صبر یک زن
توسط : aftab
 
بسم الله الرحمن الرحیم

داستانی از صبر یک زن
در ميان پيروان مكتب انبياء نمونه‌هاى درخشانى از صبر و پايدارى در صحنه امتحان ديده مى‌شود كه هر كدام الگو و اسوهاى مى‌تواند باشد.

زن مسلمان باديه نشينى بود به نام ام عقيل كه دو ميهمان بر او وارد شد، فرزندش همراه شتران در باديه بود، در همان لحظه به او خبر دادند كه شتر خشمگين فرزندش را در چاه انداخته و بدرود حيات گفته،
زن با ايمان به كسى كه خبر مرگ فرزند را براى او آورده بود گفت:
از مركب پياده شو، و به پذيرائى از مهمان‌ها كمك كن،
گوسفندى که حاضر داشت به او داد تا آن را ذبح كند و سرانجام غذا آماده شد و به نزد ميهمانان گذاشت آنها مى‌خوردند و از صبر و استقامت اين زن در شگفت بودند،
يكى از حاضران مى‌گويد: هنگامى كه از غذا خوردن فارغ شديم، زن با ايمان نزد ما آمد و گفت: آيا در ميان شما كسى هست كه از قرآن به خوبى آگاه باشد، يكى از حاضران گفت: بله من آگاهم، گفت: آياتى از قرآن بخوان تا در برابر مرگ فرزند مايه تسلى خاطر من گردد،
او مى‌گويد: من اين آيات را براى او خواندم "و بشر الصابرين. الذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا انا لله و انا اليه راجعون. اولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمة و اولئك هم المهتدون ."
زن خداحافظى كرد سپس رو به قبله ايستاد و چند ركعت نماز گزارد، سپس عرض كرد:
اللهم انى فعلت ما امرتنى، فانجز لى ما وعدتنى؛
خداوندا! من آنچه را تو دستور داده بودى انجام دادم، و رشته شكيبائى را رها نساختم، تو هم آنچه را از رحمت و صلوات به من وعده داده‌اى بر من ارزانى دار.سپس اضافه كرد: اگر بنا بود در اين جهان كسى براى كسى بماند ... يكى از حاضران مى‌گويد من فكر كردم مى‌خواهد بگويد فرزندم براى من باقى مى‌ماند، اما ديدم چنين ادامه داد: پيامبر اسلام محمد صلى الله عليه و آله و سلم براى امتش باقى مى‌ماند!
دوشنبه 5/9/1386 - 8:15
پسندیدم 0
UserName