کوفه تنها گذاشت مردش را
توسط : بر ز خ
 
سلام
بین پس كوچه‏هاى نامردى
كوفه تنها گذاشت مردش را
با كمى سنگ از سرش وا كرد
روزه دارىِ كوچه گردش را
هیچ كس بار آن مسافر را
از سر شانه‏اش پیاده نكرد
واى بر حال منبر كوفه
كه از آن مرد استفاده نكرد
كلمات كه "این چه كارى‏بود؟"
دائماً راهى صدایش بود
التماسى شبیه"كوفه میا"
سر سجاده دعایش بود
هیچ كس پا به پاى او غیر از
سایه از پشت سر نمى‏آمد
روشنائى خانه‏ها رفتند
سایه‏اش هم دگر نمى‏آمد
خواست تا نامه‏اى اجیر كند
به سوى كاروان نشد كه نشد
شرحى از حال ماوقع بدهد
به امام زمان نشد كه نشد
عاقبت مرد بى كس كوفه
سر دارالعماره جایش بود
سر دارالعماره كوفه
آن مكانى كه از خدایش بود
گریه مى‏كرد و زیر لب مى‏گفت
با لبى تشنه با دلى گریان
السلام علیك یا مظلوم
السلام علیك یا عطشان
لب و دندان چه قیمتى دارد؟
لب قارى اگر سلامت باد
هم‏سرش هم‏تنش خدا را شكر
سر راه بنفشه‏ها افتاد
-------------------------------------------------------
    قابل توجه تهرونیها:امشب شب آخر ایام مسلمیه در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (شهرری)با حضور هیئت های مختلف تهران برگزار میشه خیلی با صفاست اگه تونستید حتما
               بیایید                        
چهارشنبه 28/9/1386 - 10:59
پسندیدم 0
UserName