فضائل و كراماتى از حضرت رسول (ص) 10
 

10- حدیث على وصیّى و خلیفتى

ابن اثیر در تاریخ كامل نقل مى‏كند: چون آیه «و انذر عشیرتك الاقربین» 19 نازل شد رسول خدا (ص) طعامى آماده كرد و فرزندان عبدالمطلب را كه حدود چهل نفر بودند به طعام دعوت كرد، پس از طعام خوردن پیش از آنكه شروع به صحبت كند، ابولهب با سروصدا مجلس را به هم زد، حاضران متفرق شدند.
بار دیگر آن حضرت طعامى آماده كرد و آنها را دعوت نمود و زبان به سخن گشود و فرمود: فرزندان عبدالمطلب! والله نمى‏دانم كسى به قوم خویش چیز بهترى بیاورد كه من براى شما آورده‏ام، من براى شما خیر دنیا و آخرت آورده‏ام و خدایم امر كرده شما را به سوى آن بخوانم. كدام یك از شما در این دعوت به من كمك مى‏كند تا برادر من، وصى من، و خلیفه من در میان شما باشد.
«فأَیّكم یُوازرُنى على هذاالامر على ان یكون اخى و وصیّى و خلیفتى فیكم» .
همه ساكت شدند على بن ابیطالب (ع) مى‏فرماید: من كه از همه جوانتر بودم گفتم: یا نبى الله من در این دعوت یار شما هستم، آن حضرت دست به گردن من نهاد و فرمود:
«ان هذا اخى و وصیى و خلیفتى فیكم فاسمعوا له و اطیعوا» مدعوین به حالت خنده و مسخره پراكنده شدند و به ابى طالب مى‏گفتند: تو را امر كرد كه از فرزندت على فرمان شنوى و اطاعت كنى، حدیث شریف از روایات مسلم فریقین و از دلائل امامت امیرالمؤمنین (ع) است و نشان مى‏دهد كه رسول خدا (ص)، از اول امر، امامت را از نبوت جدا نكرده است تا جائى كه مورد مضحكه هم قرار گرفته است .
رجوع شود به تاریخ كامل ج 2 ص 42 فصل انذار عشیرة، سیره حلبیه ج 1، ص 461 باب استخفائه فى دارالارقم، مسند احمد ج 1 ص 111 و 159، مختصر كنزالعمال هامش مسند احمد ج 5 ص‏41 و 43 شرح ابن ابى الحدید ج 13 ص 244 شرح خطبه 238 قاصعه و مشروح منابع آن در المراجعات مراجعه 20 ص 110، تفسیر برهان ذیل آیه شریفه، بحارالانوار ج 38 ص 1- 26 و الغدیر موجود است .

دوشنبه 26/9/1386 - 14:27
پسندیدم 0
UserName