اشك حسرت

  اشك حسرت  

وقتی که بارون میزنه بی تو دلم آروم نمیگیره
هوای ابری منویاد بغض گلوم میندازه
دلم میخواست این بغض مث ابر بود
آخه
آسمون زود دلشو خالی میکنه
یه
حس زیبا غرش بعد سیل اشک
اشکی که دل خیلیا رو
شاد میکنه
چه زیباست اشک
آسمون
و چه غم انگیز اشک
جدایی
دستم رو به
آسمون بلند میکنم
یه حالت عجیبه
بارون توی دستم جمع میشه
ناخو آگاه چشما مو میبندم
صدای
قطره های بارون رو میشنوم
خود به خود اشک از چشمام جاری میشه
بزن
بارون بزن
چه آفتاب سوزانی
خدای من اینجا کجاست
جیغ، ناله، فریاد،
دشت کربلا
باران کجایی
چرا اشکت رو تو
کربلا نریختی
پاکی ،زلالی ولی چرا ؟
همه دوست دارن ولی امشب
دلم ازت گرفت
یاد رقیه، سکینه ،علی اصغر
بارون چرا ؟
من نمیخوام برا من نبار
تو هم امام حسین رو تنها گذاشتی
مگه
هل من ناصر رو نشنیدی
مگه گلوی
علی اصغر رو ندیدی
عرش به لرزه در اومد
ولی دریغ از یه قطره اشک تو

منبع:اینترنت با كمی كار روی اون

دوشنبه 26/9/1386 - 9:57
پسندیدم 0
UserName