امیرالمومنین را دوست دارم
توسط : بر ز خ
سلام
عدم بودوعدم بود وعدم بود   كه حیدر با پیمبر هم قدم بود** دُر توحید افشاندند باهم  خدا را هر دو می خواندند با هم** علی داد از ولادت با نبی دست   نبی عقد اخوت با علی بست ** علی در چرخ ماه انجمن بود   شنیدی مهر با او هم سخن بود** اگر خورشید حرفی با علی گفت یقین دارم كه تنها یاعلی گفت ** نمی دانم چه بودم چیستم من   اگر پرسند یاران كیستم من** نه صوفیم نه سالوس ریایی  نه وهابی نه بابی نه بهایی** نه این را ونه آن را دوست دارم  امیرالمومنین را دوست دارم** نه در دل هست مهری زآن سه تن یار   نه با اهل سقیفه دارمی كار** مسلمانم مسلمان غدیرم** امیرالمومنین باشد امیرم   بود خاك در او آبرویم** غلام یازده فرزند اویم** دلم از خردسالی با علی بود  سخن ناگفته ذكرم یا علی بود** چو از اول گلم را میسرشتند  بر آن گِل نام مولا را نوشتند ** ولای مرتضی بودوگِل من  علی بود وعلی بود دل من** سرم بر هرقدم خاك رهش باد كه مادر یا علی گفت مرا زاد** سروپای وجودم با علی بود  خروشم بانگ یا مولا علی بود** لب خاموشم از مولا علی گفت   موذن هم به گوشم یا علی گفت ** به عشق مادر از آن رو اسیرم   كه با اشك ولایت داد شیرم ** مرا اندر غدیر عشق زادند  سرشك شوق وشیرعشق دادند ** سرشك وشیر با خونم عجین شد تولای امیرالمــــــــومنین شد** اللهم عجل لولیك الفرج **********
يکشنبه 25/9/1386 - 13:41
پسندیدم 1
UserName
x