آداب امر به معروف 11
 

اركان و شرایط امر به معروف و نهى از منكر

 


در تهذیب ، باب مربوط به كسانى كه جهاد بر ایشان واجب است ، ضمن حدیثى طولانى كه عبدالملك بن عمرو از آن حضرت نقل كرده است . سخنى آمده كه مؤ ید این مطلب و در این مورد مفید است « - ان شاء اللّه تعالى - » .غزالى در درجات و مراتب ثواب مى گوید: درجه سوم ، نهى با موعظه و اندرز و ترساندن از خداست و این درباره كسى است كه مى تواند كارى را انجام دهد و مى داند كه آن كار بد است و یا درباره كسى است كه با علم به بدى عملى ، اصرار بر انجام آن دارد مانند كسى كه بر باده گسارى ، یا ستمگرى و یا بر غیبت مسلمانان و نظایر آنها مداومت دارد كه لازم است موعظه شود و او را از عذاب خدا بترسانند و اخبارى را كه متضمن وعده عذاب است بر او بخوانند و سرگذشت پیشینیان و عادت پرهیزگاران را براى او بگویند و تمام اینها از روى دلسوزى و مهربانى باشد، نه با درشتى و خشم ، بلكه از سر دلسوزى بر او بنگرند. و گناهكارى او را یك مصیبت براى خودش ببینند؛ زیرا مسلمانان مانند یك تن هستند. در این جا آفت بزرگى وجود دارد كه شایسته مراقبت است چون یك مهلكه است و آن این است كه شخص عالم ، در وقت معرفى خود را به سبب داشتن علم ، عزیز و دیگران را به سبب نادانى ، خوار و ذلیل مى بیند و چه بسا در معرفى خود به دلیل شرافت علم و دانش به خودنمایى و ابراز برترى بپردازد و به سبب پستى نادانى ، طرف مقابل را خوار بشمارد كه اگر انگیزه این باشد، این عمل زشت تر از عمل بدى است كه بد به آن اعتراض مى كند و مثل چنین كسى ، مثل آن كسى است كه دیگرى را از آتش نجات مى دهد و خود در آتش ‍ مى سوزد كه نشان نهایت نادانى و لغزشى بزرگ و غائله اى هولناك است و این از فریب شیطان ناشى مى شود كه هر آدمى ممكن است به ریسمان او بیاویزد جز كسى كه خداوند او را به عیبهاى خودش آشنا سازد و چشم بصیرتش را به نور هدایت خویش بگشاید؛ زیرا تحقق دو نوع سلطه بر دیگران موجب حصول لذت بزرگى براى نفس آدمى است
یكى تسلط بر عموم به وسیله علم و دیگرى تسلط بر عموم به واسطه قدرت بازگشت هر دو اینها به خودنمایى و جاه طلبى است و این خود خواسته باطنى است كه آدمى را به شرك خفى مى كشاند. البته این حالت داراى ملاك و معیارى است كه لازم است شخص مراقب ، بدان وسیله خودش را بیازماید. و آن معیار این است كه بازداشتن خویشتن از گناه و خوددارى از مراقبت از دیگران نزد وى محبوب تر است یا پرداختن به مراقبت دیگران ؛ پس اگر مراقبت نفس بر او دشوار و سنگین است در حالى كه دوست دارد، به جاى مراقبت از دیگران به خود بسنده كند و مراقبت نفس نماید، در این صورت انگیزه اش همان دین است و اگر پند گرفتن آن گنهكار از موعظه وى و باز ایستادنش به سبب نهى وى ، محبوب تر است از پند گرفتن او از پند دیگران ، بداند كه پیرو هواى نفس است و از این راه مراقبت مى خواهد جاه طلبى خودش را ابراز بدارد! پس باید از خدا بترسد و نخست مراقبت نس كند، در این حال است كه به او مى گوید: به حضرت عیسى علیه السلام گفته شد، اى پسر مریم نخست خود را موعظه كن اگر پند گرفتى ، دیگران را موعظه كن ، اگر نه از من شرم كن .

يکشنبه 25/9/1386 - 14:11
پسندیدم 0
UserName
x