عرفه
توسط : یاكریم

به نام حق 

 تا بال به بال عشق بستی*******تا هست جهان همیشه هستی  

روز عرفه، روز شناخت است. عرفه روزی است كه خدای سبحان بندگان خود را به عبادت و اطاعت خویش فرا می خواند و خوان كرم و احسان و لطف خود را برای آنان می گسترد و درهای مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روی آنان می گشاید.
دل در جوشش ناب عرفه، وضو می گیرد و در صحرای تفتیده عرفات، جاری می شود. آن جا كه ایوان هزار نقش خداشناسی است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بیقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضریح اجابت، تصویر می دهد و این صحرای عرفات است كه با كلمات روحبخش دعای امام حسین (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش می كند. اشك و زمزمه ما را نیز بپذیر، ای خدای عرفه.

مسلمانان نیز در گوشه گوشه این كره خاكی در این روز همه با هم نجوا كردند:
"خدای من، من به گناهانم اعتراف می كنم، آنها را ببخش، منم كه بد كردم، منم كه خطا كردم، منم كه تصمیم به گناه گرفتم، منم كه نادانی كردم."
مسلمانان با شركت در آیین پرفیض و ملكوتی دعای عرفه، با ریختن اشك عشق، از معبود خود طلب عفو كرده و برای گناهان گذشته خود از ذات اقدس الهی طلب مغفرت كردند.

عرفات نام جایگاهی است كه حاجیان در روز عرفه (نهم ذی الحجه) در آنجا توقف می كنند و به دعا و نیایش می پردازند و پس از برگزاری نماز ظهر و عصر به مكه مکرمه باز می گردند و وجه تسمیه آنرا چنین گفته اند كه جبرائیل علیه السلام هنگامی كه مناسك را به ابراهیم می آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت ?عرفت? و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد. و نیز گفته اند سبب آن این است كه مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف می كنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی می دانند كه برای رسیدن به آن باید متحمل شد. چرا كه یكی از معانی ?عرف? صبر و شكیبایی و تحمل است.
فَتَلَقی آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلماتًُ فتابَ عَلیهِ اِنَّه? هو التَّوابُ الرّحیمْ
آدم از پروردگارش كلماتی دریافت داشت و با آن به سوی خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذیرفت، چه او توبه پذیر مهربان است.
طبق روایت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنیا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گریان در حال سجود بود، جبرئیل بر آدم فرود آمد و پرسید:
ـ چرا گریه می كنی ای آدم؟
ـ چگونه می توانم گریه نكنم در حالیكه خداوند مرا از جوارش بیرون رانده و در دنیا فرود آورده است.
ـ ای آدم به درگاه خدا توبه كن و به سوی او بازگرد.
ـ چگونه توبه كنم؟
جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منی برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئیل به صحرای عرفات رفت، جبرئیل هنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او یاد داد و به او لبیك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسید تلبیه را قطع كرد و به دستور جبرئیل غسل كرد و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتی را كه از پروردگار دریافت كرده بود به وی تعلیم داد، این كلمات عبارت بودند از:
خداوندا با ستایشت تو را تسبیح می گویم سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك
جز تو خدایی نیست لا الهَ الاّ اَنْتْ
كار بد كردم و بخود ظلم نمودم
عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسی
به گناه خود اعتراف می كنم
وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبی اِغْفرلی
تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهربانی
اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحیمْ
آدم (ع) تا هنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك می ریخت، وقتی كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نیز با كلماتی به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت......

 

 

سه شنبه 27/9/1386 - 15:32
پسندیدم 0
UserName