تو...

تو مثل آمدن يک غروب دلتنگی
و با تمام غزل های من هماهنگی
چقدر گريه و باران برايم آوردی

چقدر هق هق تازه چقدر دلتنگی
شميم عطر خيال تو در تنم جاريست

اگرچه دورتر از صدهزار فرسنگی
چه خوب ميشد اگر اهل کوچه ام بودی
تو بودی و شب و صدها دريچه رنگی
تمام ميشوم آخر بدون ديدارت
بيا ببينمت از پشت قاب دلسنگی

شنبه 3/9/1386 - 19:12
پسندیدم 0
UserName