شرایط دوستی از نظر امیر المومنین(ع)
توسط : mahdi68am

در کافی حدیثی از امیر المومنین علیه السلام هست که راجع به شرایط دوستی‏ می‏فرماید: «من استحکمت لی فیه خصلة من خصال الخیر احتملته علیها و اغتفرت فقد ما سواها و لا اغتفر فقد عقل و لا دین؛ هر کس تنها یک خصلت خوب داشته باشد احترامش را حفظ می کنم و کاستی هایش را نادیده می گیرم جز کسی که از عقل و دین محروم باشد که او را تحمل نمی کنم».

اگر کسی یک خصلت‏ نیک در او باشد و سایر خصلتها را نداشته باشد برای من قابل تحمل است که‏ به خاطر همان خصلت نیکش با او دوستی کنم. اما دو چیز است که آنها رکن‏ دوستی است. اگر آن دو رکن باشد و هیچیک از خصلتهای دیگر نباشد برای من‏ کافی است. ولی دو خصلت است که اگر آنها را نداشته باشد قابل تحمل‏ نیست، قابل معاشرت نیست. آن دو خصلتی که نبودشان قابل تحمل نیست یکی‏ " عقل " است و دیگری "دین". «و لا اغتفر فقد عقل و لا دین» آن‏ چیزی که از نظر من در دوستی قابل بخشش نیست یکی فقدان عقل است و دیگری فقدان دین « لان مفارقة الدین مفارقة الامن» ( خیلی عجیب است ! ) چون اگر دوست من دین‏ نداشته باشد من از ناحیه او امنیت ندارم، یعنی یک روزی مرا سودا خواهد کرد. اگر دین داشته باشد می‏تواند برای من قابل اعتماد باشد که یک روزی‏ روی من و دوستی من معامله نخواهد کرد و مرا نخواهد فروخت. «لان مفارقة الدین مفارقة الامن» اگر دین نباشد من اصلا امنیت ندارم، وقتی امنیت‏ نداشته باشم دائما نگران هستم نکند او یک حقه‏ای به من بزند.

بعد فرمود: « فلا یتهنأ بحیاش مع مخافة» زندگی اگر توأم با بیم و ترس‏ باشد گوارا نیست. پس باید با کسی دوستی کنم که صد در صد از ناحیه او مطمئن باشم. «و فقد العقل فقد الحیاة و لا یقاس الا بالاموات» آدمی که عقل نداشته باشد مرده است، با مرده که نمی‏شود معاشرت کرد.

حدیث دیگری هست که در آن به همین آیه «الا خلاء یومئذ بعضهم لبعض‏ عدو الا متقین؛ در آن روز دوستان، بعضی دشمن بعضی دیگرند مگر پرهیزگاران» (زخرف/67) استشهاد شده است.

امام صادق علیه السلام فرمود: « احذر ان‏ تؤاخی من ارادک لطمع او خوف او اکل او شرب واطلب مؤاخاة الاتقیاء ولو فی ظلمات الارض» بترس از کسی که با تو برادری و دوستی می‏کند ولی به خاطر یک طمع یا خوف و ترسی که در بین هست. گاهی عامل خوف‏ سبب دوستیها می‏شود و افراد را به خاطر یک دشمن مشترک با یکدیگر جمع‏ می‏کند. «او اکل او شرب» از دوستی کسانی که به خاطر شکم با آدم دوست‏ می‏شوند بپرهیز، مثل آنهایی که به خاطر همپیالگی و اینجور چیزها با انسان‏ دوست می‏شوند « و اطلب مؤاخاة الاتقیاء» اما پاکان و پرهیزکاران را دنبالشان برو و آنها را پیدا کن «و لو فی ظلمات الارض» و لو بروی‏ از گوشه‏های تاریک زمین، از عزلتها و انزواها آنها را پیدا کنی. از آن‏ دسته بر حذر باش و اینها را حتما برو پیدا کن. نسبت به اینها نمی‏فرماید بی‏تفاوت باش، می‏فرماید حتما برو جستجو کن «و ان افنیت‏ عمرک فی طلبهم» هر چند عمرت را در جستجوی اینها فانی کنی، یعنی‏ ولو اینکه عمرت در جستجوی اتقیا صرف شود برو جستجو کن «فان الله‏ عزوجل لم یخلق علی وجه الارض افضل منهم بعد النبیین» خداوند بعد از پیغمبران در روی زمین فاضلتر ( و برتر ) از پرهیزکاران خلق نکرده است. «و ما انعم الله علی العبد بمثل ما انعم الله به من التوفیق لصحبتهم» خداوند هیچ نعمتی را به اندازه این نعمت به بنده‏ای نمی‏دهد، هیچ نعمتی‏ ارزش این را ندارد که انسان با اتقیا و پاکان دوست و معاشر باشد. بعد حضرت این آیه را فرمود: «الا خلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقین» خواست بفرماید که این گونه دوستیهاست که تا ابد باقی می‏ماند.

در احادیث نبوی و احادیث ائمه دستورها و تشویقهای زیادی در این زمینه‏ داریم. امیرالمؤمنین علیه‏السلام در حکمت 12 نهج البلاغه می‏فرماید: «اعجز الناس من عجز عن اکتساب الاخوان؛ یعنی ناتوان ترین‏ مردم آن کسی است که نتوانسته است برای خودش دوست پیدا کند»،«و اعجز منه من ضیع من ظفر به منهم؛ از او ناتوان تر آن آدمی است که دوست‏ به دست آورده و بعد، از دست داده است». وقتی دوستی به دست آوردی کوشش‏ کن که از دست ندهی.

دستورهای زیادی داریم راجع به اینکه با دوستان واقعی خودتان، دوستانی‏ که شایسته دوستی هستند چگونه رفتار کنید. همه برای این است که این دوستیها باقی بماند، از قبیل اینکه اگر از نظر مالی احتیاج‏ داشتند به آنها کمک کنید، ایثار کنید. در وقت نیاز، حاجت، گرفتاری، بیماری مراقب آنها باشید. یا وقتی کسی از دوستان آنها فوت می‏کند و آنها مصاب هستند کسی به کمک و تسلیت آنها برود. دستورهای زیادی که در این زمینه داریم همه برای این است که اسلام می‏خواهد دوستیهایی که بر مبنای الهی هست حتما باقی بماند. بریدن از مردم و بریدن از خوبان از نظر اسلام کار خوبی نیست.

در یک حدیث دیگر، حضرت صادق علیه‏السلام می‏فرماید: « مودة یوم‏ میلة» یعنی یک روز دوستی فقط یک تمایل است « و مودة شهر قرابة؛ یک ماه دوستی قوم و خویشی است»، «و مودة سنة رحم ماسة» و یک سال‏ دوستی رحمی است که با یکدیگر تماس دارد، خویشاوندی نزدیک است، قطع‏ آن در حکم قطع رحم است. در باب صله رحم چقدر ما شنیده‏ایم: « من قطعها قطعه الله؛ کسی که رحم را قطع کند خدا ببرد خودش را».

يکشنبه 25/9/1386 - 14:7
پسندیدم 0
UserName
x