علوم
توسط : aftab
علوم و تكنولوژی در عصر ظهور
اوّل اینكه: وقتی حضرت ظهور می‌فرمایند چگونه بر دشمنانی كه دارای پیشرفته‌ترین امكانات نظامی و غیره می‌باشند پیروز می‌شوند كه ما این بحث را به نام (ظهور و امكانات پیشرفته) می‌نامیم.
و دوّم اینكه: پس از تشكیل حكومت و از بین رفتن ظالمین چگونه با این امكانات رفتار می‌كنند كه ما آن را تحت عنوان (حكومت جهانی حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ و امكانات پیشرفته) از آن یاد می‌كنیم، و چون آنچه كه از سؤال شما بر می‌آید مربوط به جهت دوّم است و ما به‌ آن می‌پردازیم و با یاری گرفتن از حضرت امام عصر ـ علیه السلام ـ عرض می‌كنیم كه: وقتی كه حضرت ظهور كردند و با ظالمین جنگیدند و زمین را از وجودِ ناپاك آنان پاك كردند و حكومتی بر مبنای عدل تشكیل دادند دیگر در جهان جنگی وجود ندارد و تجاوز هم از بین خواهد رفت و همه دنیا را صلح و امنیّت فرا می‌گیرد لذا آن دسته از تجهیزاتی كه مربوط به امور نظامی می‌باشد. خود به خود از صفحه كنار می‌رود چرا كه احتیاجی به آنها نیست و اسلام دین صلح و آرامش است امّا دسته دیگر از امكانات و پیشرفتها و تجهیزات بشری كه مربوط به امور صنعتی و كشاورزی و بهداشتی و غیره می‌باشند نه تنها باقی می‌مانند و بیش از آنها استفاده بهینه می‌كنند بلكه آنچه كه از روایات بر می‌آید آنست كه به بركت وجود حضرتش این گونه امكانات گسترش هم می‌یابد و اساساً باید گفت كه اسلام دین تكامل و پیشرفت در همه زمینه‌های مادی و معنوی، دنیوی و اخروی می‌باشد در مورد تكامل امور دنیوی آیات و روایات فراوانی داریم مثل اینكه خداوند در قرآن كریم می‌فرماید: (خَلَقَ لَكُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً)
[1] و ما به بعضی از این پیشرفتها در زمان حضرتش اشاره می‌كنیم.
الف: پیشرفت و رشد علوم مادی و معنوی
علم در این زمان به بالاترین حدّ پیشرفت می‌رسد به گونه‌ای كه طبق روایات امام باقر ـ علیه السلام ـ در روزگار آن حضرت زنان در خانه‌هایشان به طریق كتاب خدا و سنت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ قضاوت می‌كند
[2]، و در روایت دیگری از امام صادق ـ علیه السلام ـ است كه فرمودند: دانش 27 حرف است و مجموع آنچه پیامبران آورده‌اند دو حرف است و مردم تا آن روز بیش از آن دو حرف را نمی‌دانند و چون قائم قیام كند 25 حرف باقیمانده را بیرون آورده و در میان مردم منتشر می‌سازد و بدین سال مجموعه 27 جزء دانش را نشر می‌دهد.[3]
نخست باید توجه داشت كه امام صادق ـ علیه‎ السلام ـ می فرماید: (علم و دانش بیست و هفت حرف است و همه آن چه پیامبران آورده اند، تنها دو حرف آن است و مردم تاكنون جز با آن دو حرف، با حرفهای دیگر آشنایی ندارند و هنگامی كه قائم ما قیام كند، بیست و پنج حرف دیگر را بیرون آورده، آن را بین مردم نشر و گسترش می دهد. وآن دو حرف را نیز ضمیمه می كند و مجموع بیست و هفت حرف را در میان مردم منتشر می سازد.)
[4]
این روایت و روایات هم خانواده اش نمی گویند همه مردم فوری، بیست و هفت حرف علم را یاد می گیرند بلكه می گوید حضرت حجت(عج) بقیه حروف علم را در می آورد و بین مردم گسترش می دهند.
به این معنا كه آن حضرت بیست و هفت حرف علم را برای یادگیری مردم به عرصة ظهور می رساند و سفرة علم را در این حد می گستراند اما آیا هر كسی بیست و هفت حرف را یاد می گیرد و به مرتبه بالای علمی می رسد؟ این بستگی به تلاش و كوشش افراد دارد و به یقین تعدادی به مرتبه بالایی كه ذكر شد می رسند ولی چه بسیارند كه از نظر علمی در آن زمان نیز فقیرند و خاصانی كه به مرتبة بالای علمی رسیده اند، حلقه های علمی و كلاس های دانش اندوزی را تشكیل می دهند و بر دانش دیگران می افزایند و كسانی كه طالب علمند در كلاس آنها شركت می كنند. از اینرو در روایت آمده است كه امام صادق، ـ علیه‎ السلام ـ می فرماید: (گویا می بینیم كه شیعیان علی ـ علیه‎ السلام ـ قرآنها را در دست دارند و مردم را آموزش می دهند.)
[5] یا اینكه اصبغ بن نباته می گوید: ازعلی ـ علیه‎ السلام ـ شیندم كه می فرمود: «گویا عجم (نژاد غیرعرب) را می بینم كه چادرهایشان را در مسجد كوفه برافراشته شده است و به مردم قرآن می آموزند؛ به همان گونه كه فرود آمده است.»[6]
بنابراین گرچه حضرت با ظهورشان مكان یادگیری بیست و هفت حرف علم را فراهم می كند ولی در همان عصر هم چه بسیارند كه به قله علمی مذكور نمی رسند و رسیدن به قلّة علمی نیازمند تلاش آنهاست عیناً همانند مرتبة بالای تقوایی كه هر كس می تواند با تلاش و كوشش آنرا به دست آورد ولی در عمل همه مردم چنین توفیقی را ندارند پس همان طور كه رسیدن به قله تقوا نیازمند مجاهدت است رسیدن به درجه بیست و هفتم علم نیز نیاز به تلاش و پیگیری دارد.
توجه به این نكته نیز لازم است كه علم دارای مراتبی است و مرتبة آخر علم از آن خداست و پیامبر عزیز اسلام و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ نیز مرتبه ای ازعلم را دارا هستند و نه پیامبران قدرت و این ظرفیت را دارا هستند كه به محدودة علم الهی كه اختصاص به او دارد وارد شوند و بر معلومات خود بیفزایند و نه توده مردم این شایستگی و ظرفیت را دارند كه علمشان را به درجة علم معصومان ـ علیهم السلام ـ برسانند. بنابراین اگر ما نمی توانیم در حد معصومان ـ علیهم السلام ـ عالم شویم این از باب راكد بودن علم نیست بلكه از بی ظرفیتی ماست.
بنابراین اگر كمالِ دانش بشرِ (غیر معصوم) در بیست و هفت حرف باشد و در زمان ظهور آن امام معصوم همة مردم با جد و جهدشان و با كمك گرفتن از امامانشان این مرتبه از كمال علمی كه برای او تعیین شده است را به دست آوردند چه اشكال دارد در همان مرتبه كه بالاترین مرتبه كمال است (مثلاً) باقی بمانند و یا چنین دانشی به تكالیف شرعی خویش بپردازند و در بُعدهای دیگری قدم بردارند و به یقین با چنین دانشی و بینشی زندگی كردن و قرآن خواندن صفای دیگری دارد و ثواب دیگری را می طلبد. هر چند از نظر فراگیری دانش بیشتر از آن حد راه بسته باشد و این به معنای راكد بودن علم نیست بلكه به منزلة به مقصد رسیدن است.
ب: شكوفایی اقتصادی و رفاه اجتماعی
آفریدگار انسان زمین و آسمان و آنچه كه در آنهاست را برای انسان آفریده است و از انسان فقط عبودیت را طلب كرده است كه اگر عبودیت كند علاوه بر جزای اخروی دنیای او را نیز آباد می‌كند كه فرمود: (لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ)
[7] (اگر مردم شهرها و دیارها ایمان آورند و تقوا پیشه كنند ما بركات زمین و آسمان را بر آنها نازل می‌كنیم) و چون در زمان حكومت آن حضرت عبودیّت محض زمین را فرا می‌گیرد این وعده الهی مُحَقَّق می‌شود در روایتی از پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ است كه فرمود: (یخرج رجل من امتی یعمل بسنّتی ینزل الله له البركه من السماء و تخرج له الارض بركاتها)[8] (مردی از امت من ظهور می‌كند كه به سنّت من عمل می‌كند خداوند بركت را از آسمان برای او فرو خواهد فرستاد و زمین بركات خود را برای او بیرون خواهد ریخت) و در روایت دیگری از آن حضرت است كه فرمود: (ساكنین آسمان و زمین از او راضی و خشنودند آسمان تمام بارانش را فرو می‌ریزد و زمین تمام گیاهانش را خارج می‌سازد تا جایی كه زنده‌ها آرزو می‌كند كه كاش مرده‌ها زنده بودند و وضع ما را از فراوانی نعمت می‌دیدند)[9] و در روایتی دیگر است كه زمین گنجهای خود را برای آن حضرت ظاهر می‌كند[10] و حضرت به مردم مشت مشت عطا می‌كند بدون اینكه آنها را شمارد یا آنچه كه بخشیده را پس بگیرد[11] و امنیت عمومی همه جا را فرا می‌گیرد كه در روایت است كه در زمان آن حضرت درندگان و چهارپایان از در آشتی وارد می‌شوند و مرم با یكدیگر كاری ندارند و آزار نمی‌رسانند.[12]
ج: رشد كشاورزی و دامداری
در زمان آن حضرت استعدادهای درونی زمین آشكار می‌شود و گیاهان و حیوانات با تمام وجود به خدمت بشر در می‌آیند به گونه‌ای پیشرفتهای كشاورزی و دامداری قبل از ظهور نسبت به بعد از آن چیزی محسوب نمی‌شوند در روایت است كه كشاورز از هر من (3 كیلو) صد من محصول بدست می‌آورد و در هر سنبلی صد دانه عمل ‌می‌آید و خداوند برای هر كس كه اراده كند زیادتر می‌كند
[13] و در روایت است كه «و تكثر المواشی» یعنی دامها زیاد می‌شوند.
د: پیشرفت پزشكی
در آن عصر هیچ بیماری بدون درمان باقی نمی‌ماند امام باقر ـ علیه السلام ـ در این باره می‌فرمایند: هر كس قائم اهل بیت مرا درك كند اگر به بیماری دچار باشد شفا یابد و چنانچه دچار ناتوانی باشد توانا و نیرومند می‌شود.
[14]
هـ : پیشرفت صنایع و مسأله انرژی:
امام صادق ـ علیه السلام ـ می‌فرمایند: هنگامی كه قائم ما قیام كند زمین به نور پروردگارش روشن می‌شود و بندگان خدا از نور آفتاب بی‌نیاز می‌شوند.
[15]
و: پیشرفت دستگاههای اطلاعاتی و ارتباط مردم با یكدیگر:
در آن عصر ارتباط مردم با یكدیگر بسیار راحت می‌شود. و مردم می‌توانند به راحتی با آن حضرت نیز ارتباط برقرار كنند كه در روایت است كه در زمان آن حضرت (مؤمن كه در شرق است برادر خود را كه در مغرب است خواهد دید و نیز مؤمنی كه در مغرب است برادر خود را در مشرق می‌بیند)
[16] و در روایت دیگری از امام صادق ـ علیه السلام ـ است كه فرمود: (زمانیكه قائم ما ظهور نماید خداوند گوشها و چشمان شیعیان ما را بگونه‌ای تقویت می‌كند كه میان آنان وقائم ـ علیه السلام ـ نیاز به پیك نیست آن حضرت با آنان سخن می‌گوید و آنها سخن او را می‌شنوند و در حالی كه وی در جایگاه خویش قرار دارد او را می‌بینند.[17])

[1] . سوره بقره، آیه 29.
[2] . علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 53، ص 352،
[3] . بحار الانوار، ج 52، ص 336.
[4] . بحارالانوار، ج 52، ص 326 .
[5] . نعمانی، غیبة، 360 هـ ق، ص 318 - بحارالانوار، ج 52، ص 364. .
[6] . محمد بن محمد بن النعمان، الارشاد، ص 365.
[7] . اعراف/ 59.
[8] . كشف الغمه، ج 2، ص 262.
[9] . الملاحم، ص 69.
[10] . الملاحم، ص 72.
[11] . فوائد السمطین، ج 2، ص 310.
[12] . بحارالانوار، ج 52، ص 224.
[13] . مستدرك الوسائل ، ج 12، ص 283.
[14] . بحار الانوار، ج 52، ص 335.
[15] . الصراط المستقیم، علامه زین الدین ج 2، ص 262،
[16] . بحارالانوار، ج 52، ص 391.
[17] . الكافی، ج 8، ص 240.
سه شنبه 27/9/1386 - 8:19
پسندیدم 0
UserName