضرت ذى‏الجلال بلندكند و مناجات و استغفار نماید و هر اندازه تضرع و خشیت‏بیشتر باشد، قرب به خداافزون‏تر خواهد بود.

 

باید از امام حسین علیه السلام فرا گرفت كه چگونه در این روز باعظمت، بااشك دیده و قلب شكسته و نیت‏خالص، خدا را مى‏خواند. او است كه شناخت واقعى ازپروردگارش دارد و مى‏داند كه در این روز، در كنار «جبل الرحمه عرفات‏»، چگونه‏با خدایش گفت‏وگو كند و او را نه از روى خوف و نه از روى طمع، بلكه چون شایسته‏عبادت است، پرستش نماید و نیازهایش را برشمرد و درخواست عفو و بخشش از او كندبا این كه خود معصوم از هر خطا و اشتباهى است ولى مقام الهى را قدرى است كه‏تنها بندگان زبده‏اش به آن معرفت دارند و عارفان حقیقى از خاندان اهل‏بیت عصمت‏اندكه مى‏دانند چگونه او را بخوانند و در درگاهش تضرع و زارى كنند و از پیشگاه‏ربوبى على رغم هیچ گناهى عذر تقصیر بخواهند.

 

بارالها ! چقدر به من لطف دارى با آن همه جهل و نادانیم، و چه اندازه بر من‏ترحم مى‏كنى با آن همه كارهاى ناشایسته‏ام.

 

خدایا! چقدر به من نزدیكى و چقدر من از تو دورم. و تو كه به من اینقدر محبت‏مى‏كنى، پس چه مرا از تو پنهان نگه داشته؟ ! كور باد دیده‏اى كه تو را مراقب‏رفتارهایش نداند و زیان‏بار باد تجارت بنده‏اى كه از محبتت، نصیبى برایش معین‏نكرده‏اى... خدایا! من به وسیله خودت، تو را مى‏شناسم، پس با فروغ نورت مرا به‏سوى خود رهنما باش و بردگى و بندگى راستین را به من بیاموز تا در پیشگاهت،خالصانه پرستش كنم.

 

خدایا! از دانش نهانت، مرا دانش بخش و در پوشش نگه دارنده‏ات مرا نگه دار.

 

بارالها! مرا با حقایق «اهل قرب‏» آشنا ساز و راه «اهل جذب‏» را به من‏بنمایان...

 

خداوندا! تویى كه پرده‏ها را از دل‏هاى محبان و عاشقانت پس زدى تا جز تو دوستى‏بر نگیرند و جز به سوى تو، دستى دراز نكنند. تو مونس آنان هستى در وقتى كه تمام‏جهان‏ها و عوالم برایشان غریب است و تو راهنمایشان مى‏باشى آن‏جا كه راه‏ها را بررویشان مى‏گشایى.

 

كسى كه تو را دارد چه ندارد و كسى كه تو را ندارد چه دارد! بى‏گمان نومید شدكسى كه به جز تو دل بست و زیان دید كسى كه از تو روى گرداند.

 

چه گونه به سوى دیگران روى آورد در حالى كه تو هرگز یك آن از او احسانت راقطع نكردى و چگونه از غیر تو رخواست‏یارى كرد، در حالى كه تو منت را بر اوپیوسته داشتى.

 

اى كسى كه شیرینى هم نشینیش را به محبانش چشاند، پس در پیشگاهش، متملقانه رازو نیاز كردند و اى كسى كه لباس‏هاى هیبتش را بر اولیایش پوشاند تا در برابرش سربه خاك افتادند. تو پیش از یاد یادكنندگان به یاد آنهایى و قبل از توجه بندگان،آغازگر احسانى و پیش از درخواست درخواست كنندگان، از دریاى بى‏كران كرمت،بخشنده‏اى; پس مرا شامل رحمتت قرار ده تا به تو برسم، و بر من منت گذار و مراجذب خویش گردان تا بر تو وارد شوم.

 

خداوندا! هرگز امیدم از رحمتت قطع نمى‏شود هرچند نافرمانیت كنم و هرگز ترسم ازقهرت نمى‏ریزد، هرچند اطاعتت كنم، و اینك كه از همه چشم برگرفته و به تو دیده‏دوخته‏ام، آماده دریافت لطف و بخشندگیت هستم.

 

الها! چه گونه نومید گردم در حالى كه تو امیدم هستى و چه‏گونه اهانت‏شوم درحالى كه تكیه گاه و پشتیبانم مى‏باشى...

 

راستى اگر دعاى عرفه امام حسین علیه السلام را با شناخت‏بخوانیم، تااندازه‏اى شیرینى و لطافت عبارت‏هاى عرفانى آن حضرت را لمس مى‏كنیم; زیرا حسین خدارا مى‏شناسد و او را نزدیك‏تر از «حبل الورید» به خود مى‏داند، پس روش سخن گفتن‏با او و راز و نیاز كردن در پیشگاهش را خوب درك مى‏كند و ما باید این سخنان رابخوانیم و تكرار كنیم و دقت نماییم و در معانیش غرق شویم و از یم عرفانش نمى‏برداریم، تا شاید نظر لطف خدا شامل حالمان گردد و پوششى از رحمت و مغفرتش بر آن‏همه گناهان و نافرمانى‏هایمان كشیده شود چرا كه خداوند خود را به لطف و رحمت ورافت توصیف نموده، پس هرگز از خود نمى‏راند بنده‏اى را كه در این روز شناخت، بابرشمردن گناه‏هایش، به سویش روى آورده و از مقام ربوبیش درخواست عفو و بخشش‏نموده است.

 

آرى! اگر پوشش او نبود رسوا مى‏شدیم و اگر ابر رحمتش آنى بر سر ما نمى‏بارید،هلاك مى‏گشتیم. اگر با تاییدات پنهانیش ما را یارى نمى‏كرد، شكست مى‏خوردیم و اگرما را پناه نمى‏داد، پناهگاهى نداشتیم.

 

اگر خمینى، این بنده شایسته خداى، در او فانى نمى‏شد و جز او را نمى‏دید، نه‏انقلاب به پیروزى مى‏رسید و نه مستضعفین رهایى مى‏یافتند. و این راز موفقیت امام‏بود. این راز نهان بود كه ملت ایران یك پارچه آوایى از صداى رسایش شدند و همراه‏او «لا اله الا الله‏» سر دادند و همسان با او مشت‏ها را گره كردند و همگام با اودر برابر جباران و ستمگران و ابرجنایتكاران ایستادند و تا «احدى الحسنیین‏»مقاومت و پایدارى كردند، و قطعا هرچه پیروزى به دست آمد به خاطر صبغه اللهى‏انقلاب و راهبرش بود و مردم هم چون گام در گام او نهادند و خدا را مد نظر خویش‏قرار دادند، به این مقام والا دست‏یافتند و خداوند به آنها توجه كرد و دعایشان‏را مستجاب نمود و بر دشمنان غلبه‏شان داد. باز هم باید از خدا خواست و از درگاهش‏در این روز مبارك خاضعانه و متضرعانه درخواست نمود كه این انقلاب الهى را تارسیدن صاحب اصلیش حضرت ولى الله الاعظم نگه دارد و لحظه‏اى این ملت‏خداجوى را ازرحمت گسترده‏اش دور نكند و از فتنه‏هاى زمان در امان دارد. آمین یا رب العالمین
چهارشنبه 28/9/1386 - 21:41
پسندیدم 0
UserName