آب حيات

اي دل و جان عاشقان، شيفته‌ي لقاي تو
سرمه‌ي چشم عاشقان، خاك در سراي تو
مرهم جان خستگان لعل حيات بخش تو
دام دل شكستگان، طرّه‌ي دلرباي تو
در سر زلف و خال تو، رفت دل همه جهان
كيست كه نيست در جهان، عاشق و مبتلاي تو؟
دست تهي به در گهت، آمده‌ام اميدوار
لطف كن ارچه نيستم، در خور مرحباي تو
آينه‌ي دلِ مرا، روشنئي ده از كرم
بو كه ببينم اندر او، طلعت دلگشاي تو
جام جهان نماي من، روي طرب‌فزاي تست
گرچه حقيقت من است، جام جهان نماي تو
آرزوي من از جهان، ديدن روي توست و بس
رو بنما كه سوختم، ز آرزوي لقاي تو
نيست عجب اگر شود، زنده عراقي از لبت
كاب حيات ميچكد، از لب جان فزاي تو

يکشنبه 13/8/1386 - 10:36
پسندیدم 0
UserName