زنان سرافراز (2)

ادامه مطلب...

4. امّ ایمن

از زنان پرهیزكار و خدمتكار حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم است. پیامبر به او مادر خطاب مى كرد و مى فرمود: «هذه بقیة اهل بیتى»:4 این زن، باقى مانده اى از خاندان من است. وى همواره در كنار زنان مجاهد، در جبهه جنگ به مداواى مجروحان مى پرداخت.1

ام ایمن از شیفتگان خاندان امامت بود كه در ماجراى فدك، حضرت زهرا علیه السلام او را به عنوان شاهد معرفى كرد. وى پنج یا شش ماه پس از پیامبر از دنیا رفت.2

 

خداوند به بركت مهدى آل محمد علیه السلام به هنگام ظهور، او را زنده مى گرداند تا در لشكر گاه امام به خدمت گماشته شود.

 

5. امّ خالد

در روایت دو بانو بدین نام مشهور شده اند: ام خالد احمسیه و ام خالد جهنّیه. شاید مقصود ام خالد مقطوعة الید (دست بریده) باشد كه یوسف بن عمر، پس از به شهادت رساندن زید بن على بن الحسین در كوفه، دست او را به جرم شیعه بودن قطع كرد. در كتاب رجال كشّى درباره شخصیت و مقام این زن فداكار از امام صادق علیه السلام مطلبى ذكر گردیده كه حایز اهمیت است. ابو بصیر گوید: در خدمت امام صادق نشسته بودیم كه ام خالد مقطوعه الید از راه رسید. حضرت فرمود: اى ابابصیر، آیا میل دارى كه كلام ام خالد را بشنوى؟ من عرض كردم: آرى اى فرزند رسول خدا، با شنیدن آن شادمان مى گردم.... در همان موقع ام خالد به خدمت امام آمد و سخن گفت. دیدم وى در كمال فصاحت و بلاغت صحبت مى كند. سپس حضرت پیرامون موضوع ولایت و برائت از دشمنان با او سخن گفت.4

6. زبیده

مشخصات كاملى از او نقل نشده است. احتمال دارد زبیده زن هارون الرشید باشد كه شیخ صدوق(ره) درباره اش گفته است: وى یكى از هواداران و پیروان اهل بیت است. هنگامى كه هارون دانست از شیعیان است قسم خورد كه طلاقش دهد. زبیده كارهاى خدماتى بسیارى داشت كه یكى آبرسانى به عرفات است. همچنین نوشته اند وى یكصد كنیز داشت كه پیوسته مشغول حفظ قرآن بودند و همیشه از محل سكونت او صداى تلاوت قرآن شنیده شد. زبیده در سال 216 ق. رحلت كرد.5

7. حبّابه والبیّه

از زنان والامقامى است كه دوره زندگى هشت امام معصوم را درك كرد و پیوسته مورد لطف و عنایت ایشان قرار داشت. در یك یا دو نوبت به وسیله امام زین العابدین و امام رضا علیه السلام جوانى اش به او بازگردانده شد. اولین ملاقات وى با امیرمؤمنان علیه السلام بود كه از آن حضرت دلیلى بر امامت درخواست كرد. حضرت در حضور وى سنگى را برداشت و بر آن مهر خود را نقش كرد و اثر آن مهر در سنگ جاى گرفت و به او فرمود: پس از من هر كه توانست در این سنگ چنین اثرى بر جاى بگذارد او امام است. از این رو حبابه پس از شهادت هر امامى نزد امام دیگر مى رفت و آنان مهر خود را بر همان سنگ مى زدند و اثر آن نقش مى بست. نوبت كه به امام رضا علیه السلام رسید حضرت نیز چنین كرد. حبابه نه ماه پس از رحلت امام رضا علیه السلام زنده بود و پس از آن بدرود حیات گفت.6

روایت شده است كه وقتى حبابه به خدمت امام زین العابدین رسید یكصد و سیزده سال از عمرش سپرى شده بود. حضرت با انگشت سبابه خود اشاره اى نمود و جوانى اش بازگشت.7
1. چشم اندازى از حكومت مهدى علیه السلام ، ص76؛ تهذیب الكمال، ج35، ص329.
2. نقش زنان مسلمان در جنگ، ص20.
3. قاموس الرجال، ج10، ص387.
4. ریاحین الشریعه، ج3، ص381؛ به نقل از تنقیح المقال مامقانى.
5. تنقیح المقال، ج3، ص78.
6. سفینة البحار، ج1، ص204.
7. همان.
8. همان.

همچنین نوشته اند: صورت حبابه از زیادى سجود سوخته و از عبادت همانند چوب خشكیده اى شده بود.8

چهارشنبه 28/9/1386 - 12:0
پسندیدم 0
UserName