"یلدا"، شب همبستگی ، عشق و خانواده در ایران
توسط :

درشمارش معكوس روزهای رنگین پاییز برای سپردن كلید خانه فصل‌ها به "ننه سرما"، جنب وجوش ایرانیان نیز برای تدارك جشن شب "یلدا"، شب فرهنگ و عشق و حافظ و شاهنامه و زندگی ایرانی، آغاز شده‌است.

نمایش هندوانه‌هاوانارهای قرمز بر پیشخوان مغازه‌ها و دست پسرك‌های سرچهار راه، بیرون آمدن آجیل‌ها و تنقلات از انبار مغازه‌ها و تزیین آن بر ویترین مغازه‌ها، ایرانیان را به‌چله‌نشینی در درازترین شب‌سال به‌امید چیرگی روشنایی و حقیقت بر تاریكی و پلیدی، فرامی‌خوانند.

برای ایرانیان "یلدا و چله" فقط یك واژه نیست كه‌داستان تاریخ ایرانیان، شب عشق‌ایرانیان، شب‌خانواده، شب سنت‌ها، شب ارزش‌ها و قصه بیداری تا سپیده‌دم نور و روشنایی است.

در كشاكش نبرد زمان، بسیاری از جشن‌های ایرانیان به فراموشی سپرده شد، اما یلدا و نوروز و ... ماندند تا ارزش‌های نیكوی ایرانی را با ارزش‌های حسنه‌اسلامی درآمیزند وسنت‌ها و رسوم بی‌همتای ایرانی اسلامی كه سراسر ارزش، نیكویی و خجستگی است را به عنوان اندوخته‌ای برای آیندگان نگه‌دارند.

هرساله در آستانه آغاز زمستان قلم‌ها به جنبش درمی‌آیند و می‌نویسند "یلدا واژه‌ای‌است سریانی به‌معنای غلبه‌روشنایی برتاریكی"، اما كمتر قلمی می‌نویسد، در وانفسای گم‌شدن هویت انسانی در همهمه زندگی ماشینی ، یلدا كورسویی است برای روشن نگه داشتن گرمای كانون خانواده‌ها.

در سال‌هایی پیشتر كه قلب‌ها به اندازه بزرگراه‌ها و خیابان‌های بی‌پایان از هم فاصله نگرفته بودند، در چنین شبی هندوانه‌ها با نمادی از سبزی‌و خرمی زندگی، انارها با نمادی از سرخی عشق و تنقلات با نمادی از شیرینی زندگی همراه با تحفه‌های فراوان بر طبق‌ها قرار می‌گرفتند و بر روی سر طبق كشان و همراهی خانواده داماد برای نوعروسان می‌رفت تا با نیت خوشی و شادكامی به درازای شب یلدا، زندگی تازه‌ای آغاز شود.

گاهی خانواده‌ها درشب زنده‌داری نخستین شب‌زمستان و آغاز چله بزرگ، همدیگر را همراهی می‌كردند، شب‌چره‌ها و تنقلات در كنار یكدیگر قرارمی‌گرفت و خردسالان گوش به داستان‌های كهنسالان، شب را به پایان می‌بردند.

درزمانی كه خبری از تلویزیون و وسیله ارتباط جمعی نبود، كهنسالان وظیفه انتقال متل‌ها و اسطوره‌های ایرانی را بر دوش می‌كشیدند وچنین آغاز می‌كردند:
"وقتی كلید خانه فصل‌ها به ننه سرما سپرده می‌شود، او به پسر بزرگ خود چهل روز حكمرانی ایران زمین را پیش كش می‌كند.

چله بزرگ به مادرش قول می‌دهد در چهل روز فرمانرواییش، چنان سرمایی بر این سرزمین حكمفرما كند كه سم اسبان بر زمین یخ بزند.

چله كوچك نیز كه وظیفه ‪ ۲۰‬روز حكمرانی از ‪ ۱۰‬بهمن ماه بر این مرز و بوم را دارد، در رقابت با برادر خود، به مادرش قول می‌دهد كه در ‪ ۲۰‬روز حكومتش، چنان سرمایی حكمفرما كند كه كره‌اسب‌ها در شكم مادیان‌ها یخ بزند.

و مادرشان به آنان قول می‌دهد كه اگر پسرانش وظیفه خود را به خوبی انجام دهند، وی نیزفروردین و اردیبهشت را نیز به زانو در خواهدآورد و تا ابتدای خرداد حكمرانی خواهدكرد، اما در نیمه اسفند ازسه‌برادر فروردین و اردیبهشت و خرداد شكست می‌خورد و یخ و سرمای سخت زمستان با گرمای دل مردم در آستانه نوروز باز می‌شود".

این داستان‌ها و حكایت‌های افسانه‌ای در حقیقت پیامی در دل خود داشت و و نام فصل‌ها و كاركرد و شرایط آب و هوایی هر فصل را به كودكان می‌آموخت.

در میان كتاب‌های كهن ایرانی نیز "شب چله" اصطلاحی كاربردی و دستاوردی از علم نجوم شمرده می‌شود.

این نوشته‌ها قدمت چله را شش هزار سال و به قبل از پیامبری"آشوزرتشت"، شب زایش مهر از مادری به ناهید نسبت می‌دهند كه به روایتی مسیح نیز در این شب زاده‌شد و درخت كریسمس وبرخی از نمادهای شب عید مسیحی ازنمادهای ایرانی گرفته شد، تا جایی كه ظاهر بابانوئل نیز به شمایل موبدان زرتشتی آراسته می‌شود...

اما گذشته از تمام داستان‌سرایی‌های افسانه‌ای و واقعی، چله‌نشین خانواده‌ها در بلندترین شب سال وسیله‌ای است برای پیوند دل‌ها كه هر ایرانی در هر جای دنیا به سبكی و سیاقی مخصوص خود، آن را اجرا می‌كند.

جامعه شناسان و آنان كه از خاموشی و فرهنگ و هویت در هجوم جهانی شدن انسان‌ها نگرانند، خوشبینند و براین باورند ، در سال‌هایی كه خانواده‌های گسترده‌ایرانی به خانواده هسته‌ای كوچك تبدیل شده، جای خوشوقتی است كه هنوز ایرانیان ترجیح می‌دهند جشن یلدا را در جمع خانواده‌های بزرگ، برگزار كنند.

دراین شب، به‌طور معمول دختران و پسرانی كه زندگی مستقل تشكیل داده‌اند، سعی می‌كنند، شب یلدا را در خانه پدران و مادران خود به صبح برسانند.

در این شب، اجاق خانه مسن‌ترها روشن‌تر است و سرود زندگی پرآوازتر. از سر شب، عطر سبزی پلو وماهی مادربزرگ‌ها، همه كوچه را پرمی‌كند و فرزندان با همسران و كودكان خود یكی یكی می‌آیند، بعد ازشام نیز نوبت هندوانه ، انار، آجیل، تنقلات و... می‌رسد كه برای این شب تهیه شده‌اند.

صدای شكستن تخمه‌ها با همهمه زندگی همراه می‌شود،كودكی در آغوش پدربزرگ، دختری گرم صحبت با مادر و ... شب در گذر است و به نیمه كه می‌رسد ، نوبت حافظ است و فال‌های پی درپی كه با پچ پچ بسم‌الله و سوره حمد وقل هوالله...

برای نیت قبل از تفال در هم می‌آمیزد ... گاهی هم چهره‌ها بر پنجره بخار گرفته از گرمای زندگی می‌چسبد تا سرمای بیرون را نظاره كند.

لحظه‌های پایانی این شب نیز باخودنمایی فصل زمستان و بارش آرام دانه‌های سفید برف درهم می‌آمیزد و مراسم پایانی یك شب پرخاطره به اجرا در می‌آید.

هم پیوندی و همبستگی روابط انسانی در شب یلدا نه سخن جامعه شناسان كه سخن دلهاست.

باسواد، بی‌سواد، روشنفكر، كاسب، راننده، خانه‌دار ... همه دوست دارند شب چله را در كنار هم بگذرانند، دیگر كسی نمی‌گوید حوصله جمع راندارم، كار دارم، فردا می‌خواهم سر كار بروم و ...

همه با اشتیاق می‌خواهند شب چله را در كنار هم بگذرانند.

اشتیاق این شب تنها ایرانیان در چارچوب مرزهای جغرافیایی را به وجد نمی‌آورد كه برای همه ایرانیان سراسر دنیا پیام عشق و همدلی است.

جشن یلدا عشق و پیوستگی را به همه ایرانیان سراسر جهان هدیه می‌دهد. و چه‌نیكوست آنان كه‌شادی خود را باآنانی تقسیم می‌كنند كه‌ازهمبستگی خانوادگی محرومند.

در شب یلدای ایرانی، هر چراغ روشنی نمادی از زندگی است ، اما برخی از چراغ‌ها فقط فضا را روشن كرده‌اند و هیچ گرمایی به دلها نمی‌دهند.

درزیر پوست شهرها، پدران ومادرانی پختن غذای شب یلدا و گردآمدن فرزندان در كنار آنان، در چاردیواری موسسات نگهداری‌سالمندان فقط برایشان یك آرزوی دست نیافتنی است.

دركنار كودكانی كه‌پیام عشق و محبت وهمبستگی ایرانی را از خانواده‌هایشان می آموزند، كودكانی هم هیچ گاه عشق، محبت و همبستگی و هویت ایرانی را در كانون خانواده تجربه نكرده‌اند.

تقسیم عشق و محبت با انسان‌هایی كه این واژه‌ها را با تنهایی معاوضه كرده‌اند، روشنایی صبح نخستین روز زمستان را چشیدنی تر می‌كند.

پس به نام زندگی، می‌توان زندگی بخشید به آنان كه سال هاست زندگی را از یاد برده‌اند ...

منم پیشاپیش این شب بسیار بسیار زیبارو به همه شما تبریك میگم

چهارشنبه 28/9/1386 - 19:52
پسندیدم 0
UserName