سلوک عرفانی انسان از نظر امام علی علیه‌السلام
توسط : mahdi68am

نهج البلاغه مثل خود علی ( ع ) است . کلام انسان مثل خود اوست ، چون کلام تنزل روح انسان است ، تجلی‏ روح انسان است . یک روح پست ، کلامش پست است و یک روح عالی ، کلامش‏ عالی است ، یک روح یک بعدی ، کلامش یک بعدی است و یک روح چند بعدی ، کلامش هم چند بعدی است‏ . علی ( ع ) ( چون ) یک شخصیت جامع الاضداد است . کلامش هم جامع الاضداد است . در کلامش عرفان هست در اوج عرفان ، فلسفه هست در اوج فلسفه ، آزادیخواهی هست در اوج آزادیخواهی ، حماسه هست در اوج حماسه ، اخلاق‏ هست در اوج اخلاق . نهج‏البلاغه م ثل خود علی ، جامع است . در یکی از جملاتش می‏فرماید : « قد احیی عقله ، و امات نفسه » یک سالک را بیان‏ می‏کند که عقل خود را زنده کرده است و نفس خود را میرانده است « حتی دق‏ جلیله ، و لطف غلیظه » تا آنجا که این مراقبت و ریاضت شرعی ، نازکش‏ کرده است و این گوشتها را تا اندازه‏ای از تنش ( آب کرده است ) ، غلظت روحش را تبدیل به لطف کرده و روحش رقیق شده است . « و برق له‏ لامع کثیرالبرق » در آن حالت یک مرتبه یک برقی از درون ، در او می‏جهد « فابان له الطریق » راه را برایش روشن می‏کند « و سلک به السبیل ، و تدافعته الابواب الی باب السلامة » ( 1 ) از این در به آن در ، و از این‏ منزل به آن منزل می‏رود تا به آخرین منزل که منزل سعادت است و نهایت‏ راه اوست ، می‏رسد . بنابراین ، برای انسان کامل تا این حدود که انسان کامل ، انسان سالک‏ است و انسان کامل باید انسانی باشد که تهذیب و تزکیه نفس کرده باشد ، اسلام می‏گوید بله ، همینطور است . مسأله بالاتر اینکه آیا انسان کامل اسلام ، انسان سالک است ؟ انسانی‏ است که مرحله به مرحله پیش رفته و قدم به قدم جلو رفته ؟ انسانی است که سیر وسلوک کرده و منزل به منزل پیش رفته ؟ بله‏ ،( چون ) علی ( ع ) می‏گوید : « و تدافعته الابواب الی باب السلامة » از این در به آن در ، می‏رود و در دیگری به روی او باز می‏شود و منزل دیگری ( پشت سر می‏گذارد ) ، تا به دری می‏رسد که به آن " باب السلامه " می‏گویند . به آنجا که برسد ، به نهایت راه رسیده است . آیا " قرب به حق " درست است ؟ بدون شک . مسلم است که انسان اگر به آنجا برسد ، بین او و خدا حجابی نیست و خدا را با دیده دل می‏بیند . او دیگر مثل ما نیست ( که لازم باشد برایش اینطور استدلال کنند ) : به‏ آسمان نگاه کنید تا خدا را کشف کنید ، به زمین نگاه کنید تا خدا را کشف‏ کنید ، به برگ درخت نگاه کنید تا خدا را کشف کنید . نه ، دیگر این‏ حرفها نیست . خدا برای او از این برگ درخت و این زمین و آسمان روشنتر است . مگر امام حسین ( ع ) همین مطلب را نفرموده است : « ایکون لغیرک من‏ الظهور مالیس لک ؟ » ( 1 ) شخصی از علی ( ع ) پرسید : آیا خدا را دیده‏ای ؟ فرمود : من اصلا خدایی‏ را که ندیده باشم ، عبادت نکرده‏ام ! بعد برای اینکه او خیال نکند منظور ، دیدن خدا با چشم است که خدا در یک ( جائی ) قرار گرفته باشد ، فرمود : « لا تراه العیون بمشاهدش العیان ، و لکن تدرکه القلوب بحقائق الایمان » ( 2 ) با چشم سر ، او را ندیده‏ام ولی با چشم دل دیده‏ام ، شهودش کرده‏ام .

چهارشنبه 28/9/1386 - 7:51
پسندیدم 0
UserName