تقلید
توسط : ehsanalipour
به نام خدا
 
سه راه برای بدست آوردن احکام دینی وجود دارد.
1)اجتهاد
2)احتیاط
3)تقلید
 
شخص مسلمان باید به اصول دین از روى دلیل اعتقاد پیدا كند و نمى تواند در اصول دیـن تـقلید نماید, یعنى بدون سؤال از دلیل گفته كسى را قبول كند.
ولى در احكام دین در غیر ضـروریـات بـایـد مـجـتـهد باشد كه بتواند احكام را از روى دلیل بدست آورد, یا از مجتهد تقلید كند,یعنى به دستور او رفتار نماید, یا از راه احتیاط طورى به وظیفه خود عمل نماید كه یقین كند تـكلیف خود را انجام داده است , مثلا اگر عده اى ازمجتهدین عملى را حرام مى دانند و عده دیگر مـى گـویـنـد حـرام نـیـسـت , آن عـمـل را انـجـام ندهد, و اگر عملى را بعضى واجب و بعضى مـسـتـحـب مى دانند, آن را بجا آورد.
پس كسانى كه مجتهد نیستند و نمى توانند به احتیاط عمل كنند, لازم است از مجتهد تقلید نمایند.
موقعی تقلید مهم است که:تقلید در صورتی مفید است كه خود شخص متخصص نباشد بنابراین اگر كسی در فنی یا علمی متخصص بود نباید متوسل به تقلید شود مثلاًًًًًً یك مجتهد كه متخصص در دین است نباید از مجتهدی دیگر تقلید كند اما این مجتهد به دكتر مراجعه می كند زیرا متخصص در علم پزشكی نیست و برای درمان به پزشك نیاز دارد.پزشك نیز چون متخصص در علم دین نیست باید به مجتهد كه متخصص در دین است مراجعه كند تا مشكلات دین خود را رفع كند.
یك مسلمان باید علم دین را یاد بگیرد اما اگر نتوانست باید به مجتهدین برای حل مشكلات دین مراجعه كند.
یك فرد مسلمان نمی تواند در مسائلی كه مربوط به اصول دین است،تقلید كند ولی در مسائلی كه مربوط به فروع دین است باید یا مجتهد باشد و یا محتاط و یا مقلِّد باشد.
نکته: در صورتی كه در مساله ای به فتوای مجتهدی عمل كند و بعد از مردن او در همان مساله به فتوای مجتهد زنده ای رجوع نماید، دوباره نمی تواند آن عمل را طبق فتوای مجتهدی كه از دنیا رفته است انجام دهد.
تنها موقی می توان مرجع تقلید زنده راعوض کرد که: مجتهد دوم اعلم تر از اولی باشد و یا مجتهد اولی از عدالت خارج شده باشد.
شرایط مراجع تقلید:
1)عادل باشد یعنی به واجبات عمل کند وگناه نکند
2)زنده باشد(البته اگر قبل از مرگ او از تقلید می کرده با اجازه ی مرجع تقلید جدید می تواند از او تقلید کند.)
3)مرد باشد
4)شیعه ی دوازده امامی باشد
5)بالغ باشد
6)حلال زاده باشد
مساله هایی در باره ی احکام دین 
مـسـاله 1 - شخص مسلمان باید به اصول دین از روى دلیل اعتقاد پیدا كند و نمى تواند در اصول دیـن تـقلید نماید, یعنى بدون سؤال از دلیل گفته كسى را قبول كند.
ولى در احكام دین در غیر ضـروریـات بـایـد مـجـتـهد باشد كه بتواند احكام را از روى دلیل بدست آورد, یا از مجتهد تقلید كند,یعنى به دستور او رفتار نماید, یا از راه احتیاط طورى به وظیفه خود عمل نماید كه یقین كند تـكلیف خود را انجام داده است , مثلا اگر عده اى ازمجتهدین عملى را حرام مى دانند و عده دیگر مـى گـویـنـد حـرام نـیـسـت , آن عـمـل را انـجـام ندهد, و اگر عملى را بعضى واجب و بعضى مـسـتـحـب مى دانند, آن را بجا آورد.
پس كسانى كه مجتهد نیستند و نمى توانند به احتیاط عمل كنند, لازم است از مجتهد تقلید نمایند.
مـسـالـه 2 - تقلید در احكام , عمل كردن به دستور مجتهد است .
و از مجتهدى باید تقلید كرد كه مـرد و بالغ و عاقل و شیعه دوازده امامى و حلال زاده و زنده و عادل باشد.
و نیز معتبر است سابقه فسق معروفى بین مردم نداشته باشد, و از مجتهدى كه تقلید مى شود غیر از اوصاف ذكر شده امر دیگرى معتبر نیست .
و عادل كسى است كه كارهائى را كه بر او واجب است بجا آورد و كارهائى را كـه بر او حرام است ترك كند, و نشانه عدالت این است كه در ظاهر شخص خوبى باشد, كه اگر از اهـل مـحـل یا همسایگان او یا كسانى كه با او معاشرت دارند حال او را بپرسند, خوبى او را تصدیق نـمایند.
ودر صورتى كه اختلاف فتوى بین مجتهدین در مسائل محل ابتلاء ولو اجمالا معلوم باشد لازم اسـت مـجـتهدى كه انسان از اوتقلید مى كند اعلم باشد, یعنى در فهمیدن حكم خدا از تمام مجتهدهاى زمان خود بهتر باشد.
مساله 3 - مجتهد و اعلم را از سه راه مى توان شناخت : اول : آنكه خود انسان یقین كند مثل آنكه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.
دوم : آنـكه دو نفر عالم و عادل , كه مى توانند مجتهد اعلم را تشخیص دهند, مجتهد بودن یا اعلم بـودن كسى را تصدیق كنند بشرط آنكه دو نفرعالم و عادل دیگر با گفته آنان مخالفت ننمایند و در صورت اختلاف , خبره بودن هر كدام بیشتر باشد قول او مقدم است بلكه به گفته یك نفرعالم خبره مورد وثوق نیز اجتهاد یا اعلمیت ثابت مى شود.
سـوم : آنـكـه عـده اى از اهـل عـلم كه مى توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند و از گفته آنان اطمینان پیدا مى شود, مجتهد بودن یا اعلم بودن كسى را تصدیق كنند.
مساله 4 - اگر اختلاف بین مجتهدین ولو اجمالا معلوم و شناختن اعلم مشكل باشد, لازم است از كـسـى تـقلید كند كه او با دیگران مساوى یااعلم از آنها باشد و در صورت احتمال اعلمیت در هر كدام كافى است از یكى از آنها تقلید كند و گمان به اعلمیت معتبر نیست .
مساله 5 - بدست آوردن فتوى یعنى دستور مجتهد چهار راه دارد: اول : شنیدن از خود مجتهد.
دوم : شنیدن از دو نفر عادل كه فتواى مجتهد را نقل كنند.
سوم : شنیدن از كسى كه انسان به گفته او اطمینان دارد.
چهارم : دیدن در رساله مجتهد در صورتى كه انسان بدرستى آن رساله اطمینان داشته باشد, ودر صـورتى كه نقل شخص معتبر با نوشته رساله معتبره مخالفت كند و اشتباه در یكى معلوم نگردد, شـخـص بـاید تا روشن شدن فتواى مجتهد عمل به احتیاط كند, و اگر ناقل نقل خود را نسبت به رساله بدهد كه در آن رساله خلاف نقل مذكور است نقل او اعتبار ندارد.
مساله 6 - تا انسان یقین نكند كه فتواى مجتهد عوض شده است , مى تواند به آنچه در رساله نوشته شـده عمل نماید, اگر احتمال دهد كه فتواى اوعوض شده جستجو لازم نیست , و همچنین است اگر احتمال دهد مجتهدى را كه از او تقلید مى كرده در حال حاضر شرایط تقلید راندارد.
مـسـالـه 7 - اگر مجتهد اعلم در مساله اى فتوى دهد, مقلد آن مجتهد یعنى كسى كه از او تقلید مـى كـنـد نمى تواند در آن مساله به فتواى مجتهد دیگرعمل كند ولى اگر فتوى ندهد و بفرماید احـتـیـاط آن است كه فلان طور عمل شود مثلا بفرماید احتیاط آن است كه در ركعت اول و دوم نـمـاز بـعـداز سـوره حـمـد یك سوره تمام بخواند مقلد باید یا به این احتیاط كه احتیاط واجبش مـى گـویند عمل كند ویا به فتواى مجتهد دیگرى كه تقلیدش جایز است عمل نماید, پس اگر او فـقـط سـوره حـمد را كافى بداند, مى تواند سوره را ترك كند, و همچنین است اگر مجتهد اعلم بفرماید مساله محل تامل یا محل اشكال است .
مـسـالـه 8 - اگر مجتهد اعلم بعد از آنكه در مساله اى فتوى داده یا پیش از آن احتیاط كند, مثلا بـفرماید ظرف نجس را یك مرتبه در آب كربشویند پاك مى شود, اگرچه احتیاط آن است كه سه مـرتـبـه بشویند, مقلد او مى تواند عمل به احتیاط را ترك نماید, و این احتیاط را احتیاطمستحب مى نامند.
مساله 9 - اگر مجتهدى كه انسان از او تقلید مى كند از دنیا برود در صورتى كه فتواى او در نظر مـقـلد بوده و فراموش نكرده باشد, حكم بعد ازفوت او حكم زنده بودنش است , و اگر فتواى او را یـاد نگرفته لازم است به مجتهد زنده رجوع كند, و بعید نیست در صورتى كه فراموش كرده است باز بتواند به فتواى او عمل كند.
مـسـاله 10 - اگر در مساله اى فتواى مجتهدى را یاد گرفته , و بعد از مردن او در همان مساله بر حسب وظیفه اش از مجتهد زنده تقلید نماید,دوباره نمى تواند آن را مطابق فتواى مجتهدى كه از دنیا رفته است انجام دهد.
مساله 11 - مسائلى را كه انسان غالبا به آنها احتیاج دارد واجب است یاد بگیرد.
مساله 12 - اگر براى انسان مساله اى پیش آید كه حكم آن را نمى داند لازم است كه احتیاط كند و یا اینكه با شرائطى كه ذكر شد, تقلید نماید,ولى چنانچه مخالفت غیر اعلم با اعلم را اجمالا بداند و تاخیر واقعه و احتیاط ممكن نباشد و دستش به اعلم نرسد جایز است از غیر اعلم تقلیدنماید.
مـساله 13 - اگر كسى فتواى مجتهدى را به دیگرى بگوید.
چنانچه فتواى آن مجتهد عوض شود لازم نـیـست به او خبر دهد كه فتواى آن مجتهدعوض شده ولى اگر بعد از گفتن فتوى بفهمد اشتباه كرده , در صورتى كه ممكن باشد باید اشتباه را برطرف كند.
مساله 14 - اگر مكلف مدتى اعمال خود را بدون تقلید انجام دهد, سپس از مجتهدى تقلید نماید در صورتى كه آن مجتهد به صحت اعمال گذشته حكم نماید, آن اعمال صحیح است والا محكوم به بطلان است .
يکشنبه 25/9/1386 - 15:9
پسندیدم 0
UserName
x