آداب غذا دادن 3
  غزالى گويد :
« اما اگر گرسنه باشد و يكى از برادران ايمانى اش بخواهد به او غذا دهد و او در انتظار وقت غذا خوردن آنان نباشد، بى اشكال است ؛ و وارد شدن در چنين حالتى كمك به آن برادر مسلمان است به خاطر ثواب غذا دادن كه راه و رسم پيشينيان است .
عون بن عبداللّه مسعودى ، سيصد و شصت دوست داشت كه در طول سال با آنها دوره داشت و سى دوست ديگر داشت كه در مدت يك ماه بين آنها دور مى زد و هفت دوست ديگر كه با آنها روز جمعه انجمن داشت . اين برادران به جاى كسب و كار به يكديگر كمك مى كردند و اين كمك و مساعدت و قصد تبرك ، براى آنها عبادتى بود. پس اگر وارد شود و صاحبخانه را نبيند اما اطمينان به دوستى او داشته باشد و بداند كه او از ورود اين مهمان و غذا خوردنش خوشحال است ، حق دارد كه بدون اجازه او غذا بخورد؛ زيرا مقصود از اجازه رضايت است . بخصوص در مورد خوردنيها كه جريان در اين موارد ساده تر است . چه بسا مردى بصراحت اجازه مى دهد و قسم هم مى خورد در صورتى كه او ناراضى است ؛ از اين رو خوردن غذاى او كراهت دارد و چه بسا فردى كه خود حضور ندارد و اجازه هم نداده اما خوردن غذاى او پسنديده است . از اين رو خداوند عز و جل فرموده است : « او صديقكم .» (1)
پيامبر (ص ) به منزل بريره وارد شد و با اينكه بريره حضور نداشت ، پيامبر غذا ميل كرد.(2) اين عمل پيامبر بدان سبب بود كه مى دانست بريره خوشحال مى شود. بنابراين جايز است كسى بدون كسب اجازه وارد منزلى بشود، و به همين مقدار كه بداند صاحبخانه راضى است اكتفا كند، اما اگر نداند ناچار بايد اول كسب اجازه كند سپس وارد شود.
مى گويم :
در كتاب كافى به سند صحيح رسيده است كه از امام صادق (ع )، از تفسير آيه شريفه « « ليس عليكم جناح ان تاءكلوا من بيوتكم » » تا آخر آيه پرسيدند: « « او صديقكم » » چه معنى دارد؟ فرمود: به خدا قسم ، همان است كه مردى وارد خانه دوستش مى شود و بدون اجازه او چيزى مى خورد.» (3)
در روايت ديگرى آمده است : « زن حق دارد بخورد، صدقه دهد و دوست حق دارد كه از منزل برادر مسلمانش بخورد و صدقه دهد.» (4)

پاورقى ها :

1-    بخشى از آيه 61 سوره مباركه نور است كه مى فرمايد: بر شما خطايى نيست كه از

خانه پدرانتان ... يا خانه دوستتان بخوريد. - م .


2- حديث بريره طبق نقل انس مورد اتفاق است (صحيح بخارى ، ج 2، ص 151 و

صحيح مسلم ، ج 3، ص 120 مراجعه كنيد) اما در صحيح مسلم عبارت به لفظ ديگر

است زيرا در اين كتاب از ورود پيامبر به خانه بريره ذكرى به ميان نيامده است .


3- كافى ، ج 6، ص 277، شماره 1 و 3.


4- كافى ، ج 6، ص 277، شماره 1 و 3.

يکشنبه 13/8/1386 - 15:14
پسندیدم 0
UserName