خانواده
توسط : sabrena_saeed

من دقیقا 20 ساله چند ماه سن دارم تا 15 سالگی کنار خونوادم بودم یعنی تا زمانی که مادربزرگم بود بعد تز اون پدرم رفت المان مادرم رفت ایتالیا من موندم یک خونه دردندشت به حساب خودشون پدر مادرن به خودم میگم من واقعا پسر اینام هر از گاهی برام پوا میفرستن اینم میشه محبت پدرم با مادرم اختلاف داشتن ولی تا قبل از فوت مادر بزرگم مجبور بودن کنار هم باشن همدیگر تحمل کنند اون که رفت اونام سر سال نشد که طلاق هر کدوم رفتند دنبال زندگی خودشون من خواستم با هیچ کدومشون زندگی نکنم شایید به خاطر من برگردن که نشد 18 ساله شدم که دیگه نتونستم تهران تحمل کنم اومدم مشهد درس خوندم دانشگاه قبول شدم و خب وضع بعدی ندارم میگذرونم. اینا برای این نوشتم چند وقت بود حا هوای دردل کردن داشتم دیدم این طوری راحترم اینجا نوشتم .

ممنون از همه شما دوستان عزیز

سه شنبه 27/9/1386 - 19:20
پسندیدم 0
UserName