‏مبارزه موسى و قوم او 9

ادب موسى (ع ) در مقابل استادش  
مطلب عجیبى كه از این داستان استفاده مى شود رعایت ادبى است كه موسى (علیهالسلام ) در مقابل استادش حضرت خضر نموده ، و این آیات آن را حكایت كرده است ، با اینكه موسى (علیهالسلام ) كلیم الله ، و یكى از انبیاى اولوا العزم و آورنده تورات بوده ، مع ذلك در برابر یك نفر كه مى خواهد به او چیز بیاموزد چقدر رعایت ادب كرده است !
از همان آغاز برنامه تا به آخر سخنش سرشار از ادب و تواضع است ، مثلا از همان اول تقاضاى همراهى با او را به صورت امر بیان نكرد، بلكه به صورت استفهام آورده و گفت : آیا مى توانم تو را پیروى كنم ؟ دوم اینكه همراهى با او را به مصاحبت و همراهى نخواند، بلكه آن را به صورت متابعت و پیروى تعبیر كرد. سوم اینكه پیروى خود را مشروط به تعلیم نكرد، و نگفت من تو را پیروى مى كنم به شرطى كه مرا تعلیم كنى ، بلكه گفت : تو را پیروى مى كنم باشد كه تو مرا تعلیم كنى . چهارم اینكه رسما خود را شاگرد او خواند. پنجم اینكه علم او را تعظیم كرده به مبدئى نامعلوم نسبت داد، و به اسم و صفت معینش نكرد، بلكه گفت ((از آنچه تعلیم داده شدهاى )) و نگفت از ((آنچه مى دانى )). ششم اینكه علم او را به كلمه ((رشد)) مدح گفت و فهماند كه علم تو رشد است ( نه جهل مركب و ضلالت ). هفتم آنچه را كه خضر به او تعلیم مى دهد پارهاى از علم خضر خواند نه همه آن را و گفت : ((پارهاى از آنچه تعلیم داده شدى مرا تعلیم دهى )) و نگفت ((آنچه تعلیم داده شدى به من تعلیم دهى )). هشتم اینكه دستورات خضر را امر او نامید، و خود را در صورت مخالفت عاصى و نافرمان او خواند و به این وسیله شان استاد خود را بالا برد. نهم اینكه وعدهاى كه داد وعده صریح نبود، و نگفت من چنین و چنان مى كنم ، بلكه گفت : ان شاء الله به زودى خواهى یافت كه چنین و چنان كنم . و نیز نسبت به خدا رعایت ادب نموده ان شاء الله آورد.
خضر (علیه السلام ) هم متقابلا رعایت ادب را نموده اولا با صراحت او را رد نكرد، بلكه به طور اشاره به او گفت كه تو استطاعت بر تحمل دیدن كارهاى مرا ندارى . و ثانیا وقتى موسى (علیه السلام ) وعده داد كه مخالفت نكند امر به پیروى نكرد، و نگفت : ((خیلى خوب بیا)) بلكه او را آزاد گذاشت تا اگر خواست بیاید، و فرمود:(( فان اتبعتنى - پس اگر مرا پیروى كردى )). و ثالثا به طور مطلق از سؤ ال نهیش نكرد، و به عنوان صرف مولویت او را نهى ننمود بلكه نهى خود را منوط به پیروى كرد و گفت : ((اگر بنا گذاشتى پیرویم كنى نباید از من چیزى بپرسى )) تا بفهماند نهیش صرف اقتراح نیست بلكه پیروى او آن را اقتضاء مى كند.

چهارشنبه 28/9/1386 - 14:46
پسندیدم 0
UserName