قرآن و راههای غلبه بر مشکلات روحی و روانی
توسط : ahmad21
انسان در دنیای تضادها، گرفتار مشكلات فردی و جمعی و یا روانی و جسمانی بسیار است. كسی را نمی توان یافت كه از مشكلات و معضلات سخن نگوید و یا از آن ننالد. از این رو، شناخت و یافتن راهكارهایی برای برونرفت از این مشكلات، دغدغه هر انسانی است. حتی كسانی كه از راهكارهای موفقیت، سخن می گویند و طرح ها و پیشنهادهایی را در این زمینه ارایه می دهند، در حقیقت به نوعی سخن از راه های برونرفت از مشكلات و دشواری هایی می كنند كه مانع عمده در سر راه تحقق آرمانی است كه از آن به عنوان موفقیت یاد می كنند. مقاله حاضر در صدد تبیین راهكارهای قرآن جهت برون رفت از مشكلات روحی و روانی است كه با هم آنرا از نظر می گذرانیم .
● چگونگی مواجهه با مشكلات
برخی از مشكلات و دشواری ها به گونه ای است كه انسان حتی با عقل جمعی و مشاوره با دیگرانی چون استادان آگاه و كارشناسان نمی تواند راهی برای بیرون آمدن از آن بیابد. مواردی كه به حق می توان گفت كه انسان در آن حالت از همه كس و همه چیز نومید می شود و همه درهای رهایی را به سوی خود بسته می بیند. در این گونه موارد است كه پای رمالان و دلالان باز می شود تا با سركیسه كردن مردم راه برونرفت را در اختیار ایشان بگذراند. راه هایی چون فال قهوه و پیش گویی و ورد و جادو و جفر و اسطرلاب از روش های كسانی است كه وامانده و نومید از یافتن راهی معقول و معمول برای رهایی از مشكلات خود هستند. برخی نیز در اوج مشكلات به جهت سستی بنیادهای بینشی و گرایشی دست به خودكشی می زنند. در حقیقت به جای حل و فصل مشكلات می كوشند تا با پاك كردن صورت مساله یعنی خویشتن خویش، از رنج مشكلات و گرفتاری ها برهند. این اوج نومید و یاس است كه خداوند از آن به قنوط تعبیر می كند و در قرآن می فرماید: اذا مسه الشرفیؤس قنوط (فصلت آیه ۴۹)؛ هنگامی كه به آنان شر وبدی می رسد (و گرفتار مشكلات و ناملایمات زندگی می گردند پس مایوس و نومید می گردند. در جایی دیگر این افراد و اشخاص را انسان هایی گمراه می شمارد كه حق و راه درست را نشناخته و بدان سو نمی روند: و من یقنط من رحمه ربه الا الضالون (حجر آیه ۵۶)؛ و جز گمراهان كسی از رحمت پروردگارش مایوس و نومید نمی شود.
نومیدی و بریدن از حق و رحمت واسع و گسترده او به عنوان گناهی كبیره و بزرگ شمرده شده است كه هر مومنی به خدا و رستاخیز می بایست از آن پرهیز كند، (زمر آیه ۳۹) و از این كه دچار گرفتارهایی و مشكلات و بدی ها می شود نمی بایست از خدا و رحمت او نومید شود. (روم آیه ۳۶)
● علوم غریبه و راهكارهای پیشنهادی آن
برخی با توجه به تایید علوم و دانش هایی كه در اصطلاح از آن علوم غریبه یاد می كنند می كوشند با استمداد و یاری از آن مشكلات خود را كه از طرق عادی و معمولی و اسباب ظاهری و طبیعی قابل حل و فصل نیستند، حل نمایند. در برخی از آیات و حتی روایات از توانمندی های برخی از افراد چون هاروت و ماروت (بقره آیه ۱۰۲) و جنیان كه دارای قدرت فوق العاده ای بوده اند (نمل آیه ۳۹ و ۴۰ نیز جن آیات ۶ و ۷) سخن رفته است. سحر و جادو در برخی موارد تایید شده و این دانش ها به عنوان علومی یاد شده است كه توانمندی های خاصی برای انسان فراهم می آورد. از این رو هر چند كه برخی از رفتارها و استفاده ها و یا سوء استفاده ها مورد نكوهش و سرزنش قرار گرفته است ولی اصل آن مورد تردید نیست. از این رو برخی بر این باورند كه می توان با استفاده مشروع از این علوم و دانش ها به مقصد و مقصود رسید و مشكلات را از پیش رو برداشت. اما ناگفته نماند كه این علوم و دانش ها در اختیار هر كسی نیست و افزون بر دور بودن از دسترسی توده مردم، موجبات سوء استفاده نیز در آن فراوان است. این را ه ها نه تنها در اختیار همگان نیست بلكه دغل كاران در این عرصه زیاد هستند. افزون بر این كه این علوم و دانش ها به گونه ای نیست كه عموم مردم بتوانند از آن بهره گیرند. بنابر این بهترین راهكار آن است كه انسان با استفاده از كوتاه ترین و مناسب ترین و درست ترین و كم هزینه ترین راه كه در اختیار همگان است به مقصد و مقصود دست یابد. این راه همان چیزی است كه ما از آن به راهكارهای قرآنی برای برونرفت از مشكلات و معضلات دنیایی و اخروی، مادی و معنوی یاد می كنیم.
● نگاه قرآن به علل مشكلات
قرآن برای مشكلات و دشواری ها وبدی هایی كه انسان بدان گرفتار می شود عللی را بیان می كند. شناخت این علل می تواند برای درك و فهم بهتر راهكارهایی كه قرآن برای برونرفت از مشكلات ارایه می دهد مفید وسازنده باشد؛ زیرا بدون شناخت علت های پیدایی مشكلات نمی توان به راهكارهای برونرفت دست یافت و یا اگر راهكارهایی ارایه می شود بدان اعتماد و عمل كرد. به عنوان نمونه كسانی كه به سوی رمل و جفر و اعداد كشیده می شوند میان مشكلات و راهكارهایی كه این دسته افراد و اشخاص ارایه می دهند نوعی رابطه علی و معلولی می یابند و می كوشند تا با برطرف كردن (دفع و یا رفع) آن بتوانند از مشكلات برهند و به موفقیت دست یابند. این دسته افراد دست كم به رابطه همبستگی میان مشكلات و مثلا رمل اعتقاد دارند و بر این باورند كه رمل می تواند این دسته از مشكلات را بردارد. ایجاد محبت یا دشمنی با ورد و یا دعای خاص به معنای باور به نوعی همبستگی میان دو پدیده است. این باور است كه فرد را به سوی دعانویس و یا رمال می كشاند.
بنابراین برای فهم درست راهكارهای قرآنی برای برون رفت از مشكلات و معضلات، شناخت عللی كه قرآن برای مشكلات بیان می كند می تواند مفید باشد. از این رو می بایست پیش از بیان راهكارهای قرآنی برای برون رفت از مشكلات مختلف و متعدد، به بیان عللی بپردازیم كه قرآن آن ها را به عنوان علل مشكلات به صورت صریح و بی پرده و یا در قالب مثال و غیرمستقیم بیان و مطرح كرده است. یكی از عللی كه قرآن برای ایجاد مشكلات بیان می كند طبیعت دنیاست. دنیا به عنوان مكان تضاد به گونه ای است كه نمی تواند برای همگان یكسان عمل كند. اگر برای كسی كه خشت می زند، آفتاب مفید و سازنده است برای دیگری كه كشت و زرع دارد باران امری مفید شناخته می شود. از این رو برای فردی بارش باران موفقیت آور و سازنده است ولی برای دیگری مشكل آفرین و مضر شناخته می شود.
از علل دیگری كه می توان برای مشكلات بیان داشت، آزمونی بودن دنیاست. دنیا برای انسان به عنوان مكان تكلیف و بروز استعدادها و ظرفیت ها عمل می كند. انسان تا دچار مشكلات و معضلات نگردد نمی تواند، ظرفیت ها و توانمندی های سرشته در خود را آشكار و آزاد سازد. ظرفیت ها و توانمندی هایی كه قرآن از آن به اسما و جعل اسما می كند (بقره ۳۲) هرنام و اسمی كه در انسان سرشته و نهاده شده است یك توانمندی و قدرتی است كه می تواند با آن برخود و جهان سیطره كند و به عنوان آفریننده و پروردگار عمل نماید. این توان از آن رو در انسان سرشته شده است كه انسان خلیفه خدا در زمین و هستی است و زمین و دنیا به عنوان قرارگاه موقت او عمل می كند تا در یك فرآیند به نسبت طولانی خود را آن چنان كه هست بشناسد و نشان دهد. (مستقر و متاع الی حین) از این رو دنیا را آزمایشگاه انسان سازی دانسته اند كه درمیان تضادها و اختلافات و مشكلات می تواند ظرفیت های خود را آزاد ساخته و به فعلیت رساند. مشكلات و دشواری هایی كه پیش روی بشر قرار می گیرد، موجب می شود تا انسان برای رهایی از آن به تفكر و ابتكار و ابداع و اختراع دست زند و مشكلات را به خرد و عقل و ایمان خود به موفقیت تبدیل و تغییر نماید. به همین علت گفته اند كه نیاز و احتیاج مادر اختراع و ابتكار است.
نیاز در حقیقت چهره دیگری از مشكلات است كه انسان با آن رو به روست.
وقتی مشكلی ایجاد می شود نیازی پدید می آید و انسان برای رفع این نیاز و مشكل می كوشد تا راهكارهایی را بیابد و این هنگام است كه خلاقیت و تخیل دست به دست هم می دهند و راهی برای نیاز و مشكل پیدا می كنند. از علل دیگری كه قرآن آن را به عنوان علل مشكلات بیان می كند، نوع رفتار انسان با خود و طبیعت است. برخی از گرفتاری های انسان برآیند و نتیجه اعمال و رفتاری است كه انسان نسبت شخصیت خود و یا نسبت به دیگران و یا جامعه و یا زمین انجام می دهد. قرآن دراین باره می فرماید: ظهر الفساد فی البر و البحر بما كسبت ایدی الناس (روم آیه ۴۱)؛ فساد و مشكلات در خشكی و دریا به جهت دستاوردهای مردم پدیدار شد. به این معنا كه برخی از دستاوردهای بشر و مردم چیزی جز فساد در محیط زیست نیست. این گونه دستاوردهای زیانبار انسانی است كه محیط زیست را به فساد و تباهی می كشاند و در نتیجه آن برای آدمی مشكلاتی پدیدار می گردد. در آیه دیگری نیز مشكلات فردی را كه از آن به سیئات و بدی ها تعبیر می كنیم، به اعمال انسانی و دستاوردی از آن به شمار آورده می فرماید: و ان تصبهم سیئه بما تقدمت ایدیهم اذا هم یقنطون (روم آیه ۳۶) و هرگاه بدی به جهت آن چه دست هایشان پیش فرستاده بدان ها می رسد دراین هنگام نومید و مایوس می شوند.
این گونه مشكلات و بدی هایی كه به انسان به جهت اعمال و رفتار نادرست فردی و یا جمعی به خود و یا جامعه و حتی محیط زیست می رسد، بدی هایی هستند كه می بایست انسان خود را سرزنش كند ولی با این همه نومید نگردد؛ زیرا خداوند حتی برای این گونه مشكلات كه بازتاب عمل خودمان می باشد، راهكارهای برون رفتی را ارایه داده است.
● راهكارهای برون رفت از مشكلات از نگاه قرآنی
قرآن برای برون رفت از همه مشكلات حتی آنهایی كه بیرون از اراده و اختیار ماست و در حقیقت می توان آن را مشكلات طبیعی دنیا دانست راهكارهایی را ارایه داده است. این راهكارها، افزون بر راهكارهایی است كه قرآن به عنوان راهكارهای عادی و معمولی و از طریق بهره گیری از ابزار و اسباب دنیوی ارایه می دهد. به این معنا كه انسان برای رهایی از مشكلات می تواند از سازوكارهایی استفاده كند كه وی را از مشكلات رهایی می بخشد. این راه ها را می توان در حوزه های مختلف و با بهره گیری از پیامبر باطنی یعنی خرد و عقل و دیگر اسباب به دست آورد.
چنان كه گفته شده است كه برای هر دردی مادی درمانی است. استفاده از دارو و پزشك و مانند آن در درمان بیماری ها از راه هایی است كه خرد بشری به آن می رسد. در برخی از روایات معتبر اسلامی آمده است كه: ان الله یابی ان تجری الامور الا باسبابها؛ این كه خداوند پرهیز دارد كه امور دنیا به جز از راه سبب ها جریان پیدا كند. به این معنا كه برای هر مسئله ای راه و سببی ماده و تكوینی و طبیعی قرار داده است.
اما سخن این است كه وقتی انسان از این اسباب به هر دلیلی بهره نتواند بگیرد و یا به سختی و دشواری از آنها استفاده كند و یا در مقام نومیدی از اسباب قرار گیرد چه راه كاری را قرآن برای این مرحله و مرتبه قرارداده است؟ آیا اصولا سازوكاری برای این مرتبه و مرحله است؟ اگر راهكاری وجود دارد آن چیست؟ آیا رمل و جفر و پناه بردن به سحر و جادو و دیگری شیوه و علوم كه در اصطلاح به آن علوم غریبه گفته اند امری درست است. اگر این راه كار نادرست و یا برای عموم قابل دسترسی نباشد آیا اسلام و قرآن راهكاری عام و كلی و برای همگان قرارداده است؟ آن راهكار پیشنهادی و سازوكاری قرآنی برای برونرفت از چنین مشكلاتی و همه مشكلات چیست؟ در این نوشتار كوشش می شود تا روش و یا روش های برونرفتی كه قرآن بدان اشاره كرده را و بسیار بر آن تأكید داشته و در آیات بسیاری بدان پرداخته و به عنوان اصل كلی به انسان تعلیم داده است، شناسایی و بیان شود.
۱) استغفار:
یكی از مهم ترین راهكارهای قرآنی برای برونرفت از مشكلات استغفار است. استغفار به معنای درخواست پوشش و گذشت و آمرزش است. (مفردات راغب) به این معنا كه انسان از خدا می خواهد كه وی را ببخشد و در حق وی گذشت نماید و او را به رحمت خود پوشش دهد. این واژه در اصطلاح قرآنی به معنای درخواست زبانی یا عملی آمرزش و پوشش گناه از خداوند به هدف مصونیت از آثار بدگناه و عذاب است. (كشف الاسرار ج۲ ص۴۶ و نیز التحریر و التنویر ج۴ ص۹۲). استغفار با توبه این تفاوت را دارد كه استغفار آمرزش خواهی از گناهان برای پیراستن روح است و توبه اقدام برای آراستن روح به صفات پسندیده ای چون توحید می باشد. (المیزان ج۱۰ ص۱۴۰) و یا استغفار درخواست آمرزش از گناهان پیشین و توبه پشیمانی و بازگشت به خدا درباره گناهانی است كه امكان دارد در مقام عمل انجام دهد. (تفسیر كبیر فخر رازی ج۱۷ ص۱۸۱) آیات بسیاری در قرآن به مسئله استغفار پرداخته است و ارزش و جایگاه و اهمیت آن را نشان داده است. (۶۸بار) در آیاتی از قرآن به پیامبر با آن كه اهل عصمت و طهارت است می فرماید كه به سوی خداوندت استغفار كن. در آیاتی نیز به مؤمنان دستور می دهد كه استغفار كنند. و یا این كه اهل استغفار در سحرگاهان باشند. پس از بیان اهمیت و ارزش استغفار به بیان این راهكار برای برونرفت از مشكلات و معضلات فردی و جمعی اشاره كرده و می فرماید: دوعامل اصلی و كلی است كه حتی عذاب هایی طبیعی و غیرطبیعی چون سیل و زلزله و جنگ و عذاب استیصالی و از میان بركن را از انسان دور می سازد. یكی وجود پیامبر(ص) است و دیگری استغفار می باشد. (انفال آیه۳۳) حضرت امیرمؤمنان(ع) می فرماید: در روی زمین دو وسیله و ابزار امنیت از عذاب الهی وجود داشت: یكی از آن دو وجود پیامبر(ص) بود كه با رحلت آن حضرت برداشته شد و انسان ها از آن محروم شدند ولی دیگری كه استغفار است همواره برای همگان تا قیامت وجود دارد. پس بدان تمسك جویید و چنگ زنید و آن گاه آیه ۳۳سوره انفال را خواند. (نهج البلاغه حكمت۸۸) استغفار تا آن اندازه مهم و ارزشمند نشان داده شده است كه حتی عذاب یعنی كیفر اعمالی كه در دنیا انسان به جهت تكوین و یا تشریعی بدان مبتلا و گرفتار می گردد، از وی و یا جامعه برداشته می شود. انسان با استغفار می تواند از این دسته عذاب های دنیوی و اخروی كه به جهت بازتاب و واكنش طبیعی اعمال گریبان گیر او می شود رهایی یابد. از مهم ترین آثار استغفار كه در آیات قرآن بدان اشاره شده می توان به پیشگیری از عذاب الهی (انفال آیه۳۳)، آمرزش گناهان (نوح آیه۱۰) افزایش روزی (نوح آیه۱۱)، ازدیاد فرزندان (نوح آیه۱۲) رفاه و عمر طولانی (هود آیه۳) نام برد. قرآن بیان می دارد كه بهترین زمان استغفار سحرگاهان است (ذاریات آیه۱۸ و نیز آل عمران آیه۱۷ و نیز یوسف آیه۹۸) زیرا حالات و موقعیت های مختلف زمانی و مكانی نقش اقتداری (مزمل آیه۶) و ویژه ای برخوردار است چنان كه درباره لیله القدر گفته شده است و (قدر آیه۱) و در مقاله ای بدان پرداخته شده است. شمار آن چنان كه در قرآن آمده است می بایست كثیر باشد تا اسم مستغفر در سحرگاهان بر او صدق كند و از مصادیق آن گردد. (ذاریات آیه۱۸) كثیر در آیات قرآن به معنای بیش از هفتاد آمده است. در تفسیری از علی بن محمد الهادی(ع) درباره معنای كثیر آمده است كه قرآن به پیامبر(ص) فرموده است كه خداوند تو را در مواطن كثیر یاری داده است و آن حضرت بیان می دارد كه شمار غزوه و سرایا آن حضرت بیش از هفتاد تا هشتاد بوده است بنابراین كثیر به معنای بیش از هفتاد است.
از این رو كسی كه می خواهد استغفار نماید می بایست در سحرگاهان و بیش از هفتاد بار به طور استمراری استغفار كند تا مصداق اهل استغفار شود. اما پیش از این كه به این روایات تفسیر تمسك شود، قرآن خود به صراحت به عدد هفتاد اشاره كرده است: «استغفر لهم او لاتستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعین مرده فلن یغفرالله لهم (توبه آیه۸۰) چه برایشان آمرزش بخواهی و یا نخواهی یكسان است حتی اگر برایشان ۷۰بار آمرزش بخواهی خدا آنان را نمی آمرزد. در این آیه به صراحت از عدد۷۰ یاد شده است كه می رساند ۷۰عدد مطلوبی است كه مؤمن می تواند با آن خود را در شمار مستغفران قرار دهد و از گناهان و مشكلات دنیوی و اخروی و نیز مادی و معنوی برهاند.
۲) توبه:
دیگر راهكار قرآن برای برونرفت از مشكلات دنیوی، توبه است. حضرت آدم پس از گرفتاری به دست ابلیس به درگاه خداوند توبه كرد و با بیان توبه خود را از بسیاری از بازتاب و پیامدهای عمل برهاند. (بقره آیه ۳۷) حضرت یونس(ع) پس از گرفتاری در شكم ماهی كه خداوند از آن به ظلمات تعبیر می كند با بیان توبه و اقرار به گناهان (البته می تواند اقرار به گناه در پیشگاه الهی به عنوان یك راهكار جداگانه مطرح گردد چنان كه حضرت موسی(ع) و برخی دیگری از پیامبران با این روش از مشكلات و پیامدهای طبیعی رفتار و اعمال خود رهایی یافتند) در پیشگاه الهی توانست از پیامدهای رفتار خود برهد كه در میان مردم از آن جمله به ذكر یونسی یاد می شود. قرآن این ذكر را این چنین بیان می دارد: لا اله الا انت سبحانك انی كنت من الظالمین؛ جز الله خدایی نیست، پاك و منزه هستی، و من از ستمكارانم. (انبیاء آیه ۸۸) قرآن از مشكلی كه یونس بدان گرفتار شده بود به ظلمات یاد می كند كه نشان دهنده شدت و تعدد مشكلی بود كه آن حضرت به جهت اعمال و رفتار خود بدان گرفتار شده بود.
۳) توسل و شفاعت:
گاه از این راهكار به وسیله نیز یاد می شود. (وابتغوا الیه الوسیله؛ مائده آیه ۳۵ و نیز اسراء آیه ۵۷) وسیله و یا عروه الوثقی (بقره آیه ۶۵۲ و نیز لقمان آیه ۲۲) و یا كلمات (بقره آیه ۳۷) هر چیزی است كه انسان با قراردادن آن به عنوان واسطه می كوشد تا از مشكلاتی كه بدان گرفتار آمده است رهایی یابد. انسانی كه خود از جایگاهی برخوردار نیست و نمی تواند به طور مستقیم اقدام كند به كمك افراد و اشخاصی كه در نزد خداوند از وجاهت و مقام خاصی برخوردار می باشند كمك و یاری می جوید تا آنان واسطه شوند و كمك كنند تا بتواند از مشكلاتی كه به جهت رفتار و یا اعمال و یا حتی به طور طبیعی به عنوان آزمون و یا طبیعت تضادی دنیا بدان گرفتار آمده است رهایی یابد. این افراد می توانند شهیدان و افراد صدیق و صالحان و پیامبران باشند؛ یعنی كسانی كه خداوند به آنان نعمت خاص بخشیده است و جزو منعمان درگاه ایزدی هستند (نساء آیه ۶۹) كسانی كه ما هر روز در نماز و نیایش خویش از خدا می خواهیم ما را در راه آنانی قرار دهد كه در راه مستقیم و صراط الهی هستند. این افراد كسانی هستند كه می توانند به عنوان شفیعان عمل كنند و ما را از مشكلات برهانند. كسانی كه در نماز شب از آنان به عنوان شفیع یاد می شوند تا پس از استغفار و توبه دست ما را گرفته و دستگیر ما باشند (عروه الوثقی). در قرآن همه اینان به عنوان شفیعان مطرح شده اند. ولی با این همه می توان گفت كه در این میان آنانی كه پیامبران و این شفیعان در هنگام گرفتاری و مشكلات به دامن ایشان چنگ می زدند از جایگاه و مقام برتری برخوردارند كه می بایست به عنوان شفیعان بدان ها رجوع كرده و از آنان یاری و كمك خواست. اینان كلمات نوری هستند كه بسیاری از مقربان درگاه ایزدی به آنان توسل جسته و شفاعت ایشان را خواستار شدند. اگر ما توبه را به عنوان اصلی جداگانه فرض كردیم و یا استغفار را به عنوان اصلی دیگر و مستقل بیان كردیم می توانیم بگوییم كه از نظر جایگاه به مقام شفاعت ایشان نمی رسد؛ زیرا كسی كه به مقام ایشان باور داشته باشد مانند كسی است كه تمام را در اختیار دارد. به سخنی دیگر چون كه صد آمد نود هم پیش ماست. كسی كه قایل به مقام و جایگاه این انوار و كلمات ربویی و الهی باشد می داند كه با چه كسی سخن می گوید و از چه كسی كمك و یاری می جوید. در شفاعت هم توبه نهفته است و هم استغفار و از این رو گفته اند كه صلوات بر محمد و آل محمد(ص) در حكم استغفار و توبه و شفاعت است؛ و گفته اند كه صلوات از فرشتگان استغفار است و از سوی خدا بخشش و آمرزش است و این همه در آیه: ان الله و ملائكته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما (احزاب آیه ۵۶)؛ خداوند و فرشتگان بر پیامبر صلوات و درود می فرستند. ای كسانی كه ایمان آورده اید شما بر او درود بفرستید و بر او به سلامی تسلیم باشید. بنابراین بهترین راهكار قرآنی برای برونرفت از مشكلات توسل و تمسك به پیامبر و خاندان طاهر و پاكش است كه خداوند آنان را مطهر گردانیده است و جایگاه ویژه ای بخشیده است (احزاب آیه ۳۳) و شفاعت ایشان را راهی برای بسیار بلكه همه مشكلات دانسته است. از این رو حضرت آدم زمانی توبه كرد و توبه اش پذیرفته شد كه توانست به آن كلمات تمسك جوید. كلماتی كه از خداوند تلقی كرده است. (بقره آیه ۳۷) این كلمات تنها استغفار و توبه نبود، بلكه كلمات نوری و وجودی بوده است. این كه این كلمات وجودی بودند نه لفظ و كلمات معمولی از آن جا دانسته می شود كه ضمیر «هم» كه نشان جمع مذكر است بدان ارجاع داده شده است. در قرآن كلمه به معنای امور وجودی به كار رفته است. از این رو از عیسی بن مریم(ع) به كلمه تعبیر شده است (نساء آیه ۱۷۱) و یا از موجودات دنیا به كلمات یاد شده است كه با جوهرشدن دریاها نمی توان همه آن كلمات وجودی را نگاشت و آمار و احصا كرد (كهف آیه ۱۰۹ و نیز لقمان آیه ۲۷)
۴) تقوا:
در نگره قرآنی به عنوان یك راهكار نه برای رفع بلكه دفع مشكلات اشاره شده است. به این معنا كه برخی از راهكارها و سازوكارهایی كه بدان اشاره شده می تواند در زمانی به كار رود كه انسان دچار مشكلات شده و راه حلی برای برون از آن نیافته است و همه اسباب و عوامل و علل طبیعی ناركارآمدی خود را نشان داده است، در آن زمان می توان با بهره گیری از یكی از آنها از دام آن مشكلات رها شد؛ ولی برخی از این راهكارها افزون بر آن می توانند موجب شوند تا مشكلاتی از این دست پدید نیایند.
یعنی افزون بر رفع بلایی كه واقع شده است می تواند بلا و یا بلایایی را دفع كرده و نگذارد صورت واقعیت و تحقق به خود گیرد. قرآن تقوا را به عنوان راهكاری برای هر دو جنبه بیان می كند. در آیه: ان تتقوا الله یجعل لكم فرقانا (انفال آیه ۲۹) بیان می كند كه چه سان می توان از بلایی واقعی رهید (و نیز زمر آیه ۶۱ و نیز فصلت آیه ۱۸) و گناهان انجام شده بخشیده و پوشش داده می شود (مائده آیه ۶۵ و نیز طلاق آیه ۵) و در آیه دیگری بیان می كند كه چه سان با تقوا می توان از پدیدآمدن بلایی جلوگیری به عمل آورد و از بیماری های روحی و روانی نجات یافت (اعراف آیه ۳۵)؛ یا برای مشكلاتی كه راه چاره ای نمی یابد برای آن راهكاری قرار می دهد تا از بن بست رهایی یابد (طلاق آیه ۲) و كارهایی كه سخت و دشوار است و به سادگی به سامان نمی آید به سادگی و آسانی حل نماید. (طلاق آیه ۴ و نیز لیل آیه ۵) قرآن یكی از روش های كسب نعمت های الهی و وفور آن را بهره گیری از عامل تقوا بر می شمارد و می فرماید: ولو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم بركات من السماء و الارض... (اعراف آیه ۹۶)؛ اگر اهل آبادی ها ایمان آورند و پرهیزگاری و تقوا پیشه كنند ما بركات آسمان و زمین را بر ایشان می گشودیم. چنان كه تقوا عاملی برای رهایی از مكر و كید دشمنان آدمی است به گونه ای كه مكر و فریب ایشان هیچ كارگر نیافتد. (آل عمران آیه ۱۲۰) چنان كه با تقوا می توان از شر جنون و دیوانگی و افسردگی هایی كه عامل آن انسانی و یا غیرانسانی است رهایی یابد و نجات پیدا كند (اعراف آیه ۲۰۱) و تلاش زبانی و بیمار دلان بی اثر خواهد شد. (احزاب آیه ۳۲)
يکشنبه 13/8/1386 - 21:21
پسندیدم 0
UserName