عشق خدائي...

ما در ره عشق تو، اسيران بلائيم
كس نيست چنين عاشق بيچاره، كه ماييم
بر ما نظري كن، كه در اين شهر غريبيم
بر ما كرمي كن، كه در اين شهر گدائيم
زهدي نه كه در كنج مناجات نشينيم
وجدي نه كه، بر گرد خرابات بر آئيم
حلّاج وشانيم، كه از دار نترسيم
مجنون صفتانيم، كه در عشق خدائيم
ترسيدن ماچونكه هم از بيم بلا بود
اكنون زچه ترسيم؟ كه در عين بلائيم
ما را به تو سرّيست كه كس مَحرم آن نيست
گر سر برود، سر تو با كس نگشائيم
ما را نَه غم دوزخ و نَه حرص بهشت است
بردار ز رخ پرده كه مشتاق لقائيم

شمس تبريزي(مولانا)

دوشنبه 14/8/1386 - 10:1
پسندیدم 0
UserName