خدا در دین اسلام
توسط : mohsenpour

خدا در دین اسلام
خداى دین اسلام «الله» است كه به معناى معبود و ذات شایسته پرستش یا موجودى كه
همگان نیازمند اویند و به او روى مى آورند و شیفته و شیداى او هستند مى باشد.
ایزوتسو محقق نامدار معاصر بر این اعتقاد است كه واژه «الله» پیش از ظهور اسلام در
میان اعراب بت پرست عصر جاهلیت رواج داشته است و لذا با آمدن اسلام و معرفى

خدا به
صورت «الله» این نام براى مشركان عرب نامى آشنا بوده است. در قرآن 2702 بار این
نام مقدس به كار رفته است و خصوصیاتى از این قبیل براى او ذكر شده است، بى همتا،
مقصود همه، یگانگى و بدون شریك بودن، نزائیده و نازاینده، خالق تمام جهان و
موجودات، مربى و پرورنده همه موجودات، قدرت مطلق، كسى كه حیات و مرگ مطلقاً

در دست
اوست، آغاز و انجام همه چیز از او و به اوست، نور آسمان ها و زمین، معبود همگان،
فرزند نداشته و كسى را به فرزندى انتخاب نكرده است، او هر روز در كارى است، همه
موجودات بدو محتاج بوده و از او استمداد مى كنند، غنى و بى نیاز مطلق، پادشاه مردم،
هدایت و گمراهى و عزت و ذلت جمله به دست اوست، صاحب اراده حكیمانه، علم

مطلق، شنوا،
بینا، سخنگو، نزدیك، برآورنده حاجات، روزى دهنده موجودات، حسابرس اعمال، بیم

دهنده
كافران، دوستدار مؤمنان و مجاهدان، مهربان نسبت به بندگان، حیات محض، شفادهنده
بیماران، بیزار از مشركان، توبه پذیر و آمرزنده گناهان، حامى حق جویان و دشمن
ستمگران است.
خداى اسلام به تصریح قرآن داراى «اسماء حُسنى » یا نام هاى نیكوست كه این نام ها
برخى بر اساس ذات و برخى به لحاظ افعال و برخى به جهت صفات خدا به او نسبت

داده مى
شوند و نمودار كمالات پروردگار و نیز «وضعیت وجودى» یا موقعیت انتولوژیك او

مى
باشند. این اسماء حُسنى به نقل از تفسیر «المیزان» 127 نام هستند كه در قرآن ذكر
شده و به قرار زیر مى باشند: اله، احد، اول، آخر، اعلى ، اكرم، اعلم، ارحم
الرّاحمین، احكم الحاكمین، احسن الخالقین، اهل التّقوى، اهل المغفره، اقرب، ابقى ،
بارى، باطن، برّ، بصیر، بدیع، توّاب، جبّار جامع، حكیم، حلیم، حىّ، حقّ، حمید،
حسیب، حفیظ، خفى، خبیر، خالق، خلاّق، خیر، خیرالماكرین، خیرالرّازقین،

خیرالفاصلین،
خیرالحاكمین، خیرالفاتحین، خیرالغافرین، خیرالوارثین، خیرالرّاحمین، خیرالمنزلین،
ذوالعرش، ذوالطّول، ذوانتقام، ذوالفضل العظیم، ذوالرّحمه، ذوالقوّه، ذوالجلال و
الاكرام، ذوالمعارج، رحمن، رحیم، رئوف، ربّ، رفیع الدّرجات، رزّاق، رقیب، سمیع،
سلام، سریع الحساب، سریع العقاب، شهید، شاكر، شكور، شدیدالعقاب، شدیدالمحال،

صمد،
ظاهر، علیم، عزیز، عفو، على، عظیم، علاّم الغیوب، عالم الغیب وَالّشهاده، غنى،
غفور، غالب، غافر الذّنب، غفّار، فالق الاصباح، فالق الحبّ و النّوى، فاطر، فتّاح،
قوى، قدّوس، قیّوم، قاهر، قهار، قریب، قادر، قدیر، قابل التّوب، قائم على كل نفس
بماكسبت، كبیر، كریم، كافى، لطیف، ملك، مؤمن، مهیمن، متكبر، مصوّر، مجید، مجیب،
مبین، مولى، محیط، مقیت، متعال، محیى، ممیت، متین، مقتدر، مستعان، مبدئ، مالك
الملك، نصیر، نور، وهّاب، ولى، واحد، والى، واسع، وكیل، ودود، هادى. همچنین در
كتب روایى و جوامع حدیثى مثل كتاب «توحید صدوق» احادیثى از رسول خدا(ص) و

امامان(ع)
مثل حضرت صادق و حضرت على(ع) نقل شده كه در آن ها 99 اسم براى خدا ذكر

شده است كه
برخى از آن ها عبارتند از: شافى، باعث، جواد، دیّان، جلیل، وفى، منّان، قدیم، قوى،
قابض، باسط، سبّوح، سیّد، طاهر. از دیدگاه حكیمان اسلامى نیز خدا وجود نابى است
كه همه كمالات وجودى را دارد.
او را وحدتى است كه عین ذاتش مى باشد بنابراین فرض دوم براى او محال است و او

«غیر»
و «ثانى» از سنخ خود ندارد. هیچ گونه تعدد و اختلاف و تعیّنى در ساحت او راه ندارد
او «مطلق ولاحدّ» است و حتى خودِ اطلاق نیز حدّ و قید یا تعیّن او نیست. این نكته
بسیار مهم و مطلب بسیار ارجمندى است كه در حكمت و عرفان اسلامى همواره بر آن

تأكید
مى شود كه خدا داراى «صرافت» و «اطلاق» بوده و از هر نوع تعیّن مفهومى یا

مصداقى،
منزه است و هیچ جنبه بالقوه اى در او وجود ندارد لذا از تغییر و زوال و دگرگونى
مصون است. او محكوم زمان و مقید به مكان نیست، مجرّد محض است و از اوصاف

ماده و
جسمانیات مبرّاست. او علم و اراده و حیات و قدرت محض است امكان و نیز عدم را در

ذات
او راهى نیست. او ذاتى است واجب الوجود و غنى تام و وجود محض. او قدیم است و

معلول
هیچ علتى نیست بلكه خودْ علت ماسواست. او از مغایرت ماهیت و وجود مبرّاست، بسیط

محض
است و از صورت و ماده و یا وجود و ماهیت تركیب نیافته است. او ازلى و ابدى و

جاوید
و بى مرگ است.

چهارشنبه 28/9/1386 - 16:37
پسندیدم 0
UserName