هرکس در گرو کاری است که کرده است...
توسط : یاكریم

داستان در مورد دختری است که در پیشگاه خدا بازخواست می شود:

خدا:
ای انسان آیا در طول حیات خویش در کوله بارت چیزی از ایمان تقوا و عمل صالح ذخیره کر ده ای؟

دختر:سکوت

خدا:
ای انسان در طول حیاتت چند گره از کار مسلمانی را گشودی؟

دختر:
سکوت

خدا:
آیا در طول حیاتت به فکر روز حساب بوده ای؟ آیا به حساب خود رسیده ای قبل از اینکه به حسابت برسند؟

دختر:
سکوت

خدا:
عَلم یَعلم به اَن الله یری؟

دختر:
پروردگارم تو مرا زیبا آفریدی و این زیبایی باعث لغزیدن پایم از مسیر اصلی شد...

آنگاه خداوند حضرت مریم را فرا خواند:

آیا مریم زیبا نبود؟ آیا در مکانی نبود که همه اطرافش را چشمان نامحرم پوشانده بود؟ آیا مریم هم در مسیر زندگی اش لغزشی داشت؟

دختر:
و سکوتی مرگبار...

و آنگاه دختر...

وای وای وای......

کُلُ نَفس ٍ بما کَسَبَ رَهینة

هرکس در گرو کاری است که کرده است...

منبع:اینترنت

دوشنبه 26/9/1386 - 14:57
پسندیدم 0
UserName