نقش زنان در دوران غیبت صغری (1)

نقش زنان در دوران غیبت صغری

در دوران سخت غیبت صغرى، در روزهایى كه شیعیان پس از دویست و شصت سال با یك آزمایش بزرگ رو به رو بودند و بایست با غیبت امام خو كنند، یك زن به عنوان مفزع و پناه معرفى مى‏شود و آن مادر بزرگوار امام حسن عسكرى علیه السلام است. در این دوره، اگر چه امام هادى علیه السلام و امام حسن عسكرى علیه السلام زمینه غیبت را از پیش فراهم كرده بودند و شخصیتهاى مورد اعتمادى همانند عثمان بن سعید عمرى و پسرش محمد بن عثمان را به عنوان وكیل معرفى كرده بودند، به دلایلى از موقعیت مادر امام حسن عسكرى علیه السلام ، معروف به جده ، استفاده شد و وى پناه شیعه معروف گردید. از گفتگوى احمد بن ابراهیم با حكیمه دختر امام جواد علیه السلام برمى‏آید كه پس از گذشت دو سال از رحلت امام حسن عسكرى علیه السلام همچنان بسیارى از كارها به دست مادر بزرگوار امام حسن عسكرى علیه السلام انجام مى‏شده است ولى در حقیقت از طرف حضرت حجة بن الحسن علیه السلام و به فرمان آن حضرت صورت گرفته است.


شیخ صدوق رحمه الله از احمد بن ابراهیم نقل كرده است كه در سال 262 بر حكیمه دختر امام جواد علیه السلام وارد شدم و از پس پرده با وى سخن گفتم و از او درباره اعتقادش به امامان پرسیدم. او همه آنها را یكا یك شمرد و آنگاه حجة بن الحسن بن على را نیز نام برد... .

از او پرسیدم: این فرزند كجاست؟ گفت: در پس پرده غیب است. گفتم پس شیعه به چه كسى پناه ببرد؟ گفت: به جدّه، مادر امام حسن عسكرى علیه السلام . سپس افزود: این دستور از سوى امام حسن عسكرى و به پیروى از امام حسین علیه السلام صورت گرفته است. زیرا امام حسین علیه السلام در ظاهر براى حفظ جان فرزندش امام سجاد، به خواهرش زینب كبرى علیه‏السلام وصیت كرد و در نتیجه تا مدتى هر آنچه از امام زین‏العابدین علیه السلام صادر مى‏شد به حضرت زینب علیه‏السلام نسبت داده مى‏شد تا امر پنهان باشد1 و حساسیت‏ها نسبت به امام سجاد علیه السلام كمتر شود. این امتیاز براى جدّه باقى بود تا آنكه كسانى مانند عثمان بن سعید و دیگر سفرا و نایبان خاص امام علیه السلام در بین شیعیان شناخته شدند و منزلت یافتند.

پس از شهادت امام عسكرى علیه السلام یك بانو، نظر دستگاه خلافت بنى عباس را نسبت به تعقیب امام تغییر داد. نوشته‏اند پس از گزارش جعفر كذّاب، كه در خانه امام حسن عسكرى علیه السلام فرزند خردسالى از آن حضرت باقى مانده است، آنها به خانه امام هجوم بردند و پس از دستگیرى صیقل (یكى از كنیزان امام) فرزند خردسال را از او مطالبه كردند. او نخست انكار كرد و آنگاه براى اینكه موضوع براى آنها پوشیده ماند گفت :..........


ادامه دارد............
چهارشنبه 28/9/1386 - 10:49
پسندیدم 0
UserName