بمیرم برات علی اصغر بن حسین...
توسط : kaniz emam zaman

رباب است و خروش و خسته حالی
به دامن جای اشک و طفل خالی
اگر گهواره را پس داده بودند
دلش خوش بود با طفل خیالی

((از زبان بی بی رباب:))
روی دستام آروم آروم تکونش میدم بخوابه
بچه ام از عطش هلاکه آب بهش بدی ثوابه
خورشید از غمش میسوزه
گل شبنمش میسوزه
صورتش اینقده داغه اشک نم نمش میسوزه

علی لای لای علی لای لای 

محرم داره میاد....

دوشنبه 26/9/1386 - 19:26
پسندیدم 0
UserName