هذیان چشم!
توسط : golesoorati

چشم یك روز گفت: ‌من ورای این درّه ها کوهی كه با مه آبی پوشیده شده است را می بینم. آیا زیبا نیست؟
گوش این حرف را شنید و گفت: امّا كوه كجاست من آن را نمی شنوم؟!
سپس دست، لب به سخن گشود و گفت : بیهوده تلاش می كنم تا آن را لمس كنم و نمی توانم كوهی بیابم.
بینی گفت: كوهی وجود ندارد، نمی توانم آنرا ببویم.
بعد چشم رویش را به طرف دیگر برگرداند و آنها همگی با هم دربارة هذیان عجیب چشم سخن گفتند، و گفتند باید برای چشم اتّفاقی افتاده باشد!

منبع سایت گوناگون

سه شنبه 27/9/1386 - 12:10
پسندیدم 0
UserName