باران
توسط : Massooud

همتون شعر باران را با صدای زیبای زضا عطاران گوش گردید

اینم شعرش

باران این چنین دل مرا بردی

باران دم به دم مرا تو آزردی

باران سرنوشتم را به یاد آور

باران سرگذشتم را مکن باور

من غریبی قصه پردازم

چون غریقی غرق در رازم

گمشدم در غربت دریا

بی نشان بی هم آوازم

دیریست قلب من از عاشقی سیراست

خسته از صدای زنجیر است

ممنون.نظر فراموش نشه ..................................................

سه شنبه 27/9/1386 - 21:54
پسندیدم 0
UserName