هم كفوى در ازدواج
توسط : mmmmmmmm

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مقالات استاد حسین انصاریان در رابطه با :

هم كفوى در ازدواج

از شرایط بسیار مهم ازدواج هم كفو بودن زوجین است.   كفو در لغت به معناى شبیه و مانند است، در مسئله ازدواج تا حدّى باید از نظر ظاهر و باطن بین دختر و پسر شباهت وجود داشته باشد.

مهمترین مرحله شباهت، باید در چهره دیندارى جلوه كند به این معنا كه به فرهنگ پاك حق، مؤمن هم كفو مؤمنه، و دین دار شبیه و مانند دیندار است.

به فرموده قرآن مجید:

وَ الطَّیِّباتُ لِلطَّیِّبینَ.

زنان پاك لایق مردان پاكند.

كتاب حق مى فرماید:

فَانْكِحُوا ماطابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ.

پس با زنان پاك ازدواج كنید.

این پاكى در زنان و مردان در مرحله اول پاكى و پاكیزگى باطن است، كه عبارت از ایمان به خدا و قیامت و نبوت و قرآن و ملائكه و متخلّق بودن به اخلاق حق است.

بنابراین مرد مسلمان و مؤمن حق ازدواج با زنان غیر مسلمان و غیر مؤمنه را ندارد، و اگر این ازدواج انجام بگیرد، باطل است و فرزندان آنان بدون شك زاده زنا هستند، و همچنین زن مؤمنه حق ندارد با انسان غیر مؤمن ازدواج كند، زیرا از نظر شرعى این ازدواج باطل و حرام و فرزندان آنان زاده حرامند.

مؤمن و مؤمنه هم كفو غیر مؤمن و غیر مؤمنه نیستند، كه اگر این ازدواج باطل صورت بگیرد درى از عذاب قیامت بر روى هر دو باز شده!!

قرآن مجید از ازدواج انسان پاك یعنى انسان مؤمن با انسان ناپاك منع شدید فرموده:

و لا تنكحوا المشركات حتّى یؤمنَّ و لأمة مؤمنة خیر من مشركة و لو اعجبتكم و لا تنكحوا المشركین حتّى یؤمنوا و لعبد مؤمن خیر من مشرك و لو اعجبكم اولئك یدعون الى النّار و الله یدعوا الى الجَّنة و المغفرة باذنه و یبیِّن آیاته للناس لعلَّهم یتذكَّرون.

با زنان مشرك تا ایمان نیاورده اند ازدواج نكنید، كنیزان باایمان از زن آزاد مشركه بهتر است، اگرچه زیبائى یا ثروت او شما را به شگفتى اندازد.

و زنان خود را به ازدواج مردان مشرك تا ایمان نیاورده اند در نیاورید زیرا یك بنده باایمان از یك مرد مشرك بهتر است اگر چه موقعیت و زیبائى او شما را شگفت زده كند، مشركان دعوت به آتش مى كنند، و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود مى نماید، و آیات خود را براى مردم بیان مى كند شاید اهل تفكر و اندیشه شوند.

بنابراین مواظب باشید دختر باایمان خود را به جوانى كه اهل حق و حقیقت نیست، و در لجنزار انكار واقعیات دست و پا مى زند به زنى ندهید، و براى جوان پاك و مؤمن خود، دخترى كه منكر اصول الهى است به همسرى انتخاب نكنید كه شرط اول در صحت ازدواج ایمان پسر و دختر است تا دو نور و دو پاك و دو پاكیزه و دو مؤمن به هم برسند، و از به هم رسیدن آنان ثمرات شایسته و پاك كه همان فرزندان صالحند بوجود بیایند.

تصور نكنید كه زیبائى و مال و موقعیّت در مردى كه ایمان ندارد، و در زنى كه آراسته به حقیقت نیست موجب سعادت و سلامت و نشاط و دوام در زندگى است.

البته بر خانواده ها لازم است در مسئله هم كفو بودن، سختگیرى نكنند، وقتى پسر و دختر از نظر اعتقاد و اخلاق و عمل اسلامى، و از نظر قیافه و هیكل ظاهر نزدیك به هم باشند، این دو از نظر شرع مقدس هم كفو و شبیه و همانند یكدیگرند، و در ازدواج آنان رحمت و بركت حق تجلّى خواهد كرد.

در رابطه با مسئله كفو به روایات زیر توجه كنید:

عَنْ اَبى عَبْدِاللّهِ(علیه السلام) أَنَّهُ قالَ : الْكُفْوُ اَنْ یَكُونَ عَفیفاً وَ عِنْدَهُ یَسارٌ.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: آنكه داراى عفت همه جانبه است و زندگى در كنار او از نظر نفقه سهل و آسان است كفو دختر عفیفه و آسان زندگى كن شماست.

رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:

اِذا جائَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دینَهُ وَ اَمانَتَهُ یَخْطُبُ اِلَیْكُمْ فَزَوِّجُوهُ اِنْ لا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِى الاَْرْضِ وَ فَسادٌ كَبیرٌ.

كسى كه از دختر شما خواستگارى كرد و شما نسبت به دین و امین بودن وى رضایت داشتید، حتماً زمینه این ازدواج را فراهم نمائید، كه منع ازدواج كفو با كفو از جانب شما زمینه ساز فتنه در روى زمین و فساد بزرگ است.

رسول خدا در روایت دیگر مى فرماید:

اِذا جائَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دینَهُ فَزَوِّجُوهُ و اِنْ لا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِى الاَْرْضِ وَ فَسادٌ كَبیرٌ.

آنكس كه اخلاق و دینش مورد رضایت و پسند شما بود به او دختر بدهید، چنانچه از تحقق این ازدواج جلوگیرى كنید موجب فتنه و فساد بزرگ در زمین شده اید.

آرى سخت گیرى در ازدواج، و ایجاد موانع، و تكیه بر عادات و رسومات غلط، و پیگیرى شرایط سخت، و طلب جمال و ثروت و مقام، از جانب خانواده ها براى پسران و دختران خود، علت ازدیاد استمناء، لواط، زنا، فشارهاى عصبى، و بیماریهاى روانى در دختران و پسران است، و این همه فتنه و فساد عواقب و توابعش در دنیا و آخرت گریبانگیر آن پدران و مادران و اقوام و خانواده هائى است كه در مسئله ازدواج سخت گیرى مى كنند.

رسول حق فرمود:

اَنْكِحُوا الاَْكْفاءَ وَ انْكِحُوا مِنْهُمْ وَ اخْتارُوا لِنُطَفِكُمْ.

زمینه ازدواج هم كفوها را فراهم كنید، و با هم كفو ازدواج كنید و آنان را براى بوجود آمدن فرزندان شایسته به عقد خود درآورید.

آرى ایمان و اخلاق و امانت و درستى در پسر و دختر مایه هم كفویست، و بر پدران و مادران و خانواده ها واجب اخلاقى است، هر چه زودتر و سریع تر و با آسان گیرى كامل و پرهیز از شرایط غیر الهى و سنن غیر اخلاقى زمینه عروسى دو هم كفو را فراهم آورند، تا رضا و خوشنودى و رحمت و لطف حق را نسبت به خود جلب كنند.

حضرت باقر(علیه السلام) مى فرماید:

ما مِنْ رُزْءَة أَشَدَّ عَلى عَبْد اَنْ یَأْتِیَهُ اِبْنُ اَخیهِ فَیَقُولَ زَوِّجْنى فَیَقُولَ لا اَفْعَلُ أَنَا أَغْنى مِنْكَ.

مصیبتى از این شدیدتر نیست كه جوان مؤمنى دختر برادر مؤمنش را خواستگارى كند، و پدر دختر جواب بدهد، من از این ازدواج عذر مى خواهم زیرا تو از نظر مالى در رتبه من نیستى!

در مسئله ازدواج عصبیّت قومى، شهرى، قبیله اى نباید لحاظ شود، زیرا اینگونه تعصّبات در آئین الهى مردود شناخته شده و باطل اعلام شده است.

فقر و غنا، این شهر و آن شهر، این قبیله و آن قبیله را ملاك ازدواج قرار ندهید، مردان و زنان همه و همه دختران و پسران یك پدر و مادرند، و براى هیچ یك بر دیگرى، جز به تقوا و پرهیزكارى امتیاز نیست.

نظر حضرت سجاد(علیه السلام) نسبت به كفو

امام پنجم حضرت باقر(علیه السلام) نقل مى كنند: پدر باكرامتم حضرت زین العابدین(علیه السلام)در یكى از مواقف حج به خانمى برخورد كه اخلاق نیكش آن حضرت را جذب كرد، سئوال كردند این زن داراى همسر است؟ عرضه داشتند وى را شوهر نیست، پدرم بدون این كه از حسب و نسب وى تحقیق كند از او خواستگارى كرد، و این خواستگارى منجر به ازدواج با او شد.

فردى از انصار از داستان آگاه شد، ازدواج به این سادگى براى او بسیار سنگین و گران آمد، به نظر آورد ممكن است آن زن فردى بى اصل و نسب باشد، و علت سرزنش نسبت به امام چهارم شود.

مدتى در مقام جستجو برآمد و معلوم شد آن زن از طایفه شیبان است، خدمت امام چهارم رسید و جریان را با آن حضرت در میان گذاشت كه خدا را شكر همسر شما از فامیلى معروف و محترم است، امام به او فرمودند من شما را خردمندتر از این مى دانستم كه به این امور پاى بند باشى، مگر نمى دانى خداوند عز و جل به بركت اسلام پستى ها را برداشت و نقصها را جبران فرمود، بزرگوارى و كرامت را جایگزین پستى و دنائت نمود، اینك مسلمان در هر موقعیتى باشد محترم است و او را پستى نیست، لئامت و خسّت از آنِ جاهلیت است و بس.

بنابراین هم قبیله بودن، همشهرى بودن، به اندازه هم ثروت داشتن، موجب هم كفوى نیست، بنا به حكم اسلام، عرب را بر عجم، سپید را بر سیاه، قرشى را بر غیر قرشى امتیازى نیست، امتیاز به تقواست و دو مرد و زن مسلمان با داشتن ایمان و تقوا و اخلاق و امانت و عفت و پاكى و طهارت و سلامت هم كفو یكدیگرند گرچه یكى عرب و دیگرى عجم، یكى شهرى و دیگرى روستایى، یكى غنى و دیگرى فقیر، یكى سپید و دیگرى سیاه، یكى قبیله دار و دیگرى بى قبیله باشد.

على بن اسباط به حضرت جواد(علیه السلام) نوشت: من براى دخترانم كسى را كه در اخلاق و ایمان همانند خودم باشد نیافته ام تا آنان را شوهر دهم، حضرت در پاسخ نامه وى نوشت: آنچه را درباره دخترانت نوشته بودى یافتم، خداوند ترا مورد رحمت و لطفش قرار دهد، تا این حدود دقت در كار دختر لازم نیست، پیامبر فرمود اگر خواستگارى آمد كه دین و اخلاقش مورد پسند بود قبولش كنید ور نه فتنه و فساد بزرگ در زمین روى مى دهد.

امام صادق(علیه السلام) به مردى به نام ابراهیم فرمود: هیچ مؤمنى بهره اى و سودى خطرناك تر از ثروت نبرده، ضرر مال از زیان دو گرگ درنده كه به گله اى بى چوپان از سر و ته گله حمله كنند بیشتر است، این گرگها با گوسپندان چه مى كنند، عرضه داشتم جز فساد كارى نمى كنند، فرمود: راست گفتى، كوچكترین زیان مال این است كه مسلمانى خواستگارى دختر مسلمان بیاید و او به عذر نداشتن مال او را براند و از دادن دختر به او خوددارى كند.

 

برگرفته از سایت استاد حسین انصاریان به نشانی Erfan.ir

چهارشنبه 28/9/1386 - 9:6
پسندیدم 0
UserName