شرایط توبه در کلام علی علیه السلام
توسط : mahdi68am

شرط اول اینست كه حقوق مردم، حق الناس را باید برگردانی. خدا عادل‏ است، از حقوق بندگانش نمی‏گذرد. یعنی چه؟ مال مردم را خورده‏ای؟ باید یا آن مال را برگردانی به صاحبش یا لااقل او را راضی بكنی. از مردم‏ غیبت كرده‏ای؟ باید استرضا بكنی، بروی خودت را بشكنی، بگوئی آقا من‏ از تو غیبت كرده‏ام، خواهش می‏كنم از من راضی باش.

جریانی من خودم دارم كه نمی‏دانم گفتنش درست است یا نه؟ طلبه بودم. در ایام طلبگی هم البته كمتر از جاهای دیگر، ولی خوب اتفاق می‏افتد كه‏ انسان می‏نشیند در یك مجلسی، عده‏ای از این آقا و آن آقا غیبت می‏كنند. یكوقت هم می‏بینی خود انسان گرفتار می‏شود. خدا رحمت كند مرحوم آیة الله‏ العظمی آقای حجت رضوان الله علیه را. من یكدفعه در شرایطی قرار گرفتم و با اشخاصی محشور بودم كه این مرد كه حق استادی بگردن من داشت و من‏ سالها خدمت ایشان درس خوانده بودم، و حتی در درس ایشان در یك مسابقه‏ عمومی از ایشان جائزه گرفته بودم، مورد غیبت واقع شد. یكوقت احساس‏ كردم كه این درست نیست من چرا در چنین شرایطی قرار گرفتم؟ ایشان در یك تابستانی به عبدالعظیم حسنی تشریف آورده بودند. یك روز بعد ازظهری بود رفتم درب خانه ایشان را زدم، گفتم بگوئید فلانی است. ایشان‏ در اندرون بودند، اجازه دادند. یادم هست كه رفتم داخل، كلاهی بر سرایشان بود و بر بالشتی تكیه كرده بودند (پیرمرد ومریض بود، دو سه‏ سال قبل از فوت ایشان بود). گفتم آقا آمده‏ام مطلبی را به شما عرض كنم. فرمود چیست؟ گفتم من از شما غیبت كرده‏ام‏ ولی البته كم، اما غیبت نسبتا زیادی شنیده‏ام، و من از این كار پشیمانم‏ كه چرا در جلسه‏ای كه از شما غیبت می‏كردند حاضر شدم و شنیدم و چرا احیانا به دهان خودم هم غیبت شما آمد و من چون تصمیم دارم كه دیگر هرگز از شما غیبت نكنم و هرگز هم غیبت شما را از كسی استماع نكنم، آمده‏ام بخود شما عرض بكنم كه مرا ببخشید از من بگذرید.

از مرد با بزرگواری ای كه‏ داشت بمن گفت: غیبت كردن از امثال ما دو جور است، یكوقت بشكلی است‏ كه اهانت به اسلام است و یكوقت به شخص ما مربوط میشود (من دانستم‏ مقصود ایشان چیست) نه، من چیزی نگفتم و جسارتی نكردم كه به اسلام توهین‏ بشود، هر چه بوده مربوط به شخص خودتان است. گفت من گذشتم. انسان اگر میخواهد توبه كند باید حقوق و دیون مردم را بپردازد. آن كسی‏ كه زكات به او تعلق گرفته و نداده، حق الناس به گردنش است و باید بپردازد، آن كسی كه خمس به گردنش است و نداده حق الناس به گردنش‏ است و باید بپردازد، آن كسی كه به رشوه خورده است باید به صاحبش بر گرداند. هر كسی از راه حرامی مال به دست آورده باید بر گرداند. اگر جنایتی بر كسی وارد كرده است، باید او را استرضا كند. همین طوری كه‏ نمیتوان گفت توبه! امام علی علیه السلام فرمود: شرط توبه اینست كه حقوق مردم را بپردازی. مثلا مال مردم راخورده‏ای و حالا هیچ چیز نداری كه بدهی و در یك‏ شرایطی هم هستی كه به او دسترسی نداری، مثلا او مرده است. در اینجا استغفار كن، برایش طلب مغفرت كن، خدا انشاء الله او را راضی می‏كند.

شرط دوم (قبول) توبه اینست كه حقوق الهی را ادا كنی. حق الهی یعنی‏ چه؟ مثلا روزه حق الله است، روزه مال خداست. روزه‏هایی را كه خورده‏ای‏ باید قضا بكنی. نمازهائی را كه ترك كرده‏ای باید قضایش را بجا بیاوری. مستطیع بوده‏ای و حج نرفته‏ای. حجت را باید انجام بدهی، اینها شوخی‏ نیست. در مساله حج وارد است كه اگر كسی مستطیع بشود و هیچ عذر شرعی‏ نداشته باشد یعنی استطاعت طبیعی داشته باشد و از نظر راه مانعی نباشد، استطاعت مالی داشته باشد و امكانات ثروتش به او اجازه بدهد، استطاعت‏ بدنی داشته باشد و مریض نباشد كه قدرت رفتن نداشتن باشد، و در عین حال‏ به حج نرود و نرود تا بمیرد، چنین كسی هنگام مردن، مسلمان از دنیا نخواهد رفت. فرشتگان الهی میایند و به او می‏گویند: «مت ان شئت‏ یهودیا و ان شئت نصرانیا»، تو كه این ركن اسلامی را به جا نیاورده‏ای، حالا مخیر هستی، می‏خواهی یهودی بمیر، می‏خواهی نصرانی بمیر، تو دیگر نمی‏توانی مسلمان بمیری. چطور میشود انسان مسلمان باشد و نماز نخواند؟! 

يکشنبه 25/9/1386 - 16:47
پسندیدم 0
UserName
x