اعلاميه ي احترام و اعتماد به نفس –قسمت دوم
توسط : حامد...
 

اعلاميه ي احترام و اعتماد به نفس –قسمت دوم

 

- پرورش احترام و اتکاء به نفس بسيار ضروري است زيرا:

 

آن چه را ذهن بدان توجه نشان مي دهد. به همان اندازه نيز در نظر  ارزشمند مي پندارد و  آنچه را که ذهن در نظر ارزشمند نمي پندارد، در گوشه اي رها خواهد ساخت.

 

آنچه را که ذهن پيوسته آن را ارزشمند در نظر داشته باشد، همان را باور مي کند و آن را بسيار جدي مي گيرد و در نهايت به انجام دادن آن مبادرت خواهد ورزيد.

 

- پرورش احترام به نفس در يک فرد بالغ

 

افراد بزرگسالي که به هر دليل شرايط لازم را براي پرورش و شکوفايي چنين احساسي در دوران کودکي پيدا نکرده اند تنها خود مي توانند تصميم بگيرند که تغيير و تحولاتي در زندگي خود پديد بياورند يا نه...

 

اين وضعيت از طريق سپري کردن چندين مرحله مهم انجام مي گيرد:

 

- آگاهي يافتن از مشکل اصلي

 

نخستين کاري که مي توان براي پرورش احترام و اتکاء به نفس خود انجام داد اين است که از اين کمبود، آگاهي پيدا کنيم و سعي نماييم اين کمبودي را که زندگي ما را مختل ساخته است جبران کنيم.

 

- تغيير دادن روش برقراري ارتباط دروني و خارجي

 

ارتباط دروني

 

پيام هايي که از سوي والدين يا تمام کساني که در اطراف محيط زيست ما حضور دارند و در طول رشد و پرورش ما دريافت مي شود . در واقع اين نوعي برقراري ارتباط دروني است : نوعي ديالوگ دروني و باطني که گاه پايان ناپذير است و مي تواند بر تمام زندگي ، عواطف ، احساسات و اعمال و کردار ما تأثير بگذارد.

 

اين امکان هست که انسان بتواند از ديالوگ هاي باطني خود، به صورت خود آگاهانه آگاهي پيدا کند و ديالوگ هاي منفي گرايانه باطني خود را بشناسد و به تغيير دادن تدريجي اين نوع ديالوگ هاي باطني اقدام کند. و پيام هاي مثبت گرايانه و اميد بخش را جايگزين آنها سازد و آنها ( ديالوگ هاي مثبت) را با خود تکرار کند پس از چندي احترام و اتکاء به نفس در شخص به شدت افزايش پيدا مي کند.

 

برقراري ارتباط بيروني

 

چنانچه خود دروني ما، پيوسته ما را محکوم کند و بي وقفه، زبان به ملامت و شکايت از ما بگشايد، محتواي ارتباط ما با ديگران بازتابي از همين اوضاع دروني خواهد بود. بدينسان هنگامي که ديالوگ باطني تغيير مي يابد و يک رشته پيام هاي تشويق آميز براي خود صادر مي کنيم به ميزان احترام و اتکاء به نفس ما افزوده خواهد شد و طبعاً به همان اندازه نيز برقراري ارتباط با ديگران رضايتمندانه تر، راحت تر و ساده تر خواهد بود.

 

- تنظيم و ترميم افکار عجيب و غير منطقي

 

دکتر ديويد پورتر طي تحقيقاتي که انجام داده به اين نتيجه رسيده است که دست کم ده شيوه نادرست تفکر وجود دارد که مي تواند وضعيت روحي شخص را بيش از پيش به مخاطره اندازد. بسيار مهم و ضروري است که اين اشکال نادرست در روند تفکر را شناسايي کنيم تا بتوانيم با سهولت بيشتري آنها را از ذهن خود بيرون کنيم:

 

* به صورت مطلق انديشيدن (همه چيز يا هيچ چيز)

 

در اکثر شرايط زندگي هيچ چيز کاملاً مطلقي وجود ندارد بدين ترتيب هنگامي که شخص مي گويد «من آدمي ناشي و بي لياقت هستم» بايد دريافت اين شخص در اشتباه کامل به سر مي برد، ليکن از شدت تکرار اين گونه جملات نادرست، موفق مي شود بر شدت کمبود اتکاء به نفس خود بيفزايد. شايد جمله اي بدين شکل، مناسبتر و صحيح تر باشد« امروز خيلي ناشي و بي لياقت شده ام...» که البته اين شامل همه ي کارهاي ديگر نمي شود.

 

* کلي گرايي

 

«من هرگز در عمرم شانس نداشته ام !» بيان اين نوع جملات کلي که ناگهان بدون در نظر گرفتن واقعيت، همه چيز را در مجموعه اي منفي و ناخوشايند و ناراحت کننده، در بر مي گيرد، به کاهش اتکاء به نفس فرد کمک مي کند.

 

* نفوذ تصاوير منفي در تصاوير مثبت

 

مشاهده ي چيزهاي منفي، و فراموش کردن جنبه هاي مثبت، کاري است که اکثر مردم اين دنيا به انجام دادن آن مبادرت مي ورزند.

 

* نديدن جنبه هاي مثبت در وجود خويشتن

 

* نتيجه گيري شتابزده

 

پيشگويي اوضاع و اعلام عدم موفقيت آنها، بدين معناست که شما دقيقاً در شرايطي قرار خواهيد گرفت که اوضاع اساساً به خوبي پيش نرود و همان طور که خودتان بيان داشته ايد، همه کارها خراب از آب درآيد... اين شيوه هاي تفکر بر روي احساسات، لياقت و کارداني و مهارت شخصي و در نتيجه احترام به نفس تأثير مي گذارد.

 

* «مبالغه» يا برعکس « کمتر نشان دادن اوضاع»

 

در اينجا ما به جزئيات کوچک اهميت مبالغه آميزي مي دهيم و باعث کاهش اعتماد به نفس در خود مي شويم.

 

*استدلال کردن بر پايه ي احساسات

 

* بايد – لازم است – حتماً بايستي

 

عقيده اي که اغلب در ذهن برخي از انسان ها وجود دارد اين است که بايد حتماً برخي از کارها را انجام دهند و يا يک رشته حالات مشخص را در وجود خود آشکار سازند. عبارات «بايد» ، «لازم است» پيام هايي هستند که شخص در دوران کودکي دريافت کرده است و از هيچ نوع ارزش معتبري در زندگي فعلي آن شخص برخوردار نمي باشد.

 

* برچسب زدن

 

«من خيلي کودن هستم» گفتن اين گونه جملات، به احترام و اتکاء به نفس شخص، لطمه وارد مي آورد.

 

* سرزنش

 

ملامت کردن خود يا ديگران، هرگز هيچ نوع مشکلي را حل نمي کند.

 

- پذيرفتن مسئوليت هاي زندگي خويش

 

هر انساني بايد اين واقعيت را به خوبي دريابد که هيچ موجودي از راه نخواهد رسيد تا مسئوليت هاي زندگي انساني ديگر را در دست گيرد! در واقع هر انساني، به طور فردي و جداگانه، مسئول زندگي خود، و آن چه بدان مبدّل مي گردد، است. در نتيجه پذيرفتن مسئوليت زندگي خود، بدين معناست که سه سؤال اساسي از خود بپرسيد و سعي در يافتن پاسخ هايي براي آنها باشيد.

 

1- من چه چيزي براي خود مي خواهم؟

 

شما بايد با وضوح هر چه تمام تر، آن چه را که براي خود مي خواهيد ذر ذهن و قلبتان مشخص کنيد و در برابر مشکلات زندگي ايستادگي کنيد و بر ميزان اعتماد به نفسي که مي توانيد به خود داشته باشيد، بيفزاييد.

 

2- از ديگران چه انتظاري دارم؟

 

درخواستي واضح و روشن، همواره پاسخي واضح و روشن به همراه خواهد داشت.

 

3- بايد از چه کارهايي اجتناب کنم؟

 

اين پرسش بسيار اساسي است. رهاکردن برخي از خواسته ها براي پيشروي به جلو، اغلب مي تواند احساس اندوه و غصه، و نيز حالت رکود را در فرد کاهش دهد و شخص ديگر خود را در بن بستي اجتناب ناپذير مشاهده نکند.

 

- پرورش دادن حس شفقت و رحم

 

هر قدر بيشتر بتوانيم شفقت و رحم را در وجود خودمان پروش دهيم، بيشتر قادر خواهيم بود، بر ميزان ارزشي که در باطن براي خود تأمل هستيم بيفزايم.

 

شما نخست بايد خودتان را دوست داشته باشيد تا به ديگران عشق بورزيد. در واقع آن احساس امنيت و آرامش دروني اي که مخصوص کساني است که مي دانند مورد عشق و علاقه ي ديگران هستند و خود را به عنوان انسان هايي کاردان و ماهر و قابل مي دانند، اجازه مي دهد که نسبت به ديگران، بسيار دل رحم و مهربان و با محبت باشند و در غم و رنج و ناراحتي ديگران خود را سهيم بدانند.

 

- ارج نهادن به اعتقادات باطني خود

 

ارج نهادن به عقايد و اعتقادات باطني (که همواره رو به تکاملي و رشد است)، به معناي ابراز توجه به ارزش هاي و اعتقادات و آرمان هاي خود در زندگي روزمره و بهبود بخشيدن به رفتار ظاهري خود در جامعه است. در واقع، اين بدان معناست که انسان بتواند در شرافت و راستي و درستي کامل به زندگي بپردازد و در نتيجه پيوسته بر اتکاء به نفس خويش بيفزايد.

ادامه دارد...

 

يکشنبه 13/8/1386 - 9:15
پسندیدم 0
UserName